امروز میخواهم، از کمک عظیم کنگره به خودم بگویم، وقتی به عنوان همسفر وارد کنگره شدم، پر از ترس و نا امیدی بودم، کنگره به من آموخت، همراهی و در کنار مسافر بودنم را نه با چشم داشت و نتیجه فوری، بلکه با صبری فعال، ادامه دهم.
این حضور اساس امنیت من و مسافرم در مسیر درمان بود. من با حضور در جلسات وگرفتن آموزشها، فرمانبرداری از راهنما، گوش دادن و نوشتن سیدیها و مطالعه کتابها و جزوات، توانستم محیطی سالم و امن در خانه و خانواده برای مسافرم ایجاد کنم. کنگره به من خانوادهای داد که معنای واقعی کلمه را داشت. خانوادهای که با سرنوشت مشترک، درد مشترک و هدف مشترک به هم گره خورده بود. اینجا کسی مرا قضاوت نمیکرد، چون خودش آن سوتر ایستاده بود. این احساس تعلق، اولین و بزرگترین داروی تنهایی و جذب من به کنگره بود.
کنگره به من یک «نقشه راه» دقیق و یک «قطبنما» داد. نقشه راه، همان صورت جلسهها، سیدیها و پروتکل طلایی بود، که گام به گام من و مسافرم را هدایت کرد. قطبنما، راهنمای من بود که در هر پیچ جاده، جهت درست را نشانم میداد.
گرفتن آموزشها و جهان بینی صحیح، و بازسازی فکر و نگاه، بزرگترین کمک کنگره به من بود.
صبر را جایگزین تحمل کردن کردم و آموختم فرمانبرداری و احترام به قوانین و حرمت های کنگره، همگی برای رشد و رسیدن به رهایی لازم است.
کنگره به من یاد آوری کرد، شکرگزاری برای داشتههای کوچک را جایگزین حسرت برای نداشتههایم کنم. این تغییر نگاه، بزرگترین ثروت من شد.
کنگره با آموزش به استمرار و پیگیری و دریافت آموزشها، در مسیری درست به من و مسافرم در رسیدن به رهایی کمک کرد.
آرامشی که امروز در سینه دارم، از همین جا میآید، از دانستن این که تنها نیستم.
کنگره به من یک «خود» جدید هدیه داد. منِ امروز، اگرچه کامل نیست، اما با تلاش و کسب دانایی موثر، آگاهانه در حال حرکت است. کنگره به من، یک «زندگی» دوباره بخشید و در نهایت کنگره به من و مسافرم،هنر زندگی در حال و برخوردار بودن از زندگی را آموخت.
در مقابل این همه دریافتهای ناب و با ارزش، هر چند که کنگره به کمک من هیچ گونه نیازی ندارد و اگر کمک کوچکی هم از طرف من باشد در نهایت باز نفع اش به خودم برمی گردد، ولی در حد و توان خودم، اول باید به حرمت ها و قوانین کنگره احترام بگذارم و فرمانبردار راهنمای عزیزم باشم، به موقع در جلسات حاضر باشم و نظم و انظباط را رعایت کنم و از نظر مالی هم در حد توانم، کنگره را حمایت کنم و خدمتگزاری صادق باشم.
این زیباترین و بزرگترین داد و ستد ممکن بود.
نویسنده: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا(لژیون دوم)
رابط خبری لژیون سردار: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا(لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهشید دبیر سایت رهجوی راهنما همسفر زهرا(لژیون دوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
124