English Version
This Site Is Available In English

اولین قدم جهان‌بینی، قدردانی و شکرگزاری است

اولین قدم جهان‌بینی، قدردانی و شکرگزاری است

جلسه یازدهم از دوره هفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بروجرد به استادی راهنما همسفر نازنین زهرا، نگهبانی راهنمای تازه واردین همسفر فاطمه و دبیری همسفر جمیله با دستور جلسه«کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» روز یکشنبه ۱۴دی‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شاکرم که امروز در جمع شما عزیزان، در شعبه‌ی پر انرژی بروجرد حضور دارم. از راهنمایانم خانم سمیه و خانم ملیحه، سپاسگزارم.
فکر می‌کنم اگر بخواهیم درباره‌ی این دستور جلسه صحبت کنیم، ساعت‌ها می‌توان حرف زد؛ این‌که کنگره۶۰ برای ما چه کارهایی کرده است. با این‌که مرزبان بودم، در سایت خدمت کردم و اولین کودکبان شعبه بودم، اصلاً نمی‌خواهم به آن فکر کنم؛ خجالت می‌کشم درباره‌اش صحبت کنم.
انسان اصولاً موجودی فراموش‌کار است. کل طراحی خلقت انسان توسط خداوند به‌گونه‌ای بوده که فراموش‌کار باشد که هم می‌تواند یک نعمت بزرگ و هم جنبه‌ی منفی داشته باشد. یادآوری بعضی خاطرات آدم را تا مرز مرگ می‌برد؛ یعنی هم می‌تواند صور پنهان مثبت داشته باشد و هم صور پنهان منفی؛ اما وقتی بحث قدردانی پیش می‌آید، برعکس باید مدام تکرار شود. فلسفه‌ی اتخاذ این دستور جلسات که هر ساله تکرار می‌شود همین است. آقای مهندس این دستور جلسات را برای همین اتخاذ کردند که هر سال یادآوری کنیم. وقتی انسان یک مصیبت یا گرفتاری را پشت سر می‌گذارد، یادش می‌رود چه مشکلاتی داشته و چه کسانی باعث شدند به حال خوش برسد.
مسافر من چقدر تلاش کرد که به رهایی برسد؛ با سقوط آزاد، بستری شدن در بهترین کمپ‌ها، رفت‌وآمد به بهترین کلینیک‌ها؛ اما نتیجه چه شد؟ آخرین بار، بر اساس تبلیغاتی که می‌گفتند «بدون درد و خماری، ۲۱ روزه هر نوع ماده‌ای را ترک می‌دهند»، یک پکیج گران‌قیمت سفارش دادم که شامل دمنوش و قرص متادون به صورت TDS در ۲۱ روز بود؛ یعنی می‌خواستند سیستم ایکس را که از تعادل خارج و دچار آسیب‌های صور پنهان و درد خماری شده بود، در ۲۱ روز با دمنوش درمان کنند.
اولین کمک کنگره‌۶۰ به من، کمک علمی بود؛ یعنی همان حل صورت‌مسئله‌ی اعتیاد. قدم بعدی این که با حس خودمان راهنما انتخاب می‌کنیم؛ راهنمایی که از وقتش می‌گذرد و انرژی‌اش را برای ما گذاشته و خیلی دلسوزانه علم کنگره۶۰ را به ما منتقل می‌کند.
قبل از ورود به کنگره۶۰ فکر می‌کردم چقدر به خودم اهمیت می‌دهم که پیش روان‌پزشک می‌روم و کلی قرص برایم تجویز می‌شود؛ اما راهنما به صورت رایگان و دلسوزانه این آموزش‌ها را در اختیار من قرار می‌دهد. کنگره۶۰ به من یاد داد چگونه زندگی کنم. جهان‌بینی را به من آموخت و یاد گرفتم که اولین قدم جهان‌بینی، قدردانی و شکرگزاری است.
