English Version
This Site Is Available In English

حضور صادقانه و مسئولانه ما به کالبد کنگره جان می‌بخشد

حضور صادقانه و مسئولانه ما به کالبد کنگره جان می‌بخشد

همسفر سمانه:
می‌خواهم از کنگره‌۶۰ بگویم از آنچه به ما کمک کرده و از آنچه ما به آن کمک کرده‌ایم کنگره در جهات گوناگون به ما یاری رسانده است؛ اما برجسته‌ترین آن‌ها رهایی مسافران‌مان است و اگر از این موضوع مهم هم فراتر رویم کنگره کمک کرده که خود را بشناسیم خود را دوست برداریم جهان خود را درک کنیم و درست زندگی کردن را بیاموزیم به ما آموخت که به خود احترام بگذاریم. پیش از آمدن به کنگره من برای خودم ارزشی قائل نبودم؛ اما کنگره به من آموزش داد خودم را بهتر ببینم برای خودم وقت بگذارم و خودم را دوست داشته باشم؛ اما در این میان ما چه کمکی به کنگره کرده‌ایم؟ من با وجود تازه‌وارد بودنم کارهایی انجام داده‌ام که شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسد؛ اما می‌دانم که سنگ‌های کوچک بنای یک کاخ بزرگ است. حضور پیوسته و به موقع در جلسات، نوشتن منظم سی‌دی، گوش سپردن راستین به سخنان راهنما، بله همین نظم به ظاهر ساده، همین وفاداری خالصانه به قوانین، خود کمک بزرگی به پیکره کنگره است. چرا که حضور صادقانه و مسئولانه من و شما همان نفسی است که به کالبد کنگره جان می‌بخشد همان امیدی است که دل‌ها را روشن می‌کند و همان پایه‌ای است که این خانه را استوارتر می‌سازد. رابطه ما با کنگره پیوندی دو سو و زنده است هر چه داده‌ایم چندین برابر باز پس گرفته‌ایم و در این مسیر با هم رشد کرده‌ایم.

همسفر فاطمه:
با این‌که من تازه‌وارد کنگره شده‌ام؛ اما تجربه‌های ارزشمندی به دست آورده‌ام این‌که سعی کنم به خودم مسلط باشم خودم را با شرایط وقف دهم و فهمیدم که باید با قدم‌های کوچک و شمرده به خواسته‌های خود برسم برای خود ارزش قائل شوم و به روشنایی اعتقاد داشته باشم. کنگره به من آموزش داد در کار‌هایم تفکر کنم و با دید بهتری به زندگی نگاه کنم. همیشه به چیز‌های خوب و مثبت فکر کنم و خسته و ناامید نشوم. کنگره به من کمک کرد که زیبایی‌های زندگی را ببینم و از آن‌ها هم لذت ببرم. سخت گیری‌های الکی نداشته باشم زندگی را با فکر‌های پوچ و بیهوده برای خود و مسافر و فرزندانم تلخ نکنم و مسافرم را درک کنم. من در همین مدت کوتاه فهمیدم که چقدر ناآگاهی دارم و چقدر تا کامل شدن فاصله دارم؛ ولی سعی می‌کنم در مدتی که به کنگره  می‌آیم از فضای مفید و سخنان گران بها در کنگره نهایت استفاده را ببرم. کنگره به من اعتماد به نفس، درست سخن گفتن و در جمع قرار گرفتن را آموزش داده است و این برای من بسیار ارزشمند است. در مقابل من سعی کردم از همین ابتدا با گوش دادن به سی‌دی‌های آموزشی، احترام گذاشتن به قوانین کنگره، آموزش گرفتن، نوشتن به موقع و دقیق سی‌دی‌ها و حضور به موقع در کنگره تلاش می‌کنم عضوی خوب و مفیدی برای کنگره باشم. من با هر قدمی که بتوانم برای خود بردارم در نهایت به رشد کنگره کمک کرده‌ام و این تازه شروع راه من است. امیدوارم در ادامه تاثیرات مثبتی هم در خودم و هم در کنگره بگذارم.

