English Version
This Site Is Available In English

باران رحمت

باران رحمت

سلام دوستان فرزانه هستم همسفر حسین
اگر بخواهم از موهبت و یاری کنگره در حق خویش سخن بگویم، حقیقتاً که واژه‌ها در وصف این تولد دوباره قاصرند و این حجم از کمک در قالب کلمات نمی‌گنجد. بزرگ‌ترین ارمغانی که کنگره به زندگی من هدیه کرد، رهایی مسافرم از بند تاریک اعتیاد و گسستن زنجیر زشتی‌ها و ضدارزش‌ها بود؛ اما این تمام ماجرا نبود؛ نخستین و شاید حیاتی‌ترین درسی که آموختم، هنر بخشیدن بود. بخشیدن خطاهای کسی که نزدیک‌ترین فرد زندگی‌ام بود. کینه و نفرت نسبت به مسافرم، آتشی سوزان بود که در درونم زبانه می‌کشید و زندگی‌ام را، حتی اگر به‌ظاهر آرام می‌نمود به جهنمی خاموش تبدیل کرده بود. با چنین تخریب شدیدی قدم به این مسیر گذاشتم.

از لحظه‌ای که توانستم آموزش‌ها را به کار گیرم، مسافرم را از عمق جان بخشیدم و آن کینه کهنه رخت بربست. می‌توانم با یقین بگویم که از آن زمان، لذت و طعم حقیقی «خوب زندگی‌کردن» را چشیده‌ام. کنگره فراتر از رهایی یک فرد به من «هنر درست زیستن» را آموخت. رفتاری صحیح و مبتنی بر عشق و احترام با مسافرم، فرزندانم و تمامی اطرافیانم. این مسیر به زندگی‌ام نظم بخشید و آن را از سرگردانی به سمت یک حیات هدفمند و متعالی هدایت کرد. کنگره ۶۰ به معنای واقعی کلمه، زندگی را دوباره به من بخشید؛ اما اگر بخواهم از کمکی که من به کنگره کرده‌ام بگویم؛ باید اعتراف کنم که در برابر آنچه کنگره به من بخشید سهم من بسیار کوچک‌تر است.

من تمام تلاشم را کرده‌ام تا رهجوی خوبی برای کنگره باشم. کسی که نه فقط آموزش می‌گیرد؛ بلکه از دل این آموزش‌ها عمل می‌سازد. همواره کوشیده‌ام برای خدمت آماده باشم، آنچه می‌آموزم را بادقت مطالعه کنم و با جدیت خود را برای امتحانات و آزمون‌ها آماده نمایم تا بتوانم جایگاهی را کسب کنم که شایسته یک خدمتگزار مطیع و وفادار به کنگره باشد.
 در مسیر خدمت، سعی کرده‌ام پرانرژی و کوشا باشم و وظایفی که به من سپرده می‌شود را با تمام توان و عشق به بهترین شکل ممکن انجام دهم. خدمت در کنگره برای من فقط یک وظیفه نیست؛ عبادتی است از جنس عشق و سپاسی از دل برای راهی که مرا به آرامش و معنای واقعی زندگی رسانده است. متشکرم.

سلام دوستان ریحانه هستم همسفر محمد
ابتدا خداوند را شاکرم که به بنده و مسافرم اذن ورود به کنگره داده شد؛ زیرا مسافر من علاوه بر جسم خود باعث تخریب در روان خود هم شده بود که ما برای درمان این تخریب وارد مسیر سبز کنگره شدیم تا از ظلمت و ناامیدی به نور و امیدواری برسیم و حال خوب رهایی از دام اعتیاد را تجربه کنیم. به نظر من در اینجا بزرگ‌ترین کمک را کنگره به ما کرد؛ چون اگر این مکان امن و مقدس وجود نداشت مسافران و همسفران نمی‌توانستند این حال خوب رهایی را تجربه کنند و ما در قبال این حال خوب باید قدردان باشیم و جبران کنیم به‌عنوان‌مثال یک نفر در سایت، انتشارات و قسمت OT خدمت می‌کند یک نفر در آبدارخانه خدمت می‌گیرد.

یک نفر با شرکت در آزمون‌ها و یک نفر به‌عنوان مرزبان و ایجنت و... خدمت می‌کند و کسانی هم هستند که با حمایت از قانون یازدهم و سبد پول به‌اندازه توان و حال خوبشان به برپای این مکان امن کمک می‌کنند. حال بر ما واجب است که اقدام کنیم تا این راه هموارتر گردد و افراد دیگری هم نیز بتوانند وارد کنگره شوند و به درمان برسند و این حال خوب را تجربه کنند. ممنون.

سلام دوستان سمیرا هستم همسفر جواد

اولین خدمت ما به کنگره این است که قدرشناس و سپاسگزار کمک‌هایی باشیم که از سوی کنگره به ما شده است. آنها را درک کنیم، احساس کنیم و اهمیت آن را بدانیم. سعی کنیم در جهتی حرکت کنیم که این کمک‌ها و نیروهایی که صرف ما شده است به هدر نرود. در صراط مستقیم باشیم و برای کنگره۶۰ یک عضو، یک مسافر و یک همسفر خوب باشیم. کاری کنیم که کمک‌های کنگره به ما مؤثر واقع شود و به رهایی برسیم و در ادامه به دبیری، نگهبانی، مرزبانی، کمک راهنمایی و جایگاه‌های خدمتی دیگر برسیم. سعی کنیم طوری عمل کنیم که کنگره۶۰ از ما راضی و خشنود باشد.

به مسئولین کنگره۶۰ از بنیان گرفته تا دیده‌بانان، ایجنت‌ها، اسیستانت‌ها، مرزبانان، کمک راهنمایان، پیش‌کسوت‌ها و همه کسانی که به نحوی در کنگره۶۰ خدمت می‌کنند احترام بگذاریم و حرف آنها را گوش کنیم. سعی کنیم قبل از هر مسئله‌ای و هر خدمتی، برای کنگره۶۰ دردسر و مشکل درست نکنیم. پیرو حرمت، اصول و قوانین کنگره ۶۰ باشیم. برای مثال: مسافر یا همسفری که با پارک نابجای اتومبیل خود برای کنگره مشکل درست می‌کند، آیا می‌تواند ادعا کند که خدمتگزار کنگره است؟ مسافر یا همسفری که حرمت یا اصول یا قوانین کنگره ۶۰ را رعایت نمی‌کند، آیا می‌تواند ادعای خدمت داشته باشد؟

کنگره۶۰ یک نهاد مردمی است، سازمان مردم‌نهاد و غیردولتی است و بودجه‌ای در اختیار ندارد. بودجه آن گردش سبد پول در جلسات است و کمک‌های مالی ماست که چرخ کنگره۶۰ را می‌چرخاند. کنگره۶۰ پرسنل حقوق‌بگیر در اختیار ندارد نیروهای آن، ما و شما هستیم. آیا تابه‌حال این‌ها را با هم سنجیده‌ایم که کنگره۶۰ چه کمکی به ما کرده است و ما چه خدمتی به کنگره۶۰ کرده‌ایم؟ آیا کنگره۶۰ برای ادامه فعالیت‌های خود به کمک‌های مالی ما نیاز ندارد؟ بسیارند کسانی که در کنگره۶۰ به رهایی رسیده‌اند و در ادامه تا جایی که در توانشان بوده به‌صورت داوطلبانه به کنگره۶۰ کمک مالی کرده و به جایگاه‌های بسیار پرافتخاری چون دنوری و پهلوانی رسیده‌اند.

بسیارند کسانی که بعد از رهایی‌شان به راهنمایی، مرزبانی، ایجنت و دیده‌بانی رسیده و با تمام وجودشان در خدمت کنگره بوده و هستند. در نمایندگی‌های مختلف و با طی صدها هزار کیلومتر در شهرهای مختلف برای رسیدن مصرف‌کنندگان مواد مخدر به رهایی، خدمت کرده‌اند و برای شکل‌گیری نمایندگی‌ها از هیچ تلاشی فروگذار نیستند. بسیارند کسانی که بند عشق بین آنان و قدرت مطلق برقرار گشته و عاشقانه خدمت می‌کنند و بدون خدمت نمی‌توانند زندگی کنند؛ البته این موضوع را باید یادآور شویم که چرخ کنگره۶۰ از حرکت باز نخواهد ایستاد، اگر ما خدمت نکنیم مطمئن باشیم دیگرانی خواهند آمد و حرکت را ادامه خواهند داد.

فکر نکنیم که اگر خدمت می‌کنیم سر کنگره منت گذاشته‌ایم. خیر؛ حتی آقای مهندس که خالق، بنیان و به‌وجودآورنده کنگره ۶۰ هستند می‌گویند: من به کنگره۶۰ بدهکارم؛ ما که دیگر جای خود داریم؛ بنابراین نه‌تنها طلبکار کنگره نیستیم؛ بلکه بسیار بدهکاریم و این خداوند است که سر ما منت نهاده و به ما اجازه خدمت‌کردن داده است؛ زیرا خداوند لیاقت و اجازه خدمت به بندگانش را به هر کسی نمی‌دهد، اگر این لیاقت و اجازه به ما داده شده است؛ باید بسیار سپاسگزار و شکرگزار باشیم؛ زیرا نتیجه خدمت، چندین برابر به خود ما برمی‌گردد و این ما هستیم که منتفع می‌شویم. اگر خدمت می‌کنیم، این خدمت قبل از هر چیز برای خودمان و کمک به خودمان است.

در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر جمله بسیار مهم وجود دارد از قول سردار با این مضمون؛ «باید بدانید که ما همه برای خدمت و آموزش پا به حیات نهاده‌ایم». ابتدا آموزش، سپس خدمت درست انجام بدهیم، در این راه، وقت لازم است. زمان زیادی گذشته است که به امروز و این جایگاه برسیم که بتوانیم خدمت کنیم؛ بنابراین از احدی نباید به‌خاطر خدمت، طلبکار باشیم؛ زیرا اگر اجازه خدمت نبود، نمی‌توانستیم کوچک‌ترین قدمی در راه خدمت برداریم. کنگره۶۰ از بدو تأسیس تاکنون؛ حتی یک روز هم دچار مشکل مالی نشده است و همیشه نیروهای کافی در اختیار کنگره ۶۰ بوده، هست و خواهد بود؛ پس باید سپاسگزار خداوند باشیم که لیاقت خدمت را به ما هم عنایت کرده است.

سلام دوستان زهرا هستم همسفر سلمان

چگونه می‌توانم به کنگره کمک کنم و کنگره به من چه کمکی کرده است. وقتی به گذشته نگاه می‌کنم و از دردها و رنج‌ها، از نادانی و جهالت، از دنیای بدون تفکر و بدون نظم، از به هم ریختگی‌های بیرون و درون یادم می‌آید می‌بینم کجا می‌توانست مرا در این حالی که اکنون هستم قرارداد. آیا شما جایی را سراغ دارید؟ تا کنون چند ساعت به کلاس مشاوره و روان‌شناسی رفته‌اید. آیا جواب گرفته‌اید و آیا آن درمان در شما ادامه داشته است پایدار بوده است؟ می‌خواهم بگویم البته که آنها بی‌اثر نبوده است؛ ولی آیا همه‌جانبه و کلی بوده؟ آیا وسعت آموزش‌ها و یادگیری‌اش به کنگره۶۰ می‌رسد؟ آیا راهنمایی آنها آن‌قدر جامع و کامل بوده که شما را تا آخر عمر از هر مشکل و مسئله سخت ایمن نگاه دارد؟

هیچ کجایی از دنیا و هیچ مکانی به‌اندازه این مکان مقدس و آباد نمی‌تواند آرامش و امنیت مرا تأمین کند. ای خداوند مهربان از تو سپاسگزارم که این‌چنین باران رحمتت را با دستان پرتوان، پاک و نوازشگر آقای مهندس دژاکام بر سر ما باریدی. من با قدم‌های کوچک؛ ولی استوار و محکم ذره‌ذره در این راه قدم برمی‌دارم و با عشق، محبت، دوستی و صمیمتی که از دل دارم اول خداوند را شاکرم و بعد از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان سپاسگزارم و قدردان تمامی خدمتگزاران و راهنمای عزیزم هستم. از این خانواده بزرگ کنگره۶۰ ممنون هستم که من و مسافرم را در آغوش خود جای‌داده است. از خداوند می‌خواهم که در کنار این عزیزان من هم خدمتگزار لایقی باشم. شکر.

سلام دوستان زهرا هستم همسفر احمد
آموزش‌های کنگره آن‌قدر زیاد است که من اگر خواسته باشم از کمک کنگره به خودم بگویم از بیان آن عاجزم و نمی‌توانم ذره‌ای از آن را جبران کنم. این علمی که ما از آن بهره می‌گیریم علمی است که در هیچ کجای دنیا وجود ندارد؛ اما همه این آموزش‌ها را مدیون آقای مهندس و اعضای کنگره۶۰ هستیم، جایی که به ما کمک می‌کند از تاریکی‌ها خارج شویم و در مسیر ارزش‌ها قرار بگیریم. جایی که به‌صورت رایگان و بدون هیچ چشمداشتی در اختیار من و مسافرم قرار دارد تا از آن استفاده کنیم، راهنما انتخاب کنیم و این راهنما با تمام توان خود برای رسیدن به درمان، رهایی و زندگی سالم من تلاش می‌کند،

این دوستی‌هایی که در کنگره شکل می‌گیرد، دوستانی که از شادی ما شاد می‌شوند و فقط موفقیت را برای ما آرزو دارند و در رسیدن به کمال خوشبختی ما نقش دارند و ما از بودن در کنار آنها لذت می‌بریم. کسانی که وقت و زندگی‌شان را صرف رهایی ما و شما می‌کنند و بدون هیچ چشمداشتی ما را دوست دارند و به ما عشق می‌ورزند و برای زندگی سالم ما تلاش می‌کنند پس من باید قدرشناس این‌همه زیبایی باشم، اهمیت آن را بدانم، تلاش کنم که این زحمات را هدر ندهم و این فقط زمانی قابل‌اجرا است که من در صراط مستقیم قرار بگیرم و مسافر یا همسفر خوبی باشم تا بتوانم به رهایی برسم.

سعی خود را بکنیم که کنگره هم از ما راضی باشد و به کسانی که خالصانه به ما خدمت می‌کنند احترام بگذاریم. از هر خدمتی که می‌توانیم دریغ نکنیم و به قول سردار که می‌گوید: همه ما برای خدمت و آموزش پا به این حیات نهاده‌ایم؛ پس اول آموزش می‌بینیم بعد خدمت درستی انجام دهیم. بدانیم کسانی قبل از ما خدمت کرده‌اند که امروز ما روی این صندلی‌ها بنشینیم. پس ما باید سپاسگزار خداوند متعال باشیم که لیاقت خدمت را به ما بدهد. ان‌شاءالله.
 
رابط خبری: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر عفت (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .