هنگام تغییر در تفکرات، سختیهایی به انسان وارد میشود که از دو قانون کلی پیروی میکند؛ سنت آموزش و سنت مجازات؛ به طور مثال اگر شخصی نزد یک استاد برود تا از او حرفه یا ورزشی را بیاموزد، اگر خواسته آن شخص قوی و عمیق باشد، استاد قبول میکند و به او آموزش میدهد و بین شاگرد و استاد پیمان بسته میشود و فرد باید از استاد خویش تمام و کمال اطاعت کند. تفکرات و افکار با هم تفاوت دارند، افکار نقطه مقابل تفکر است و تا زمانی که ما درگیر افکارمان هستیم، نمیتوانیم تفکر کنیم و این مسئله مهمی است. افکار، انرژی ما را در تمام جهان پخش میکنند؛ ولی تفکر انرژی ما را در یک نقطه متمرکز میکند.
افکار منشئشان خواستههای معقول و نامعقول ما هستند؛ ولی تفکر همان خواسته معقول است. در زمانی که شخص میخواهد از اعتیاد خلاص و رها شود این نیرو روی اعتیاد متمرکز میشود که این همان تفکر درست است. وقتی درباره چیزی تفکر کنیم، در ابتدا همه چیز تاریک و سیاه است و فقط یک نقطه روشن وجود دارد که به مرور بزرگتر میشود. اگر بخواهیم در تفکر موفق باشیم؛ باید یک کار مهم انجام بدهیم و آن این است که از یکسری خواستههای خود بگذریم و این کلید تفکر است. اگر ما نتوانیم خواستههایمان را رها کنیم، محال است که بتوانیم درست تفکر کنیم.
همانطور که در وادی دوم گفته شده است: «هیچ مخلوقی به جهت بیهودگی قدم به حیات نمینهد، هیچکدام از ما به هیچ نیستیم؛ حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.» انسان موقعی که وارد تاریکی میشود، چند حس او را در تاریکی نگه میدارد که مهمترین آنها، حس ناامیدی است. این حس بزرگترین ابزار نیروی منفی و نفس اماره است و باعث میشود که فرد هیچ حرکتی انجام ندهد؛ ولی وادی دوم در اینجا به ما کمک میکند تا از ناامیدی خارج شویم. وقتی که ما تفکر میکنیم، یک نقطه روشن میشود و شروع به رشد میکند؛ زیرا ما با یک دانه گندم میتوانیم خروارها گندم داشته باشیم.
مهم این است که ما حرکت را از ابتدا درست انجام بدهیم و پلهپله پیش برویم؛ زیرا اگر یک نفر به درمان درست برسد، همه دنیا میتوانند به درمان درست برسند. وقتی غم و اندوهی که انسان به دوش میکشد از یک حدی زیادتر میشود، ناامیدی به وجود میآید و اگر ادامهدار شود؛ احساس پوچی به انسان دست میدهد، فکر خودکشی و فکرهای ناامیدکننده و منفی در انسان به وجود میآید، تمام حسهای او بسته میشود و دیگر چیزی برای او لذتبخش نخواهد بود. بر اساس آیات کتاب آسمانی خداوند از دو شخص رو برمیگرداند؛ اول کسی که افسوس گذشته را بخورد و دوم کسی که ترس از آینده داشته باشد. در هر دو دسته یاد شده ناامیدی موج میزند؛ پس ما باید هر لحظه در زندگی خود امیدوار باشیم و هیچوقت ناامیدی را به دل خود راه ندهیم.
منبع: سیدی «ناامیدی»
نویسنده: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر پریا (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر پریا (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر هانیه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیهقی سبزوار
- تعداد بازدید از این مطلب :
133