«به نام قدرت مطلق»
انسان هرچه عاقلتر شود و در مسیر تزکیه و پالایش گام بردارد به آسایش و آرامش بیشتری دست مییابد و هرچه در نادانی و جهالت باقی بماند، سهم بیشتری از رنج و مصیبت خواهد داشت. یکی از مهمترین نشانههای انسان عاقل، سازگاری با شرایط و با دیگر انسانهاست. انسان در میان نیروهای مختلف خلق شده است بنابراین نباید انتظار داشت همه انسانها صالح و بینقص باشند.
همه انسانها بندهایی دارند و هیچکس از بند رها نیست. برخی از این بندها آشکارند و برخی نامرئی؛ مانند بند مواد، الکل، اضافهوزن و وابستگیهای مختلف. نخستین گام رهایی، شناخت این بندهاست. هنگامی که انسان این بندها را میشناسد و در مسیر رهایی از آنها قرار میگیرد به آسایش نزدیک میشود. پس از قطع این بندها، انسان به بندهای محکمتر و والاتری متصل میشود؛ بندهایی همچون کمکراهنمایی، مرزبانی، سفر دوم و دیگر مسئولیتها. این بندها نهتنها اسارتآور نیستند بلکه مثبتاند و انسان را به آرامش و نتایج درست هدایت میکنند.
در ادامه موضوع سر زدن به خویشان و دوستان اهمیت ویژهای مییابد. خویشان الزاماً به خانواده و فامیل محدود نمیشوند بلکه هر کسی را شامل میشوند که میان او و ما مهر، جذابیت و محبت وجود دارد. برخی امور در زندگی باید جدی گرفته شوند مانند سفر درمان، آموزش و درس خواندن. همچنین انسان باید خود را بپذیرد زیرا وقتی انسان خودش را بپذیرد دیگران نیز او را خواهند پذیرفت.
رسیدن، همواره نیازمند صبر و تحمل است؛ چه رسیدن به مقصد باشد، چه رسیدن به معشوق و چه دستیابی به هر امر نیک و مطلوب. هر وقت شاگرد آماده باشد، صدای پای استاد را میشنود. درد فراق است که لذت وصال را دوچندان میکند. طبیعت بهگونهای برنامهریزی شده است که هیچچیز را رایگان به کسی نمیدهد و همچنین به شکلی سامان یافته که ضعف، پایمال میشود. انسانی که با دیگران ناسازگار است، بیشترین رنج را خود میبرد تا در نهایت بیاموزد.
تزکیه و پالایش امری زمانبر است. ناخالصیها بهتدریج خالص میشوند و این مسیر تنها به یک بُعد از زندگی محدود نیست، بلکه همواره ادامه دارد. در این میان، انسان سرمایهای بسیار ارزشمند دارد که از سرمایهی مالی نیز مهمتر است و آن سرمایهی اجتماعی است یعنی اعتباری که سبب میشود دیگران برای حل مشکل انسان به حرکت درآیند. این همان سرمایهای است که انسان را در جامعه توانمند میکند.
انسان موجودی اجتماعی است و برای زندگی به دیگران نیاز دارد؛ هیچکس نمیتواند بهتنهایی زندگی کند. هرچه انسان در صراط مستقیم قرار بگیرد، سرمایه اجتماعی او افزایش مییابد. برای عبور از نفس امّاره و حیوانی و رسیدن به انسانی متعادل، منطقی و عاقل، باید از خطرهای متعددی گذشت و از اقیانوسی عمیق عبور کرد. این فاصله با یک گام پیموده نمیشود؛ شجاعت میطلبد و حرکت مستمر.
در این مسیر، انسان باید هم جسم خود را بسازد و هم روح خود را. انسان همواره نسبت به آنچه میخواهد، اندکی عقب است و هیچگاه همهچیز دقیقاً مطابق میل او پیش نمیرود. در چنین شرایطی، لازم است بنگریم که چه چیزهایی به دست آوردهایم. آیا اهل شکرگزاری هستیم؟ اگر شکرگزار باشیم، به آرامش میرسیم و در آن هنگام است که ذهن ما نیز آرام میشود.
تایپمتن: مسافرعلیاصغر
ویرایشوبارگزاری: مسافروحید
عکس: مسافرعلی
- تعداد بازدید از این مطلب :
937