دوازدهمین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی هاتف با نگهبانی مسافر اکبر و استادی مسافر رضا و دبیری مسافر علی با دستور جلسه"کمک من به کنگره و کمک کنگره به من" روز یکشنبه 17 دی ماه 1404 ساعت 17:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سپاسگزار خداوندم بابت حضورم در کنگره 60 ، از ایجنت محترم، لژیون مرزبانی و تمامی خدمتگزاران شعبه هاتف سپاسگزارم، در خصوص دستور جلسه کمک من به کنگره و کمک کنگره به من، باید عرض کنم که من این دستور جلسه را به دو بخش مجزا تقسیم کردم بخش اول کمک کنگره به من، وقتی وارد کنگره شدیم نیاز به کمک و حمایت داشتیم و کنگره همه ما را با آغوش باز و محبت قبول کرد و آنچه که نیاز من بود در اختیار من گذاشت تا به رهایی برسم.
اکثر ما قبل از ورود به کنگره به انواع مختلف مانند کمپ، سم زدایی و … میخواستیم به رهایی برسیم ولی امکانپذیر نبود و چه آزارها و آسیب هایی به خودمان دادیم و چه مشکلاتهایی که برایمان درست شد ،از دکتر روانپزشک استفاده کردیم ولی هیچ کدام جوابگو نبود تا وقتی وارد کنگره شدم و کمکی که کنگره به من و مصرف کنندگان مواد مخدر که خواستار رهایی از دام اعتیاد بودند، کرد شکافتن صورت مسئله اعتیاد بود.
قبلاً ترکهای خیلی زیادی کرده بودم و خسارت زیادی به خودم زدم ولی آقای مهندس با قاطعیت اعلام کرد که اعتیاد درمان دارد، به روش DST و به تعادل رسیدن سه ضلع جسم، روان و جهان بینی، اعتیاد درمان میشود.
در ابتدا من نمیدانستم جسم و روان و جهان بینی چه چیزی هست و چون میخواستم به درمان برسم آمدم و به آموزش ها عمل کردم و دانشی که در کنگره است به من خیلی کمک کرد، بدون هیچ چشم داشتی با حسن نیت با محبت به من راه انسانیت را آموخت و به من آموزش داد که نباید فراموش کنم که انسانیت یعنی چه، انسانیت کمک کردن به هم نوع خودم است، اگر من اینجا چیزی یاد گرفتم باید به هم نوع خود انتقال بدهم و در صراط مستقیم باشم و به زندگی خود امیدوار باشم و به خودم و خانواده و اطرافیانم عشق بورزم.
چرخه ی کنگره از حرکت باز نمیایستد، اگر من خدمت نکنم به راه خودش ادامه میدهد ولی بهتر است من کمک کنم چون خدمت به کنگره خدمت به خودم است.
حتی آقای مهندس که بنیانگذار کنگره است میفرماید من به کنگره بدهکارم ما که جای خود داریم، انشاالله بتوانیم با خدمت کردن جبران کنیم، همین که من حرمت کنگره را بتوانم حفظ کنم بزرگترین خدمتی است که می توانم انجام بدهم.
در آخر از راهنمای خوبم آقا محمد تشکر میکنم که در این راه به من کمک کرد و بدون هیچ توقعی تمام تجربیاتش را در اختیار من گذاشت تا با به کار بردن آموزشها در زندگی به آرامش برسم، قبل از آشنایی با کنگره در شغل خودم بسیار بد دهن بودم ولی بعد از ورود به کنگره این بد دهنی را از من گرفت و به جایش احترام و عزت به من داده شد و این برای من خیلی با ارزش است، من با هیچکس نمیتوانستم به آرامی صحبت کنم و همهاش با دعوا و بد دهنی بود چون خودم را نمیتوانستم کنترل کنم ولی این را در کنگره یاد گرفتم که باید همیشه آرام باشم و انشاالله بتوانم در کنگره خدمتگزار باشم.

تایپ: مسافر علیرضا
ویرایش: مسافر محمد
عکس: مسافر مجید
ارسال: مسافر رحمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
545