همسفر زهرا لژیون یکم
دستور جلسه کمک من به کنگره و کمک کنگره به من، نمادِ یک ترازویی است که کفه کمک کنگره به من، بسیار سنگینتر از کفه دیگر آن است.
کمکهای کنگره به من بسیار زیاد بوده و هست. اولین کمک این سیستم به من، رهایی و خروج خودم و مسافرم از قعر تاریکیها بوده و در ادامه، به من یاری رسانده تا خودم را بشناسم و خودم را دوست داشته باشم و بعد از دوستداشتن خودم، تمام هستی، موجودات و انسانها را دوست داشته باشم؛ فارغ از اینکه آنها چه کرداری دارند؛ کردار درست یا نادرست. در آخر، انشاءالله باید به شناخت معبود و یزدان خود، الله برسم.
آموزشهایی که کنگره به من داده و هماکنون نیز میدهد، آنقدر زیاد است که در بیان نمیگنجد. اما کمک من به کنگره چگونه است؟ آیا به این درک رسیدهام که به کنگره بدهکارم و باید بیش از حد توانم به آن کمک کنم؟ بدهیای که هیچوقت صاف نمیشود؛ زیرا کائنات هرگز به کسی بدهکار نمیماند و با هر کمک من، چندین برابر آن را به من بازمیگرداند.
در نهایت، این منم که بدهکار هستم و کفۀ ترازوی من همیشه بالاتر و سبکتر از کفۀ ترازوی کنگره است.
کمک من به کنگره میتواند در دو نوع مالی و کاری باشد. من باید فرمانبردار سیستم و راهنمایم باشم، به طور منظم و سروقت در جلسات شرکت کنم، هفتهای یک سیدی بنویسم، در جلسات مشارکت داشته باشم و به تمام افراد احترام بگذارم
همسفر زهرا لژیون دوم
خدا را شاکر و سپاسگزارم که کنگره را در مسیر زندگی من قرار داد. حدود هفتماه از آمدنم به کنگره میگذرد و حالِ خراب و ناامیدی منِ زهرا، تبدیل به حالِ خوش و امید به آینده شده است.
آموزشهای نابی که در کنگره از طریق راهنمای خوبم خانم کبری دریافت میکنم، باعث شده است از دل تاریکیها به سمت روشنایی حرکت کنم و قدمهایم را محکمتر بردارم.
کمک من به کنگره این است که تمام آموزشهایی را که دریافت کردهام، روزی بتوانم در اختیار همنوعان خود قرار دهم. کنگره هیچ نیازی به کمک من ندارد؛ اگر کمکی بکنم، در اصل به خودم و دیگران کمک کردهام.
باید نظم و انضباط را رعایت کنم، به حرمتها و قوانین کنگره احترام بگذارم، فرمانبردار باشم، به صحبتهای راهنمای خوبم گوش کنم و قدردان و سپاسگزار کمکهایی باشم که از طرف کنگره به من شده است.
از بنیان کنگره۶۰ تشکر میکنم که این مکان امن را فراهم کردند تا ما بتوانیم آموزش ببینیم. امیدوارم روزی با خدمتکردن به کنگره، بتوانم ذرهای از این محبت را جبران نمایم. من در کنگره معنای شکرگزاری را فهمیدم و هر روز بابت وجود آقای مهندس، خدا را هزاران بار شکر میکنم.
همسفر سمیرا لژیون سوم
دستور جلسه این هفته، کمک کنگره به من و کمک من به کنگره است. من در ابتدای ورودم، فکر میکردم کنگره فقط آمده است تا به مسافرم کمک کند که به درمان برسد؛ اما بهمرور فهمیدم کنگره بیش از هر چیز به خودِ من کمک کرده است تا به آرامش برسم و آدم بهتری باشم.
کمک بزرگ کنگره به من این بود که منِ ناامید، تنها و خسته، در اینجا یاد گرفتم صبر کنم، مسئولیتپذیر باشم و به خودم ایمان بیاورم. امروز فهمیدهام که هرچه در کنگره بیشتر خدمت کنی، آرامش بیشتری به دست میآوری، کنگره به من کمک کرد تا نگرش من نسبت به خودم و دیگران تغییر کند و راه درست زندگیکردن را به من نشان داد. این حال خوب را مدیون کنگره هستم.
من هم میتوانم با حضور منظم در جلسات، رعایت حرمتها و قوانین، مشارکتکردن، گوشدادن، قضاوتنکردن و همچنین خدمت کردن، به کنگره کمک کنم؛ هرچند که میدانم این کمک دوباره به خودِ من بازمیگردد و در واقع، باز هم کنگره است که به من کمک میکند.
همسفر آرزو لژیون چهارم
کنگره فقط یک مکان نیست؛ کنگره فرصتی دوباره برای زندگیکردن است.
اولین هدیه کنگره به من، دادنِ راهنمای مسئولی است که با فراغت و بدون ترس از قضاوتشدن، با او صحبت میکنم و میآموزم چگونه رها کنم و اعتماد داشته باشم. کنگره به من آرامش را هدیه کرد. یاد گرفتم اگر من تغییر کنم، دنیای اطرافم زیباتر میشود؛ و هزاران کمک دیگر که از این مکان دریافت کردم.
حال که نگاه میکنم، در مقابل انبوه کمکها و دریافتها از کنگره، من کجای کار قرار دارم و پاسخ من به اینهمه کمک چیست؟ کمک من به کنگره از لحظهای شروع شد که تصمیم گرفتم آنچه را در این مکان آموختم، در زندگیام کاربردی کنم؛ حضور منظم در جلسات، رعایت حرمتها، قضاوتنکردن و خدمت جانی و مالی در حد توان.
اما وقتی به همه این کمکها نگاه میکنم، به این نتیجه میرسم که باز هم برنده و دریافتکنندهٔ اصلی، من هستم و این یکی از شگفتیهای این مکان مقدس است.
ویرایش: همسفر پرستو رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) دبیر اول سایت
تنظیم و ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
172