English Version
This Site Is Available In English

من هیچ کمکی نتوانسته ام در مقابل به کنگره60 بنمایم.

من هیچ کمکی نتوانسته ام در مقابل به کنگره60 بنمایم.

جلسه هفتم از دور دوم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره60 نمایندگی هشتگرد، با استادی راهنمای محترم تازه واردین مسافر کامبیز،نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر هادی با دستور جلسه : کمک کنگره به من و کمک من به کنگره در روز یکشنبه 14 دی ماه 1404ساعت 17 برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان کامبیز هستم یک مسافر
در ابتدا خداوند را سپاسگزارم و خیلی خوشحالم که مجدد در این جایگاه هستم و اولین مشارکت رو میتونم انجام بدم از نگهبان محترم و دبیر محترم و گروه مرزبانی تشکر میکنم که این فرصت رو به بنده دادند که بتونم در این جایگاه خدمت کنم. و اما دستور جلسه امروز در مورد کمک کنگره به من وکمک من به کنگره، از کمک من به کنگره اگر بخواهم بگویم. اصلاً هیچ چیز نمی توانم بگویم، یعنی من شاید هیچ کمکی نتوانسته ام به کنگره60 بنمایم.
ولی برمیگردیم به قسمت اولش که می گوید کمک کنگره به من، سوال این است که کنگره برای من چکار کرده؟ کنگره60 در مرحله اول که آمدم و از درب نمایندگی وارد شدم، شخصی بنام راهنمای تازه واردین آمد و با عشق و محبت مرا در آغوش کشید و به من مشاوره داد و راه را نشان داد در مسیر حرکت کردم و اعتیادم را درمان نمودم، در ادامه که آمدم. کنگره مسیر زندگی را به من یاد داد.کنگره یک مسیر است، یک راه است، کنگره60 یک مکتب نیست!
یک مسیر است، مسیری  که مبدا آن، باید اول مشخص شود. آن را باید خود مسافر تعیین نماید و مقصد آنرا نیز باید خود مسافر تعیین و مشخص نماید،که مقصدش کجاست؟ آیا فقط درمان اعتیاد است؟یا این مسیر را میخواهی برای رسیدن به قدرت مطلق یا حالا هر چیز دیگری میخواهی مسیر را تا کجا بروی؟ تا چه قسمتی بری؟یکی میبینی جهت کسب ثروت می آید. می یابد و میرود،دیگری تا از مواد مخدر رهایی می یابد، میرود.
ولی باید ببینید شما میخواهید تا کجا بروید؟کنگره معنی این چیزها را به ما آموزش داده است، جهانبینی را به من آموزش می دهد وقتی من روزی که آمدم بدلیل تخریب هایی که در زمان مصرف مواد داشتم توان کلمه ای صحبت و مشارکت در جلسات را نداشتم، چون اصلاً متوجه نمیشدم در مورد چه چیزهایی در جلسات صحبت میشود،بعد از چهار ماه آهسته آهسته متوجه شدم به چه مکان مقدسی آمده ام اینجا به من ادب را یاد داد،
کنگره با آموزش ادب به من کمک نموده که چگونه با خانواده ات رفتار کن،منی که در خانواده ام روزانه چندین بار مشاجره داشتم. اکنون شاید در طول یکسال هیچ بی احترامی یا مشاجره ای در خانه و خانواده ام ندارم و حتی رابطه ام از زمانی که همسفرم نیز وارد کنگره گردید روز به روز بهبود یافت و بهتر شد،رابطه ی مسافران با کنگره مانند رابطه انسان است با خدای خویش، خدا این همه نعمت را به ما اعطا نموده آیا ما نباید شکرگزاری کنیم؟
دست سالم، پای سالم،قلب سالم به نظر من کسی مفهوم قلب سالم را درک می نماید که دچار ناراحتی قلبی شده باشد، آنوقت است که میفهمد قلب سالم چه نعمتی است!آیا ما شکرگزار خداوند هستیم؟ شاید کما بیش، ولی شکرگزار کنگره می توانیم باشیم سبدی که از جلویمان رد میشود فقط نظاره گر نباشیم حداقل بها یا کفاره گناهانمان را پرداخت نماییم من شک ندارم آن پولی را هم که ما در سبد می اندازیم شک نکنید به ما انرژی می دهد و آن نیز کمکی است از کنگره به ما،
بر فرض مثال، اشخاصی که در حال خدمت هستند از قبیل نگهبان نظم، راهنمای تازه واردین، میکروفن گردان وغیره، همگی بدون دریافت هیچ بهایی می آیند اینجا، بلاشک بهایی که دریافت می نمایند انرژی دریافتی از کنگره است. این دراصل کمک کنگره به شخص است و این حال خوب من نشان از انرژی است که ما در کنگره بعنوان کمک دریافت نموده ایم ولی من در قبالش به هیچ طریقی نمی توانم جبران نمایم.
جایی که راه و روش زندگی را به من آموخته چگونه میتوانم روزی این محبت ها را جبران نمایم فقط میشود در مسیر کنگره بود آموزش گرفت و آموزش داد.از اینکه به صحبتهای بنده توجه نمودید از همه شما سپاسگذارم.

تایپ: مسافر علی لژیون سوم
تنظیم وارائه: مرزبان خبری مسافر حسین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .