English Version
This Site Is Available In English

زندگی دوباره در جریان رودخانه کنگره

زندگی دوباره در جریان رودخانه کنگره

همسفر مهری
انسان‌ها در هر ساختاری به صورت دو‌طرفه نیاز به کمک و یاری همدیگر دارند؛ همه‌ در برابر هم مسئول هستند و در هرحال نیاز به کمک خداوند، جامعه، خانواده و دوستان می‌باشد. فرد مصرف‌کننده و خانواده‌اش دچار مشکلات و تخریب‌های زیادی می‌شوند؛ عقل، جسم و روان زایل می‌گردد و آرامش و امنیت از بین می‌رود. خانواده دچار تزلزل و تنش‌های زیادی می‌شود؛ اما با آمدن من همسفر و مسافرم به این مکان مقدس و گرفتن آموزش و راهنمایی، ذره‌ذره از کم‌و‌کاستی‌ها فاصله گرفته و به‌سوی آرامش قدم برمی‌داریم که این یک معادله دوطرفه می‌باشد؛ درنتیجه باید یکسری دریافت‌ها و پرداخت‌ها را به کنگره داشته باشیم.

اعتیاد باعث گردیده بود که مشکلاتی چون عدم آرامش، دروغ، ترس، منیت، نفرت و... فضای خانه را پرنماید. اکنون که در این‌جا حضور دارم‌ و با راهنمایی، آموزش و استفاده از تجربیات دیگران درحال سفر هستم، دوباره طعم شادی، آرامش، بازگشت عقل و ترمیم جسم را تجربه می‌نمایم.

نفس انسان در کنگره با آموزش و هدایت راهنماها ارتقاء پیدا می‌کند. من امروز دست دوستی به قدرت مطلق داده و ضدارزش‌ها را کنار گذاشته‌ام‌ و شخصیت اجتماعی از دست‌‌رفته خود را مجدداً احیاء می‌کنم. حال درمقابل این همه دریافت‌ باید پرداخت‌هایی را داشته باشم و مقایسه کنم که چه بودم و اکنون چه شده‌ام؟ چه‌چیزهایی که از دست داده بودم و امروز به من بازگشته است!

بنابراین لازم است جبران این همه لطف و صفای کنگره را به‌جا آورد؛ باید قدردان و فرمان‌بردار باشم، حرکت کنم، گوش به فرامین کنگره بسپارم، از هیچ‌گونه خدمت مادی و معنوی دریغ نکنم؛ همان‌طور که ما از دسترنج و تلاش آقای مهندس دژاکام و دیگران بهره‌مند می‌شویم، باید کاری کنیم که دیگران نیز از کمک ما استفاده نمایند.
دیگران کاشتند و ما خوردیم
ما بکاریم تا دیگران بخورند

همسفر فریده
حضور در کنگره فرصتی ارزشمند برای خدمت و ارتقاء کیفیت زندگی من فراهم کرد؛ فرصتی که تأثیرات مثبت و سازنده‌ای برای من به همراه داشت.
کنگره علم زندگی، صبوری، گذشت و فداکاری را به من آموخت. بزرگترین کمک کنگره برای من این است که در محیطی امن و صمیمی با وجود راهنمایان بسیار ارزنده درحال آموزش‌گرفتن هستم تا با این آموزش‌ها به طرف ارزش‌ها حرکت کنم.

من به‌واسطه حضور در کنگره دچار تغییراتی در زندگی‌ام شده‌ام و به قدری این‌ تغییرات در من مثبت و مؤثر بوده‌ است که اطرافیانم نیز متوجه آن شده‌اند.
جمله‌ بسیار زیبایی خوانده بودم که می‌گفت: آن‌هایی‌ که تغییر نمی‌کنند، حذف می‌شوند، آن‌هایی که دیر تغییر می‌کنند، اذیت می‌شوند و آن‌هایی موفق و پیروز هستند که تغییر می‌کنند.
کنگره برای من خانه‌ی امید است؛ این‌که چگونه می‌توانم راه‌حلی منطقی برای مشکلاتم پیدا کنم را مدیون کنگره هستم!

در رابطه با کمک من به کنگره باید بگویم که با خدمت‌‌کردن، قدردانی، احترام به قوانین کنگره، حمایت مالی و رعایت اصول، درحقیقت به خودم خدمت می‌کنم. امیدوارم بتوانم من نیز جزء خدمتگزاران با‌اخلاص کنگره باشم.

همسفر افسر
این دستور جلسه نکات زیادی به همراه دارد؛ کمک کنگره به‌ من، هزاران حرف و دلیل محکم برای همسفر افسر است: زیرا با ورود به کنگره، علم و آگاهی‌ام زیاد می‌شود و سلامتی و حال‌ خوب به من هدیه می‌دهد. کنگره بدهکاری‌ها، دوستان ناباب و خواب‌های پریشان مسافرم را گرفت و در عوض  اخلاق، رفتار، فکرکردن صحیح و دوست‌های ناب را داد؛ همچنین ما را با خدا و دستوراتش بیشتر آشنا کرد.

کنگره به‌ من آموزش‌های‌ زیادی داد؛ این‌که در برابر هر موضوعی واکنش نشان ندهم، شخصیت خودم را حفظ کنم و شکرگزار نعمت‌های خداوند و قدردان کنگره باشم. من همسفر باید تغییر را از خودم شروع کنم که با آموزش‌ها و  نوشتن سی‌دی‌ها ذره‌ذره این تغییرات به‌وجود می‌آید.
خدا را شکر می‌کنم که کنگره را سر راه من قرار داد و لیاقت نشستن بر صندلی کنگره و آموزش‌گرفتن را به من داد. دیگران کاشتند و ما برداشت می‌کنیم؛ امیدوارم ما هم بتوانیم با خدمت‌کردن به دیگران در آینده این نعمت را بازگردانیم.

در کنگره یاد گرفتم که انسان معتاد، انسان بدی نیست. کنگره فرصت زندگی‌‌کردن، رشد‌یافتن و مبارزه‌ با سختی‌ها را به من یاد داد. آموختم آخر هر پایانی سرآغاز کار جدیدی است‌. انسان‌هایی که در تاریکی بودند با تفکر وارد روشنایی شدند. چه انسان‌هایی‌ که همچون یک معلم، استاد و راهنما هستند و با آن‌ها آشنا می‌شویم و به ما راه زندگی‌کردن را می‌آموزند و این کار بزرگی است!

کنگره به من یاد داد که حتی اگر کسی دکتر و مهندس باشد؛ اما اندیشه نداشته باشد به بن‌بست می‌رسد. باید با درس‌گرفتن خود را بسازم و عقل و ایمان خود را قوی کنم؛ درواقع این‌جا زندگی دوباره به من همسفر بخشید.

زندگی همچون رودخانه‌ای درگذر است و مسیرهای هموار و راه‌های پر‌پیچ‌و‌خم دارد؛ اگر تلاش نکنیم نمی‌توانیم در این مسیر موفق باشیم‌، باید بکوشیم در جریان رودخانه نایستیم؛ بلکه عبور کنیم و گذرکردن را بیاموزیم. آموختم‌ تزکیه و پالایش را از خودم شروع کنم تا بتوانم فردی مفید برای خود، مسافرم و دیگران باشم.

ویرایش: رابط خبری راهنما همسفر ریحانه (لژیون ششم)
عکاس: همسفر ناعمه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد

 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .