یازدهمین جلسه از چهل و سومین دوره کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، شعبه نیما یوشیج بهشهر به استادی مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر علیاکبر با دستور جلسه: «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» یکشنبه 14 دی 14047 ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر. خیلی خوشحالم که در جمع شما دوستان هستم و این افتخار نصیبم شد تا استادی جلسه را تجربه کنم. اول از همه میخواهم از بنیان کنگره جناب مهندس دژاکام تشکر و قدردانی نمایم که این فضا را فراهم نمودند تا من علیرضا سفر کنم و به رهایی برسم، کسانی که در کنگره یا خدمتی که داشتند به من کمک شایانی عرضه داشتند. استاد عزیز آقا بهرنگ که از ایشان سپاسگزارم. هرجایی که هستند در کنار خانواده خودشان شاد باشند و در آرامش. راهنمای عزیزم آقا مصطفی در لژیون نهم و همچنین راهنمای تازه واردینم که بهنوعی ایشان اولین کسی بودند که در کنگره به من کمک کردند.
درنهایت از گروه مرزبانی، ایجنت محترم و همهی خدمتگزاران نمایندگی کمال تشکر و سپاس رادارم که با خدمت خود بستر لازم برای رهایی و نجات انسانها فراهم میکنند.
دستور جلسه این هفته؛ کمک کنگره به من و کمک من به کنگره، خب در سفر اول قطعاً بهموقع آمدنم و نوشتن سی دی و اوتی را سر ساعت و طبق برنامه مصرف کردن. نظم و رعایت قوانین کنگره و حرمتهای آن، گوش دادن به حرفهای راهنما تا رسیدن به رهایی ناب، همین میتواند کمک من به کنگره باشد. به عبارتی کنگره همین را از من میخواهد. کمک من به کنگره این هست که به رهایی برسم. من علیرضا تا چند روز دیگر فالو آپ یکسالگی دارم و از این تاریخ به بعد جزو رهایافتگان اصلی کنگره محسوب میشوم. چرا باید به کنگره کمک کنم! باید این را به خاطر داشته باشم که قبل از مصرفم، یعنی در زمان مصرفم چه صدماتی به خودم و خانوادهام وارد کردم. خصوصاً درزمانی که در اوج اعتیاد بودم به معنای واقعی به عزیزانم آسیب وارد کردم و باعث این اتفاقات همین مواد مخدر و اعتیاد بود.
همهچیز من کار کردن و پول درآوردن در جهت مصرف مواد مخدر بود و اهمیتی به خانواده نمیدادم. در جامعه ترور شخصیتی میشدم و خودم مقصر این اتفاق بودم. در محل کار همینطور. کارهایی میکردم که نباید انجام میدادم. تمام زندگی من پول و مواد مخدر بود.
صدمهی شدیدی دیدم زندگیام از هم پاشید. خدا را شکر که با کنگره آشنا شدم و از مواد رها شدم. مثل خیلی چیزهای دیگر وقتی ما اشتباهی میکنیم باید اشتباهی که مرتکب شدیم را قبول کنیم و به نقطه پذیرش بیراههای که در آن بودیم برسیم و بر آن واقف باشیم، تا بتوانیم جبران خسارت کنیم از خودمان، خانواده و جامعه. امیدوارم بتوانم به بهترین شکل این مسیر را بروم و جبران خسارتی که در حال انجام آن هستم را بهصورت مطلوبی تکمیل کنم.
درنهایت باید این کمکی که به من شده است و این اذنی که صادرشده است و منجر به رهایی من شد، قطعاً باید قدردان باشم و در جهت جبران آن قدم بردارم. با خدمت کردن میشود این قدم را برداشت. من خیلی سعی میکنم ولی متأسفانه هنوز به آن صورت که میخواهم نشد. ان شالله در آینده بتوانم در مسیر خدمتی کنگره قرار بگیرم و خدمت کنم. ازلحاظ مالی باید کمک کنم، نسبت به این موضوع کمی عذاب وجدان دارم، خب شرایط اقتصادی سخت است و همه در جریان هستید که دشواری در مسائل مالی زندگی بسیار است. امیدوارم در آینده کمک مالی که صورت میدهم به نحو احسن باشد نه در حد شعار و حرف زدن. همینقدر که بتوانم رهایی خودم را حفظ کنم و تعادل را در زندگی خودم برقرار کنم.

فرامینی که طی یک سال گذشته آموختم عملیاتی کنم و رهنمودهای راهنما را آویزه اعمالم و طریق زندگی خودم قرار بدهم، این هم یک نوع کمک هم به خودم و هم به کنگره است. در مسیر آموزشی کنگره دانشی را با من علیرضا کارکردند که واقعاً کمکحال من در زندگی بود؛ و این کمک کنگره به من مهمترین بخش رهایی من را در برگرفت چراکه باعث ماندگاری من در وضعیت رهایی شد و این اتفاق برای من خیلی خوب بود. بازهم آرزو میکنم که حال همهی شما خوب باشد و همیشه در آرامش باشید و از خداوند خواستارم توفیق خدمت و ماندگاری در کنگره هستم. ممنونم که با سکوت خود به صحبتهای من گوش کردید.
گروه سایت نمایندگی نیمایوشیج بهشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
331