همسفر راحله:
به نظر من کنگره بزرگترین کمک را به ما میکند؛ زیرا اگر این مکان امن نبود، مسافر ما به درمان نمیرسید. پس آموزشهای کنگره اولین قدم را برای ما برداشته است. کنگره بدون هیچ چشمداشتی، تمام آموزشهای خود را از طریق استادان و راهنماهای عزیز در اختیار ما قرار داده و باعث شده است با این آموزشها از سمت تاریکیها به سوی نور و روشنایی حرکت کنیم. ما باید به حرمتها و قوانین کنگره احترام بگذاریم، فرمانبردار باشیم، بهموقع در جلسات و لژیون حاضر شویم، به سخنان راهنما گوش دهیم، سیدیها را بهموقع بنویسیم، نظم و انضباط داشته باشیم، به همه اعضا احترام بگذاریم، یکدیگر را دوست داشته باشیم و از نظر مالی نیز کنگره را حمایت کنیم. این کارها میتواند کمترین کمک ما به کنگره باشد تا یک خدمتگزار واقعی باشیم. سپاسگزارم از آقای مهندس دژاکام که این مکان امن را برای ما و مسافرانمان فراهم کردند تا به رهایی و درمان برسیم.
همسفر هاله:
در مورد مشارکت کمک کنگره به من و کمک من به کنگره، لازم میدانم بگویم ما در قبال کمکها و هدایتهایی که کنگره به ما کرده است، مدیون هستیم. بنابراین باید به اندازهای که در توان داریم، در پایداری کنگره کوشا باشیم، قدر آنچه را به دست آوردهایم بدانیم و قدردان آن باشیم و در جهت جبران آن تلاش کنیم. من آرامش و آسایش زندگیام را از کنگره دارم. وقتی به گذشته فکر میکنم، به یاد میآورم که با چه حال خراب و آشفتهای وارد کنگره شدم؛ نه حوصله رفتوآمد با کسی را و نه توان برقراری ارتباط با دیگران داشتم؛ اما از زمانی که وارد کنگره شده و آموزش گرفتم، متوجه شدم ریشه این حالهای خراب از کجا بوده است. پس من همهچیزم را، چه مادی و چه معنوی، از کنگره گرفتهام و اکنون وظیفه دارم تا جایی که در توانم هست، چه از نظر مالی و چه از نظر جانی، در کنگره خدمت کنم.
همسفر مهناز:
کنگره آموزشهای ارزشمند و عمیقی به منِ همسفر آموخته است. اگر به گذشتهام نگاه کنم، زمانی که وارد کنگره شدم، میزان تخریب من حتی از مسافرم بیشتر بود؛ چراکه جسم مسافران بر اثر مصرف مواد آسیب دیده بود؛ اما ما همسفران از نظر روحی و روانی دچار تخریب شده بودیم. کنگره به من کمک کرد تا بهتدریج خودم را تزکیه و پالایش کنم، با شهر وجودی خویش آشنا شوم، نوع نگاهم را نسبت به دیگران تغییر دهم و هستی را دوست بدارم. با وجود تمام لطفها و نعمتهایی که کنگره به من بخشیده است، هنوز نتوانستهام خدمتی درخور به آن ارائه دهم، جز پایبندی به حرمتها، تنها کاری که در توانم بوده این است که از سرزنش دیگران پرهیز کنم تا بتوانم در مسیر کنگره ماندگار بمانم. در حقیقت، کنگره و جهانبینی آن نخستین گام را برای ما برداشتند و بدون هیچگونه چشمداشتی، تمام آموزشهای خود را از طریق راهنماها و سیدیها در اختیارمان قرار دادند. ما نیز با بهرهگیری از این آموزشها توانستیم از سمت تاریکیها بهسوی روشنایی حرکت کنیم.
