جلسه دوازدهم از دوره دوم لژیون سردار مسافران نمایندگی ملاصدرا با استادی مسافر عباس، نگهبانی پهلوان محترم مسافر حسنعلی و دبیری پهلوان محترم مسافر احمدرضا با دستور جلسه "کمک من به کنگره و کمک کنگره به من"در روز یکشنبه چهاردهم دیماه ۱۴۰۴ساعت۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، عباس هستم یک مسافر
خداوند را بهخاطر حضورم در کنگره ۶۰، نمایندگی ملاصدرا و لژیون سردار شاکر و سپاسگزارم. در هفته گذشته نگهبان لژیون سردار به من پیشنهاد این خدمت را دادند؛ اما از آنجا که فصل شلوغی را دارم و درگیر کارهایم هستم ابتدا خواستم امتناع کنم، ولی چون در کنگره آموزش گرفتهام که اگر خدمتی را رد کنم ممکن است تا مدتها این فرصت به بنده داده نشود و لذا با توجه به اعتقادی که به این فرضیه دارم، پذیرفتم که از ایشان هم به خاطر سپردن این خدمت تشکر میکنم.
من شخصاً به لژیون سردار کنگره ۶۰ اعتقاد خاصی دارم و این شور، انگیزه و اعتقاد را آقای قاسم فخاری که مدتی را به عنوان ایجنت، در این شعبه خدمت میکردند و به حق هم خدمات شایستهای داشتند در من به وجود آوردند.
دستور جلسه در مورد کمک من به کنگره و کمک کنگره به من میباشد. شخص من در این ۵سالی که در کنگره هستم به این باور رسیدم که همیشه به کنگره بدهکار هستم و این نهتنها در مورد من که در مورد همه مسافران و همسفران کنگره ۶۰ صدق میکند و حتی افرادی که همگی دیده و شنیدهایم که به عنوان مثال مبلغ سهپهلوانی را در لژیون سردار پرداخت کردهاند نیز باز هم بدهکارند و چه مثالی بهتر از اینکه حتی خود آقای مهندس، با تمام خدماتی که انجام دادهاند همواره میفرمایند که من هنوز حسابم را با کنگره تسویه ننمودهام و به کنگره بدهکار هستم. قرار است در این هفته در مورد کمکهایی که نمودهایم و چیزهایی که دادهایم صحبت و مشارکت بنماییم. از آنجایی که شخص من، هنوز دینم به کنگره را ادا ننمودهام، درابتدا چیزهایی که دادهام و برداشتهایی که داشتهام را عنوان مینمایم؛ چراکه من با خودم عهد کردهام که در لژیون سردار حتی با تکراری بودن مشارکت و گفتههایم باز هم آنها را عنوان نمایم تا شاید برای تازهواردین چراغی را روشن کنم چون همواره بر این باورم که محال است که چراغی را برای دیگران روشن بنمایی و خودت در تاریکی قرار بگیری. من زمانی که وارد کنگره شدم شدیداً بدهکار بودم و بهقولی به نون شبم محتاج بودم و اگر اغراق نکنم حتی توان خرید یک نان را نداشتم. تمام داشتههایم مثل ماشین، باغ و انبار را از دست داده بودم و با کولهباری از بدهی و درگیریهای روحی و روانی وارد کنگره شدم و اوضاعم طوری بود که حتی از ترس طلبکار، جرأت جواب دادن به تماسهایم را هم نداشتم. بههرحال ۱۲ماه سفر کردم و اگر حمل بر خودستایی نباشد واقعاً سفر خوبی داشتم و حتی تأخیر و غیبتی هم نداشتم. همواره خودم را سرزنش میکردم که توان پرداخت وجهی برای سبد قانون ۱۱ را نداشتم و اوضاعم طوری بود که حتی در جشن تولد یکی از راهنمایان، خودم و همسفرم قدرت پرداخت هیچ هدیهای را نداشتیم؛ اما به لطف خداوند، انجام سفر خوب، فرمانبرداری و داشتن خواسته، در همان یک سال سفر اولم و حتی با داشتن آن همه بدهی، توانستم مبلغ معادل یک دنوری و حتی اندکی بیشتر را پرداخت نمایم و در سال بعد هم همسفرم به این افتخار رسیدند و درادامه، در سال بعد خودم و دو همسفرم دنور شدیم.
امسال هم اجازه پهلوانی همسفرم را از آقای مهندس گرفتهام و تا الان مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان آن را نیز پرداخت کردهام. من ۱۰سال در یک انجیاو دیگر بودم و به اصطلاح پاک شده بودم، اما چه فایده که هزاران کار ضدارزشی انجام میدادم و هیچ وقت هم حال خوبی نداشتم، بهشکلی که اگر حتی سیخ و لوله را میدیدم به هم میریختم، ولی الان که ۵سال است در کنگره ۶۰ هستم و حتی در زمان مصرف شربت اوتی چه بسا که همواره حالم بهتر از آن ۱۰ سال است. قبل از آمدن به کنگره هیچوقت حال و اعصاب درستی نداشتم، آداب معاشرت را هم رعایت نمیکردم، ولی بهحمدالله الان حالم بسیار خوب است و این حال خوب را خودم چه در جامعه و چه در خانواده همواره لمس میکنم. به نظر شما با تمام این اتفاقاتی که برای من افتاده است و تمام چیزهایی که به دست آوردهام آیا با مبالغی که دادهام کاری برای کنگره کردهام یا همه آنها باز هم باز کردن مسیری برای کمک کنگره به خودم بوده است؟ قطعاً همه کمکهای من و شما به کنگره درادامه باعث باز شدن دربی برای کمک کنگره به خود ما است. باید بگویم که سال گذشته هم میتوانستم مبلغ پهلوانی را پرداخت نمایم و بهنظر خودم کوتاهی کردم که تا امسال صبر نمودم و این شور و حالی که من نسبت به لژیون سردار دارم شاید جدای از تمام دستاوردهایم از کنگره بهخاطر آن باشد که روزی که به عنوان خزانهدار لژیون سردار انتخاب شدم و درست زمانی بود که همهچیز خودم را نیز از دست داده
بودم از خدای خودم خواستم که تا ماه بعد که در این جایگاه قرار میگیرم مشکلات عدیدهای را که دارم برطرف شود و خداراشکر زمانی که به عنوان خزانهدار برای اولین بار در این جایگاه قرار گرفتم دقیقاً ۱۰روز بود که به خواستهام رسیده بودم و اینگونه است که من در کنگره کمکی که میکنم و حتی پرداختم برای سبد کنگره با عشق دل انجام میشود.
" از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، سپاسگزارم."
تایپ: راهنما تازهواردین مسافر کریم
ویرایش متن: مسافر محمود(نگهبان سایت)
عکس: راهنما تازهواردین مسافر جلیل
ارسال: سایت نمایندگی ملاصدرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
288