تعدادی از همسفران لژیون دوم از نمایندگی رودکی در باب دستور جلسه (کمک من به کنگره، کمک گنگره به من) چنین نوشتند:
سلام دوستان فرحناز هستم یک همسفر
کنگره کمکهای بسیاری به من کرده است؛ و من حال خوبم را مدیون کنگره هستم من هر خدمتی که در کنگره انجام دهم، جبران آموزشها و کمکهای کنگره نمیشود. به قول آقای مهندس که فرمودند: دینی به گردن نداریم ولی من همیشه خودم را مدیون این مکان امن و مقدس میدانم و از خدا میخواهم کمک کند تا بتوانم همیشه خدمتگذار کنگره۶۰ باشم. علم و دانشی که در کنگره میآموزم، از آموزشهای دانشگاه هم فراتر است. کنگره به من آموخت که چطور میتوانم در هر شرایطی بهتر و سالمتر زندگی کنم؛ و نوع نگاه مرا نسبت به سختیها و مسائل زندگی تغییر داده است؛ چرا که با وجود بعضی مشکلات و مسائل گذشته میتوانم با آرامش و آسایش به راه خود ادامه دهم و با صبر و تلاش به دنبال راه حل آن باشم. کنگره به من کمک کرد که ریشه مسائل را در وجود خودم جستجو کنم و نواقص خودم را بیابم و بر طرف کنم. کنگره به من نظم، آموزش و امید را آموخت. من با حضور در جلسات آرام آرام خودم را شناختم؛ آموزشهای کنگره۶۰ صبر و تعادل را به من آموخت. کنگره۶۰ به من یاد داد مسئول زندگی خودم باشم، من نیز وظیفه دارم به کنگره۶۰ کمک کنم. من نیز تجربیات خود را در اختیار تازه واردان قرار میدهم؛ سعی میکنم قوانین و حرمتهای کنگره را رعایت کنم. من با خدمت کردن حال خوبم را حفظ میکنم؛ کمک من به کنگره، کمک به خودم میباشد. انتقال آموزشها یکی از مهمترین خدمات من است. کنگره۶۰ خانهی دوم من شده است و من به بودن در این مسیر افتخار میکنم
سلام دوستان نرگس هستم یک همسفر
درکنگره ۶۰ همه دست به دست هم میدهند و به یاری هم میشتابند. کمکی از روی انسانیت و بدون هیچ چشم داشتی میباشد. این همه عشق و محبت از حضور در کنگره و آموزشها میباشد؛ که یاد میدهد فقط خودت نیستی، به اطرافت هم نگاه کن. باید دست به دست هم بدهیم تا به دیگران و تازه واردین کمک کنیم تا در مسیر آموزش کنگره قراربگیرند؛ زیرا ما هم روزی در سیاهی و تاریکی زندگی بودیم. باتوجه به اینکه انسان موجودی فراموش کار است و بسیاری از رویدادها را فراموش میکند، و این فراموشی بخشی از خلقت ما میباشد. گاهی فراموش کردنها میتواند برای ما مفید و گاهی مخرب باشد؛ به طور مثال، شاید فراموش کنیم چه وضعیتی داشتیم و در چه جایگاهی بودیم و یادمان برود چه کسانی کمک کردند تا به رهایی برسیم. همهی ما باید تلاش کنیم تا در مسیر کنگره۶۰ قدم برداریم و شکرگزار این حال خوب باشیم؛ و تمام سعی و تلاش خود را در جهت کمک به کنگره انجام دهیم تا کسانی که تازه قدم در کنگره نهادهاند، با آرامش و خیال آسوده و با کمک ما به رهایی برسند، و این چرخه ادامه داشته باشد. گاهی کمک ما معنوی و گاهی مادی است. یکی از کمکها، قانون یازدهم، که سبد پول کنگره میباشد را حمایت کنیم، چرا که کنگره۶۰ هیچ گونه ارگان دولتی نیست و با کمک و حمایت اعضاء کنگره به مسیر درمانی و آموزشی خود ادامه میدهد.
سلام دوستان عطیه هستم یک همسفر
تمام هستی بر مبنای دریافت و پرداخت بنا شده است. ما باید بگیریم و بازپس دهیم، یعنی هم گیرنده و هم فرستنده باشیم. کنگره به من کمک کرد تا بتوانم بر ترسهای خود غلبه کنم و بتوانم از ضدارزشهایی که در مسیر زندگی با آنها روبهرو میشدم، دوری کنم و به سمت صراط مستقیم رهنمود شوم. کنگره به من یاد داد در هر لحظه و هر شرایطی شکرگزار و سپاسگزار خداوند باشم. با تمام وجود واز صمیم قلبم میگویم: آموزشهای نابی که از کنگره دریافت کردهام را در هیچ جایی نمیتوانستم نظیرش را پیدا کنم. و اما کمک من به کنگره این است که من به عنوان همسفر باید تمام سعی خودم را بکنم، تا مانند راهنمایان قدم مثبتی در راه این مکان مقدس بر دارم، و برای اهداف و تعالی کنگره بکوشم. یکی از اصلی ترین کمکهایی که من میتوانم به کنگره داشته باشم، این است که مانند مانعی بر سر اهداف کنگره نباشم و همیشه و در همه حال در مسیری که مد نظر کنگره است که همان مسیر ارزشها میباشد، حرکت کنم. خدمتهای ما به کنگره، هم میتواند مادی و هم معنوی باشد، حمایت کردن از سبدهای کنگره، کمک به هم نوعان خودمان که در مسیر تاریکی میباشند. حتما این کمکها باعث میشود منه همسفر به آرامش و حال خوش برسم و باعث میشود که احساس کنم قطرهی کوچکی در این اقیانوس پهناور هستم و حس کنم که من هم وجود دارم و وجودم میتواند در هستی مثمر ثمر باشد.
رابط خبری: همسفر نعیمه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
ویرایش، تنظیم و ارسال مطلب: همسفر سمانه دبیر سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
60