اگر بپرسند بالاتر از سلامتی چیست یا بالاتر از پول و ثروت چیست، پاسخ من «قدردانی» است. اگر شکرگزار و قدردان باشیم، به همه‌ی این‌ها می‌رسیم. خدمت به خلق خدا نصیب هر کسی نمی‌شود. کنگره۶۰ بستری امن فراهم کرده تا بتوانیم خدمت کنیم. دوستانی داریم که از ته دل دوستمان دارند، از هم انرژی می‌گیریم و در کنار هم لذت می‌بریم. چه چیزی بالاتر از این؟
از وقتی به کنگره۶۰ آمدید، آیا فکر کرده‌اید اداره‌ی کنگره۶۰ به دست چه کسی است؟ آقای مهندس خیلی راحت می‌توانست بعد از درمانش برود و به زندگی خودش برسد؛ اما وقت گذاشت و حتی هزینه کرد تا کسانی مثل ما بیایند و به حال خوب برسند.
من قبل از کنگره۶۰ حتی تعادل در راه رفتن نداشتم. تمام تمرکزم را روی مسئله‌ای گذاشته بودم که نباید می‌گذاشتم و با همین کار، عمق بیشتری به آن می‌دادم؛ «اعتیاد مسافرم». اگر حواسم به خودم بود، حتی تخریب مسافرم هم کمتر می‌شد. این آموزش‌ها را کجا می‌توانستم یاد بگیرم؟ کنگره۶۰ یک نهاد مردمی است و تمام هزینه‌هایش از همین سبد و کارت‌هایی تأمین می‌شود که ما می‌کشیم. قبل از این‌که بخواهیم کمک کنیم، همیشه باید دو نکته را به خودمان یادآوری کنیم:
اول این‌که کنگره۶۰ به من هیچ نیازی ندارد و این من هستم که به کنگره۶۰ نیاز دارم.
دوم این‌که اگر بخواهم انفاق کنم و ببخشم؛ اما از ترس فقر باشد، یا بگویم «برای مبادا گذاشتم» و با ترس ببخشم، جهان هستی انفاقی از من نمی‌بیند. همان ترس را دریافت می‌کند و همان فقر را به من برمی‌گرداند.
هر خیر و نیکی که به انسان می‌رسد، بازپرداختی دارد. حالا این من هستم که انتخاب می‌کنم: بمانم و خدمت کنم یا بگذارم خودش با یک اتفاق تلخ پس بگیرد. خیلی‌ها درمان شدند و رفتند؛ اما بعد از مدتی با حال خراب برگشتند و دیگر هیچ‌وقت به آن حال خوب نرسیدند.
یک لحظه با خودم فکر نکنم که خیلی زرنگم یا بگویم این‌ها وقتشان اضافه است. فکر می‌کنم این صحبت‌های آقای مهندس را بارها شنیده‌اید؛ کسی که بنیان‌گذار کنگره ۶۰ است و می‌گوید: «من به کنگره‌۶۰ بدهکارم». حالا من چه بگویم؟ غیر از این‌که در مسیر باشم و خدمت صادقانه و درست انجام بدهم.قطعاً آقای مهندس، سیستم و راهنما از من راضی خواهند بود و می‌توانم آموزش‌هایی را که گرفته‌ام، عملی کنم.

این‌طور نباشد که کنگره۶۰ را محکم بچسبیم؛ اما از مسافر خود غافل شویم. به‌عنوان راهنما یک نکته را می‌گویم: در مورد سفر اولی‌ها، هیچ‌وقت سفر اولی‌ها با هم ارتباط نداشته باشند و مسافرها را با هم مقایسه نکنند. به امید خدا، رهایی تک‌تک شما را با هم جشن بگیریم.

در ادامه رهایی مسافر لژیون تغذیه سالم همسفر سودابه به راهنمایی همسفر فاطمه 

              🌼 تا باد چنین بادا 🌼

دریافت لوح تقدیر همسفر سارا و راهنمای تازه‌واردین همسفر زهرا 

مرزبان کشیک: همسفر زینب
تایپیست: همسفر جمیله رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بروجرد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .