مقدمه:
ورود من به کنگره۶۰، ورود یک همسفر خسته و ناآگاه بود؛ همسفری که سالها بار نگرانی، ترس و بلاتکلیفی را در سکوت به دوش میکشید. در آن مقطع، تمام تمرکز من بر مصرف مسافرم بود و باور داشتم که با درمان او، آرامش به زندگیمان باز خواهد گشت.
اما آموزشهای کنگره۶۰، بهویژه در بخش جهانبینی، به من آموخت که مسئله اعتیاد تنها به مصرف محدود نمیشود و درمان واقعی زمانی اتفاق میافتد که نگرش افراد درگیر در این مسیر تغییر کند. از همین نقطه بود که متوجه شدم من نیز بهعنوان همسفر، نقش و مسئولیتی مشخص در این فرآیند دارم و تغییر باید از خودم آغاز شود.
نقش و مسئولیت من در مسیر آموزش در کنگره، شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد؛ حضور منظم در جلسات، رعایت حرمتها و قوانین، گوش دادن بدون قضاوت و تلاش برای اجرای آموزشها در زندگی روزمره از جمله این موارد است. اما طبق آموزشهای کنگره۶۰، هیچ تغییری اتفاقی نیست و هر نتیجهای حاصل آموزش و عمل است. همین نگاه، مرا به سمت نظم، صبر و خودسازی هدایت کرد.
در مسیر آموزشها آموختم بهجای کنترل کردن مسافرم، روی افکار، رفتار و واکنشهای خودم کار کنم؛ موضوعی که همواره در جلسات همسفران مورد تأکید قرار میگیرد. این تغییر نگرش، بزرگترین کمکی بود که هم به خودم و هم به مسیر درمان مسافرم انجام دادم.
کنگره۶۰ به من آموخت که همسفر بودن، صرفاً همراهی ظاهری نیست؛ بلکه به معنای تغییر جهانبینی، کنار گذاشتن سرزنش و توقع و حرکت به سمت تعادل است. زمانی که توانستم آموزشها را در عمل اجرا کنم، آرامش بیشتری در رفتار و تصمیمهایم شکل گرفت و این آرامش، فضای خانواده را نیز تحت تأثیر قرار داد. این تجربه برای من مصداق روشن این آموزش کنگره بود که تغییر نگرش، تغییر رفتار را به دنبال دارد.
اما کمک کنگره۶۰ به من، فراتر از انتظارم بود. کنگره به من آگاهی بخشید؛ آگاهی از اینکه من قربانی شرایط نیستم و میتوانم با شناخت خود و پذیرش مسئولیت، مسیر زندگیام را تغییر دهم.
از طریق آموزشهای جهانبینی، یاد گرفتم احساساتم را بشناسم، حد و مرز سالم داشته باشم و مسئول زندگی خودم باشم، نه زندگی مسافرم. همچنین آموختم که محبت با ترحم تفاوت دارد و حمایت، به معنای فدا کردن خود نیست. در این مسیر، خودم را دوباره شناختم؛ انسانی که حق آرامش، رشد و انتخاب آگاهانه دارد.
نتیجهگیری:
امروز حضور من در کنگره۶۰، نه از روی اجبار و نه از سر عادت، بلکه انتخابی آگاهانه و مبتنی بر شناخت است. با تغییر نگرش و عمل به آموزشها، سهم کوچکی در مسیر کنگره۶۰ داشتم و کنگره نیز با آموزشهای اصولی و مستمر خود، زندگی مرا از سردرگمی و بلاتکلیفی نجات داد.
این مسیر، یک تعامل دوطرفه بود که در آن هم من رشد کردم و هم توانستم در حفظ و تداوم این ساختار آموزشی سهیم باشم. اکنون با اطمینان میگویم کنگره۶۰ تنها به مسافرم کمک نکرد تا از مصرف رها شود، بلکه به من کمک کرد تا معنای واقعی زندگی کردن را بیاموزم.
باور دارم آنچه امروز در من شکل گرفته، نتیجه آموزش، استمرار و اجرای آموزشهاست؛ همانگونه که در کنگره آموختهام، تغییر با آگاهی آغاز میشود و با عمل تداوم پیدا میکند. این مسیر برای من پایانی ندارد؛ زیرا هر روز فرصتی تازه برای بهتر شدن و رسیدن به تعادل است.
منابع:
سیدیها، نوشتارها و آموزشهای کنگره۶۰
نویسنده: همسفر آهو، رهجوی راهنما همسفر هانیه (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر سیمین، رهجوی راهنما همسفر شبنم(لژیون چهارم)
ارسال: همسفر نجوا، رهجوی راهنما همسفر هانیه (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی گیلان
- تعداد بازدید از این مطلب :
123