وقتی به این دستور جلسه فکر میکنم، به یاد میآورم روزهایی را که درمانده بودم و امیدم از همهجا قطع شده بود. زمانی که مسافرم نبود و من در خیابانها آواره و درمانده در پی کسی بودم تا دستم را بگیرد و بگوید نگران نباش، همه چیز درست میشود و این روزها میگذرد و از آن تنها خاطرهای باقی میماند و تو میتوانی، دوام بیاور. تا اینکه بهواسطه یکی از دوستان مسافرم با کنگره۶۰، آشنا شدیم و زندگی جدید ما از این نقطه شروع شد. روزی که به کنگره آمدم انسانهایی را دیدم که با اخلاص کامل تمام انرژی خودشان را برای درمان مسافران میگذارند. جایی که به خاطر اعتیاد مسافرم کسی به من سرکوفت نمیزند و نمیگوید طلاق بگیر، بلکه تشویقم میکند که بمان و آشیانه عشقت را در کنار همسر و فرزندانت از نو بساز، تو میتوانی. کنگره به من آموزش داد که باید در جایگاه یک همسفر باشی، نه مادر و پرستار. روزهایی که خود را فراموش کرده بودم نشانی را به خودم داد و گفت؛ برای اینکه بخواهی به حال خوش و آرامش برسی باید به اصل خودت بازگردی و یادآوری کرد که تو یک انسان هستی.
با آموزش جهانبینی، روش صحیح خودشناسی را به من یاد داد تا در نهایت با خودشناسی به خداشناسی برسم. به من آموخت خداوندی که در مکانهای دیگر جستجو میکنی در وجود خودت هست، فقط باید بیشتر توجه کنی تا آن را بیابی. از کنگره، یاد گرفتم که باید فرامین الهی را رعایت کنم تا با خداوند بیشتر آشنا شوم و راه درست زندگی را بیاموزم و بدانم که حال خوب و آرامش به آسانی به دست نمیآید، بلکه برای آن باید زحمت کشید و آموزشها را دریافت و کاربردی کرد و زکات آن را با خدمت در کنگره و کمک به انسانهایی که در تاریکی هستند پرداخت نمود. روزی انسانهایی آمدند آموزش گرفتند و حال خوش پیدا کردند، سفید پوشانی با شال نارنجی شدند که همچون فرشتهها دست کسانیکه به طرفشان دراز شده بود را گرفتند و آنها را از سیاهی و تاریکی نجات دادند و مسیر روشنایی را به آنان نشان دادند. من هم به عنوان یک همسفر در قبال این مکان مقدس وظایفی دارم و باید با کاربردی کردن آموزشها و خدمتکردن در کنگره، دست کسانی را که برای پیدا کردن خودشان به طرفم دراز میکنند را به گرمی بفشارم و در این مسیر همراهشان باشم.
در کنگره آموختم برای به دستآوردن جایگاه انسانیت نباید به سواد و موقعیت مالی نگاه کنم. بخشش داشته باشم همانطور که به ما آموزش دادند، تا بخشیده شوم. ببخشم انسانهایی را که از روی جهل و ناآگاهی باعث آزار و اذیت من شدند. بخشش درکنگره هم مالی و هم معنوی است. با عضویت در لژیون سردار، وقتی با تمامتوان و صدِخودم شرکت کنم میتوانم ذرهای از زکات این حال خوش را پرداخت نمایم. اما امروز که با لطف آقایمهندس دژاکام و راهنمایم همسفر ماهرخ وارد سفر دوم شدم، باید بیشتر روی خودم کار کنم و با گوش دادن به سیدیهای آقایمهندس و دقت در کلامشان راهروشن زندگی را پیدا کنم و با راهنمایی راهنمایم، سعی کنم در مسیر صراطمستقیم باشم تا بتوانم این گنج گرانبها، یعنی آرامش و آسایش را برای خود نگه دارم. اگر در جایگاه یک همسفر و مادر، حالخوب داشته باشم و در مسیر آموزش باشم، میتوانم خانوادهام را حفظ نمایم و آرامش و آسایش را در بندبند وجود عزیزانم تزریق نمایم. در آخر از بنیان کنگره۶۰، آقایمهندس دژاکام و راهنمایم تشکر میکنم که دلیل حال خوش امروز من و مسافرم و فرزندانم هستند.
نویسنده مطلب: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر ماهرخ (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر ماهرخ (لژیون اول)
عکاس: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر بتول (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر بتول (لژیون دوم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر آزاده (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رازی
- تعداد بازدید از این مطلب :
74