.jpg)
همسفر رعنا:
دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» است. در رابطه با این موضوع باید بگویم که من در حد و اندازهای نیستم که بتوانم کمک بزرگی به کنگره کنم؛ زیرا در برابر کنگره، خودم را مانند قطرهای در مقابل یک اقیانوس میبینم. وقتی به گذشته و روزی که وارد کنگره شدم فکر میکنم، چیزی جز حال خراب، ترس، ناامیدی، بیماری و تاریکی نداشتم. در مقابل، وقتی میاندیشم که کنگره چه چیزی به من بخشیده است، میبینم که امید، شجاعت، راه و روش صحیح زندگی کردن و آرامش را به من هدیه داده است. در برابر این همه نعمت ارزشمند، کمک خاصی از من برنمیآید؛ جز اینکه منظم، مرتب و با حس مسئولیت و اطمینان کامل در جلسات شرکت کنم؛ کاری که نتیجه آن، خوب شدن حال خودم است. کنگره کوچکترین نیازی به کمک من ندارد. ما مانند شاگردانی هستیم که اگر منظم باشیم و وظایف خود را بهدرستی انجام دهیم، تنها باعث خوشحالی استاد میشویم و اگر برعکس عمل کنیم، هیچ تأثیری بر استاد ندارد و تنها حال خودمان خراب میشود. کنگره سفرهای رنگین و پر از نعمت برای ما پهن کرده است و این ما هستیم که انتخاب میکنیم چگونه از این نعمتها استفاده کنیم. من به واسطه کنگره آموختم که راه و رسم درست زندگی کردن؛ عشق و محبت خالص و بیتوقع، و توکل صددرصدی به خداوند چیست. پس تنها کمکی که میتوانم انجام دهم این است که تا جایی که توان دارم خدمت کنم، از نظر مالی هرچه در توانم هست دریغ نکنم، هرگز فراموش نکنم با چه شرایطی وارد کنگره شدم و با تمام وجود حرمت این مکان مقدس را حفظ کنم.
همسفر سیما:
به نظر من بزرگترین کمکی که کنگره۶۰ به ما میکند، فراهمکردن یک مکان امن برای رسیدن به حال خوش است. اگر این بستر امن وجود نداشت، منِ همسفر هرگز به آرامش امروز نمیرسیدم، صبر و تحمل را نمیآموختم و مسیر درست زندگی را پیدا نمیکردم. در حقیقت، نخستین قدم را کنگره و جهانبینی کنگره برای ما برداشت. کنگره۶۰ بدون هیچگونه چشمداشتی، آموزشهای ناب و ارزشمند خود را از طریق راهنماهای عزیز در اختیار ما قرار داد و به ما کمک کرد تا با بهرهگیری از این آموزشها تغییر کنیم، از ضدارزشها فاصله بگیریم و در صراط مستقیم قرار گیریم. ما در این مسیر، علم زندگیکردن را فرا گرفتیم. کمکهایی که کنگره به من میکند آنقدر عمیق و باارزش است که قابل مقایسه با کمکهای من به کنگره نیست. من شاید نتوانم کمک بزرگی انجام دهم؛ اما وظیفه دارم به قوانین و حرمتهای کنگره احترام بگذارم، بهموقع در جلسات حاضر شوم، از قانون یازدهم حمایت کنم، به صحبتهای راهنمایم عمل کنم، نظم و انضباط را رعایت نمایم، سیدیها را بنویسم، اعضا را دوست بدارم و به همه آنها احترام بگذارم. در پایان، از آقای مهندس صمیمانه سپاسگزارم که این مکان امن را فراهم کردند تا همسفران و مسافران بتوانند به رهایی، درمان و حال خوش دست یابند. من نیز همواره خدا را شکر میکنم که عضو کوچکی از دریای بیکران کنگره۶۰ هستم.
همسفر حکیمه:
کمکهای کنگره به من بیشمار است و هرگز قادر به جبران آنها نخواهم بود. کنگره به من عشق ورزیدن، محبت کردن، بخشیدن از جان و مال و زیستنِ عاشقانه و عارفانه را آموخت. هر زمان که میبخشم، شور و شعف عمیقی را تجربه میکنم و همین احساس، بدهکاری مرا به کنگره بیشتر میکند. کنگره نفسها را احیا کرد، به من زندگیای با عزت و آرامش بخشید و عمری دوباره به مسافرم عطا نمود؛ تا جایی که امروز تازه معنای واقعی زندگی را درک میکنم. حضرت علی (ع) میفرمایند: «اگر کسی کلمهای به من بیاموزد، مرا بنده خود ساخته است». من در کنگره آموختههای بسیاری داشتهام و وظیفه خود میدانم با فرمانبرداری، خدمتگزاری و احترام به پیشکسوتان، ذرهای از این بدهکاری را جبران کنم. به لطف کنگره از شماتتها رها شدم و امروز همان کسانی که روزی مرا سرزنش میکردند، از من میپرسند این آرامش و آگاهی را از کجا به دست آوردهام. خدایا شکرت برای اذن ورودم به کنگره، برای حضور آقای مهندس و برای دوستان راستینی که کنگره۶۰ به من عطا کرد. آرزو دارم همواره تحت آموزشهای کنگره۶۰ باشم.
رابط خبری لژیون دوم: همسفر زکیه رهجوی راهنما همسفر مینو (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر رباب رهجوی راهنما همسفر مریم(لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صائب تبریزی
- تعداد بازدید از این مطلب :
190