همسفر الهه:
کمک من به کنگره و کمک کنگره به من به نظرم کمکی است تماما از سمت کنگره به ما شده است. دست‌هایی که کمک می‌کنند مقدس‌تر از لب‌هایی است که دعا می‌کنند. این پیام برای من بار معنای زیادی دارد و به من یاد آوری می‌کند که در مکان مقدس چه دست‌های زیادی به ما یاری رساندند تا امروز با حال خوب به زندگی ادامه دهیم و امیدوار به آینده باشیم. روزی بود که من خود را هیچ می پنداشتم و زندگی‌ام را پوچ و تو خالی می‌دیدم وقتی با کنگره آشنا شدم فهمیدم خداوند چقدر مرا دوست دارد. من که هنوز یک سفر اولی هستم؛ ولی در همین مدت می‌توانم بگویم که کاملاً کنگره در زندگی ما تغییرات زیادی داشته و در اکثر صحبت‌های روزمره هم از کنگره کمک می‌گیریم کنگره به کمک من نیازی ندارد؛ اما من که می‌دانم چه کمکی و چه کاری برایم انجام داده است پس حداقل کار این است کاری انجام دهم حالا چه مادی چه معنوی، کنگره حقارت، دروغ، ترس و ریا را از ما گرفت و به جای آن آرامش، صداقت، شجاعت و انسانیت را به ما بخشید. حالا ببینیم که ما برای کنگره چه کرده‌ایم. کمترین کاری که من می‌توانم برای کنگره انجام دهم این است که بعد از رهایی در کنگره بمانم و خدمت کنم همان طور که کنگره به من خدمت کرد.

همسفر فاطمه:
کمک‌های کنگره را نمی‌توان بیان کرد یا شمرد با وجود این‌که  مدت زیادی نیست که وارد کنگره شده‌ام؛ ولی در همین زمان اندک بسیار خدمت‌ها و کمک‌های بی‌نظیری دریافت کرده‌ام با حال بسیار بد و روحیه‌ای خراب وارد کنگره‌۶۰ شدم و در همان روزهای اول خود را در آغوش افرادی آموزش دیده و کاردان دیدم که زندگی‌ام نه در روز اول بلکه در ساعات اولیه‌ای که وارد کنگره شدم بطور معجزه آسایی شروع به انرژی گرفتن کردم محلی که در آن بودم افرادی که خالصانه و بدون هیچ چشم داشتی خدمت می‌کردند همه و همه جزو کنگره بودند که گویی فقط برای کمک من آمده بودند. این لذت را در هیچ زمان از زندگی تجربه نکرده بودم حال در مقابل این همه حال خوب و کمک بی نظیر من چه کمکی می‌توانم بکنم وظیفه خودم می‌دانم که اول از همه با زبان قاصرم قدردانی کنم احترام بگذارم و سر وقت در کنگره حضور پیدا کنم به سخنان راهنمایم گوش کنم. زحمات کسانی که بی دریغ زحمت می‌کشند را بدانم با کمک ناچیزی که می‌کنم به سبد کمک کنم، سی‌دی بنویسم و از منابعی که در اختیار من گذاشته‌اند استفاده مطلوب را ببرم و همواره همراه و کمک مسافرم باشم امیدوارم بتوانم بعد از این کمکی در شأن کنگره انجام دهم.

همسفر لیلا:
من به تازگی وارد کنگره‌۶۰ شدم و هنوز در حال یادگیری و تغییر هستم. وقتی وارد کنگره شدم خیلی زود فهمیدم که اینجا جایی است که می‌توانم به مسافرم کمک کنم و در عین حال خودم نیز تغییر کنم. کنگره به من آموخت که برای تغییر؛ باید اول از خودم شروع کنم و تنها با حمایت و آموزش‌های درست می‌توانم به هدفم برسم. کمک من به کنگره شاید خیلی ساده باشد؛ اما سعی کردم همیشه حضور فعالی داشته باشم و از آموزش‌ها و تجربیات دوستان استفاده کنم. من فهمیدم که با همراهی و همدلی می‌توانم در این مسیر برای خود و مسافرم مفید باشم. کمک من به کنگره در واقع بیشتر از حضور فیزیکی، در ایجاد فضایی مثبت و حمایتگر برای دیگران بود. کمک‌های کنگره به من نه تنها در مسیر درمان مسافر، بلکه در پیدا کردن آرامش و تعادل در زندگی خودم بسیار مؤثر بود در کنگره به من آموزش دادند که چطور می‌توانم برای خودم ارزش قائل شوم و در عین حال از دیگران حمایت کنم. کنگره به من امید داد که می‌توانم به عنوان همسفر نقشی در تغییر زندگی‌ام داشته باشم. در نهایت از خانم مهین راهنمایم تشکر می‌کنم. ایشان با صبر و محبت همیشه در کنار من بودند و من از این‌که راهنمایی مانند ایشان دارم خوشحالم.

رابط خبری: همسفر آسیه رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون هفتم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشمر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .