English Version
This Site Is Available In English

خدمت کردن در مسیر عشق

خدمت کردن در مسیر عشق

در زندگی، بزرگترین عادتی که داریم، این است که معمولا نمی‌دانیم چه چیزی را می‌خواهیم؟ همه ما می‌دانیم چه چیزهایی را نمی‌خواهیم یا چه چیزهایی را دوست نداریم ولی اصلا نمی‌دانیم چه چیزی را می‌خواهیم.

وقتی نمی‌دانیم که چه چیزی را می‌خواهیم، قدرت تمرکز و الویت‌بندی برای خواسته‌های خود نخواهیم داشت و همین امر باعث می‌شود آن چیزهایی را که می‌خواهیم یا ایده‌آل‌ ما هست را نداشته و هیچ وقت به آن نخواهیم رسید.

کنگره۶۰ تنها جایی بوده که وقتی وارد آن شدیم، فهمیدیم چه چیزی را می‌خواهیم و با تمام وجود و توان خود وارد آن شدیم، تنها جایی است که صورت مسئله اعتیاد برای ما حل شده و چون برای ما مشخص بود  چه چیزی را می‌خواهیم؛ سپس با تمام توان و انرژی خود در مسیر حرکت کردیم تا بتوانیم به رهایی خود برسیم.

به نظر من، این بزرگترین نعمتی می‌باشد که کنگره۶۰ دارد؛ یعنی شناخت صورت مسئله اعتیاد، شناخت و آگاهی از اين‌که قرار است ما چه راهی را برویم، این موضوع اولین چیزی هست که وقتی وارد کنگره می‌شويم کنگره به ما می‌دهد، کنگره ما را به آدرس خودمان هدایت می‌کند، به چیزی که آن را می‌دانستیم؛ اما به جهت اشتباهات آموزشی، باورهای غلطی که از بچگی وارد زندگی ما شده است، نفهمیدیم که چه چیزی را می‌خواهیم. به دلیل باورهای غلطی که خودمان داشتیم و در زندگی خودمان اعمال کردیم در یک مسیر اشتباه قرار گرفتیم؛ ولی وقتی وارد کنگره شدیم، اشتباهات این مسیر را شناختیم، مسیری را حرکت کردیم که علامت‌گذاری شده بود، مسیری که راهنمایانی قبل از ما، به‌خصوص آقای مهندس با آن همت و تلاش خود حرکت کرده‌اند و این مسیر را به ما یاد داده‌اند.

در وادی هفتم یاد گرفتیم که رمز و راز حقیقت در دو چیز است
- یافتن راه
- آن‌چه که برداشت می‌کنيم.

کنگره۶۰ دقیقا کلید ورود قانون کائنات و قانون هستی را برای پیدا کردن حال خوب، به من و همه کسانی که وارد کنگره شده‌اند را داده است. وقتی رمز و قانون کائنات را بلد باشی که چطور باید عمل کنی، کلید را که بزنی، وارد اتاقی می‌شوی و معجزات آن را دریافت خواهی کرد، این همان معجزاتی هست که ما وقتی وارد کنگره۶۰ شدیم؛ دریافت کردیم و اولین بخش آن، بخشش خودمان و مسافرهایمان بود. حرکت در مسیر، از رکود خارج شدن و در مسیر قرار گرفتن و در نهایت به آرامش و رهایی رسیدن است.

حال باید برای کنگره چه کارهایی انجام داد؟ در بدو ورود، یک هدفی را همگی ما داشته‌ایم و این را می‌گفتیم که اگر مسافر من به رهایی برسد، من هیچ چیز دیگری نمی‌خواهم؛ اما چرا زمانی که مسافر من به رهایی می رسد، هنوز در کنگره حضور داریم؟ هنوز دنبال این هستم که حال خود را روز به روز بهتر کنم، من فکر می‌کنم دقیقا این موضوع معجزه‌ای است که کنگره به من داده، همان حال خوب، همان آدرس خودم را به خودم دادن، تازه دریافتیم که کجای کار قرار داریم.

بزرگترین مشکل زندگی ما، بلد نبودن قانون و قاعده زندگی است، ما در کنگره۶۰ قانون و شطرنج زندگی را یاد گرفتیم، این موضوع به نظر من، بزرگترین چیزی بوده است که کنگره به من داده است و بزرگترین کار من این است که این قانون را اجرا کنم؛ اگر قانون را اجرا کنم به ثبات و پایداری کنگره و به تداوم کنگره کمک کرده‌ام، این موضوع می‌شود بزرگترین کمکی که من به کنگره کرده‌ام.

خدمت‌های مختلفی در کنگره داریم خدمت‌های ظاهری داخل شعبه، خدمت مالی و خدمت معنوی که در صور پنهان است و باید در هر لحظه کاری کنیم که نام کنگره در کائنات باقی بماند، تداوم برای حال خوب خودم و خانواده‌ام، حرکتی که می‌کنم، می‌تواند تداوم بخش مسیر جاودانه و معجزه آسای کنگره باشد؛ پس در تمام زندگی خود کنگره‌ای رفتار کنیم.

همگی ما باید به این باور برسیم که بعد از رهایی خود و مسافرمان، راه دیگری در پیش است و آن خدمت کردن در مسیر عشق و یاری رساندن به عزیزان دیگر است.

منابع: برداشت از وادی هفتم کتاب عشق

_  برداشت از سخنان و آموزش‌های آقای مهندس

نویسنده: راهنما همسفر نیلوفر (راهنمای لژیون پنجم)
رابط‌خبری: همسفر هنگامه رهجوی راهنما همسفر نیلوفر لژیون پنجم
عکاس: همسفر سیما رهجوی راهنما همسفر زهرا( لژیون چهارم )
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر نرگس نگهبان سایت ( لژیون اول )

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .