همسفر منیژه بههمراه مسافر خود با آنتی ایکس مصرفی تریاک به روش DST همراه با دارو OT مدتزمان ۱۱ماه و ۸روز با کمک، راهنمایان محترم مسافر مرتضی و همسفر اکرم سفر کردهاند و درحالحاضر نیز مدتزمان ۴۰روز است که بهدستور آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی وی در کنگره دارت و مسافرشان والیبال است.
با ایشان گفتگویی صمیمانه ترتیب دادهایم که در ادامه آن را تقدیم نگاه پر مهر شما همراهان همیشگی میکنیم.
لطفاً بفرمایید بزرگترین تغییری که کنگره در تفکر یا دیدگاه شما ایجاد کرد چه بود؟
بزرگترین تغییری که سیستم آموزشی کنگره۶۰ در تفکر من ایجاد کرد، این بود که آموختم مسئولیت حال خودم را بپذیرم و بهجای کنترل دیگران بر روی اصلاح دیدگاه و رفتار خودم کار کنم. بنده پیش از ورود به کنگره بهطور دائم نگران، مضطرب و درگیر حال دیگران بودم؛ اما آموزشهای کنگره به من یاد داد که آرامش از درون خودم شروع میشود؛ بنابراین زمانیکه دیدگاه من تغییر کرد، حال خودم نیز بهتر شد و این آرامش به خانواده و فرزندم که بیماری MS دارند نیز منتقل شد.
از نظر شما چرا خدمت در کنگره بهعنوان یک بخش از درمان درنظر گرفته میشود؟
بهنظر من خدمت در کنگره۶۰، ادامه مسیر درمان است؛ چراکه باعث میشود آموزشها از حالت سخن و شنیدن خارج شده و وارد عمل شوند. خدمت کردن به ما یاد میدهد که مسئولیتپذیر باشیم، نظم داشته و خودمحوری را کنار بگذاریم؛ بنابراین زمانیکه شخصی خدمت میکند، کمکم از حال مصرف محور یا مشکل محور فاصله میگیرد و بهمرحله تعادل نزدیکتر میشود.
لطفاً بفرمایید که فرق بین احسان، خدمت و کمک چیست؟
از برداشت من، احسان کاری است که از روی احساس و لحظهای انجام میشود و کمک نیز میتواند موقتی بوده و الزاماً همراه با آموزش و ساختار نباشد؛ اما قطع بهیقین خدمت در کنگره۶۰، آگاهانه، مستمر و در مسیر آموزش است، خدمتی که هم به دیگران سود میرساند و هم باعث رشد و اصلاح خود فرد میشود.

آیا میتوان گفت که کمک به کنگره، تمرینی برای قدردانی از نعمتها است؟
بله، قطع بهیقین همینگونه است. من باور دارم کمک و خدمت در کنگره تمرینی برای دیدن نعمتهایی است که در گذشته از آنها غافل بودیم؛ چراکه هرگاه به کنگره کمک میکنیم درواقع قدردان آرامش، دانایی و نگاهی هستیم که بهدست آوردهایم و این قدردانی باعث میشود نعمتها در زندگی ما بیشتر و عمیقتر شوند.
آقای مهندس حسین دژاکام میفرمایند: ما خدماتی که دریافت کردهایم را باید با خدمتکردن پس بدهیم! این جمله برای شما چه مفهومی بههمراه دارد؟
مفهوم این جمله برای من به این معنی است که هرچه در کنگره دریافت کردهام، اتفاقی نبوده و آرامش، آگاهی و تعادل امروز من، حاصل زحمات افراد بسیاری است. خدمتکردن برای من راهی برای قدردانی و حفظ این دستاوردها است؛ زیرا از سر اجبار نمیباشد؛ بلکه از روی درک و شناخت خواهد بود.
از نظر شما بزرگترین مانع ذهنی انسان برای کمککردن چیست؟
بهنظر من بزرگترین مانع ذهنی برای کمک کردن، ترس و خودمحور بودن است؛ ترس از کم شدن، قضاوت شدن یا وجود این تصور که ابتدا باید خودم بهطور کامل خوب شوم. کنگره به من آموخت که رشد و درمان در مسیر مشارکت و کنار دیگران بودن شکل میگیرد و در انزوا، این اتفاق نخواهد افتاد.
آیا خدمت باعث افزایش دانایی میشود یا نتیجه دانایی است؟
خدمتکردن به باور من هم باعث افزایش دانایی شده و هم نتیجه دانایی است؛ زیرا دانایی ابتدا به انسان میآموزد که چرا باید خدمت کند و سپس خودِ خدمت باعث عمیقتر شدن دانایی میشود. من تجربه کردهام که بسیاری از آموزشها را درواقع زمانی فهمیدم و درک کردم که آنها را در قالب خدمت به کار گرفتم.
طراح سؤالات و تنظیم: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
عکاس: مرزبان خبری، همسفر میترا
ارسال: همسفر زکیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)، نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیکآباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
166