English Version
This Site Is Available In English

چیزهایی که کنگره به من داده قابل شمارش نیست

چیزهایی که کنگره به من داده قابل شمارش نیست

جلسه دهم از دوره چهاردهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی صادق قم، با استادی راهنمای محترم مسافر قاسم، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر احسان، با دستور جلسه "کمک من به کنگره و کمک کنگره به من " یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان قاسم هستم یک مسافر. از ایجنت محترم آقا هاشم و گروه مرزبانی سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش ببینم و از نگهبان لژیون سردار آقا مجتبی سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم و از راهنمای گرامی‌ام آقا آرش یوسفی تشکر می‌کنم و حال خوش نسبی امروزم را مدیون زحمات ایشان هستم و از تک تک شما عزیزان ممنون و سپاسگزارم.

دستور جلسه: کمک من به کنگره و کمک کنگره به من 

دستور جلساتی که در کنگره 60 ارائه می‌شود، سعی کردم یک تفکری روی آن داشته باشم که در چه بابی این دستور جلسه آمده است و چه محصولی برای من دارد و یک هفته برای این دستور جلسه وقت می‌گذارم که یک محصولی برای من داشته باشد و مطمعناً این عزیزانی که دستورات جلسه را طراحی می‌کنند یک تفکر خوب و مثبتی دارند.

در این دستور جلسه هر شخصی قراراست از خودش در مورد آن سوال کند و نسبت به آن آگاهی و آموزشی که کسب کرده است به آن جواب بدهد من امروز روی خودم تعمق کردم که تا به امروز چه چیز هایی را کنگره60 به من داده است.

وقتی انسان به چرخه‌ی مصرف ورود می‌کند دو نیرو از انسان گرفته می‌شود، نیرویی که قرار بود به تکامل برسد ولی با استفاده از مواد مخدر، سیگار و کارهای ضد ارزشی که به تبع ورود به مواد مخدر در انسان سرازیر می‌شود، و آن دو نیرو جسم و عقل است، جسم من با ورود به مصرف مواد مخدر که قرار بود ساخته شود از بین رفته و نیروی منفی آهسته و آرام وارد وجود انسان می‌شود و تا زمانی که انسان مصرف کننده باشد متوجه این موضوع نیست که در چه چرخه‌‌ای نا به هنجاری ورود کرده است و یک زمانی متوجه می‌شود که که دیر است و می‌گوید معتاد شده‌ام و هزاران ضدارزشی دیگر در قبال آن بدست می‌آید.

نیروی دوم عقل است عقلی که ضایع می‌شود و از بین می‌رود عقلی که قرار بود استاد کار خوبی شوم تبدیل به یک کلاه بردار شدم و کار هایی که نباید انجام می‌دادم را انجام دادم و این دو نیرو با چرخه‌ی مصرف مواد از انسان گرفته می‌شود، در کنگره60 وقتی انسان وارد پروسه درمان می‌شود و چیزی که خیلی به آن تاکیید می‌کنند نظم و انظباط است و به تبع آموزش و یادگیری وقتی یک پنجم از داروی شخص کم می‌شود.

 

باید یک پنجم به دانایی شخص اضافه شده باشد، سفر اول قطع مصرف مواد مخدر می‌باشد و یواش یواش مسائل و جایگاه اجتماعی من را در ادامه به من برگردانده می‌شود و در ادامه از لحاظ مالی نیز قوی می‌شویم و با ورود به کنگره من دیگر مصرف کننده نیستم و این شربت اوتی به عنوان دارو استفاده می‌شود چون من سفر می‌کنم و با سفر از خیلی از مسائل وضدارزش ها دور می‌شوم و از نفرت و کینه به عشق و محبت نزدیک می‌شویم و همه این‌ها درسایه آموزش شکل می‌گیرد و اگر شخصی سی‌دی های کنگره ۶۰ راننویسد و آموزش نبیند فقط وقت خود را تلف کرده و دانشی پشت آن نمی‌باشد.

درلژیون سردار سفر اول با سرداری شروع می‌شود و یواش یواش با فهم و آموزش وارد دنوری میشود و یک پله بخشش به دست می‌آید این عزیزانی که در لژیون سردار پهلوان و دنور می‌شوند هیچکدام سرمایه دار نیستند فقط فهم بخشش را توانسته‌اند پیدا کنند.

شخص باسفر DST شبه افیونی درونش که ازکار افتاده بود فعال می شود وحالش خوب میشود، درلژیون سردار شخص از ترس به شجاعت می‌رسد و توانمند میشود و هم میتواند ببخشد وهم خوب پول دربیاورد.

دستور جلسه امروز چیزهایی که کنگره به من داده است قابل شمارش نیست. من درقبال کنگره چه کاری می توانم انجام بدهم؟ من درجهت حرمت وقوانین کنگره قدم بردارم وانتقال دهنده خوبی باشم. واگراین ها فرا گرفتم مرزبان وخدمتگزار باشم، سردار شوم دنور شوم وپهلوان شوم و..... و همه این‌ها درقبال این سفر که انجام می‌شود و فهم و دانش نصیب انسان می‌شود.

از اینکه به صحبت های بنده توجه کردین از همه شما تشکر میکنم.

تایپ: مسافر حمزه لژیون چهارم و مسافر علی اصغر لژیون پنجم و مسافر بهزاد لژیون هفتم
عکاس: مسافر علی اصغر لژیون پنجم
ارسال خبر همسفر امیرمحمد 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .