مرزبان همسفر سمیه:
به نظر من بزرگترين کمک را کنگره به ما میکند؛ زیرا اگر این مکان امن نبود ما و مسافران به درمان و حال خوب نمیرسیدیم پس کنگره و جهانبینی کنگره اولین قدم را برای ما برداشت و بدون هیچگونه چشمداشتی تمام آموزشهای خوبش را از طریق استادان و راهنماهای عزیز در اختیار ما گذاشته و توانستیم با این آموزشها از طرف تاریکی به سمت نور و روشنایی حرکت کنیم؛ اما کمک ما این است که اول به حرمتها و قوانین کنگره احترام بگذاریم و فرمانبردار باشيم، به موقع در جلسات و لژیونها حاضر باشيم به حرف استاد و راهنما گوش بدهيم و به موقع سیدیهایمان را بنویسم نظم و انضباط داشته باشیم و به همه اعضا احترام بگذاریم.
همچنین همدیگر را دوست داشته باشیم و از نظر مالی کنگره را حمايت کنیم و یک خدمتگزار واقعی باشیم این کارها میتواند بزرگترین کمک ما به کنگره باشد کنگره۶۰ نیازی به کمک ما ندارد من اگر کمکی میکنم در اصل به خودم و دیگران کمک کردهام چه مالی و چه هر خدمتی، کمک فرد به خود و به آینده فرزندان و اطرافیان است؛ چون با این به آرامش و حال خوش میرسیم باعث میشود من احساس کنم که قطرهای از این اقیانوس بیکران هستم و نیز وجودم در هستی مثمر ثمر میباشد.
راهنمای تازه واردین همسفر پریسا:
به نام قدرت مطلق الله دستور جلسه این هفته کمک من به کنگره، کمک کنگره به من، قبل از این که بگویم من برای کنگره چه کار کردهام؛ باید بگویم کنگره چه کمکی به من کرده است من قبل از ورودم به کنگره۶۰ یک فرد افسرده و ناامید بودم و هرشب قبل از خواب میگفتم خدایا چرا من را آفریدی و من نمیدانستم مشکلات رحمت خداوندند و همیشه فکر میکردم که لعنت خداوند هستند، بارها برای مسافرم زحمت میکشیدم تا موادش را کنار بگذارد؛ اما ناموفق بودم، همیشه در کارها به او کمک میکردم و کنارش بودم، با خود میگفتم مسافرم؛ باید ببیند که من برای زندگی چه زحمتی میکشم و چهقدر همراهش هستم و موادش را ترک کند؛ ولی اصلاً خوب که نمیشد بد و بدتر هم میشد، خیلی تلاش میکرد مواد را کنار بگذارد؛ اما نمیتوانست چون به درمان نرسیده بود و جسم و روانش آسیب دیده بود و جهانبینی نداشت. وقتی که اولین بار وارد کنگره شدم همسفرانی را دیدم که مثل من درمانده، پریشان و مستاصل بودند وقتی به حرفای آنها گوش میدادم احساس میکردم از مشکلات من میگویند و چهقدر جنس دردهایمان شبیه هم بود.
من متوجه شدم که بعد از ورود به کنگره۶۰ مسافرم روزبهروز حالش بهتر شده و با دیدن تغییرات مسافرم با خدا نجوا میکردم که خدایا چرا زودتر به اینجا نیامدیم! بعد از چند ماهی که در کنگره سفر کردیم مسافرم درمان و رها شد و خدا را شکر حال خود و مسافرم خوب است و در حال حاضر مسافرم، مرزبان و خودم راهنمای تازه واردین هستیم انشاءالله بتوانیم در کنگره خدمتگزار خوبی باشیم. این آرامشی که به زندگیمان آمده را که دارم با هیچ چیز عوض نمیکنم کنگره جایی است که به من زندگی دوباره بخشید باعث شد که من همسفری محکم و قوی باشم و با حال خوب زندگی کنم حال من نیز؛ باید با رعایت قوانین کنگره، فرمانبرداری، حضور در جلسات، نوشتن سیدی، داشتن نظم و انضباط هر طور که در توانم هست چه مادی و چه معنوی کنگره را حمایت کنم همانطور که دیگران کاشتند ما خوردیم الان نوبت ما است که بکاریم تا دیگران بخورند از خدای خوبم و از آقای مهندس که بعد از چندین سال رفتن مسیر اشتباه بهترین و درستترین مسیر را سر راه ما قرار دادند و آسایش و آرامش را به زندگیمان هدیه کردند بینهایت سپاسگزارم.
همسفر مرضیه:
در ابتدا خداوند را شاکرم که کنگره را در مسیر زندگیام قرار داد و از آقای مهندس عزیز بابت این مکان مقدس و امن سپاسگزارم بخواهم از کمکهایی که کنگره به من کرده است را بگویم قابل شمارش نیست من از کنگره چیزهایی دریافت کردم که بیرون از کنگره نمیتوانستم پیدا کنم با حال خراب و قعر در ناامیدی وارد کنگره شدم؛ اما الان این حال خوب و آرامشم را مدیون کنگره هستم کنگره علم درست زندگی کردن را به من آموخت تا بتوانم از تکتک لحظات زندگیام لذت ببرم و باعث تغییرات زیادی در زندگی من شد و من نمیدانم چه جملاتی برای تشکر کردن از آقای مهندس و کسانی که برای کنگره زحمت میکشند استفاده کنم من نیز در مقابل این همه کمک کنگره، بر خود وظیفه میدانم که در کنگره ثابتقدم بمانم و خدمت کنم، مقررات و حرمت کنگره را رعایت کنم، فرمانبردار راهنمایم باشم و به دیگران احترام بگذارم تا بتوانم در آن مسیر درست قرار بگیرم.
البته کنگره به کمک من نیاز ندارد این من هستم که تشنه این آموزشها هستم و هر روز حالم بهتر میشود پس؛ باید چه از نظر مادی یا معنوی هر آنچه که در توان دارم خدمتگزار کنگره باشم؛ باید گذشتهام را فراموش نکنم که چه حال بدی داشتم من قدردان و سپاسگزار همه عزیزانی هستم که وقت و انرژیشان را صرف خدمت در کنگره میکنند به خصوص راهنمای خودم که از راه دور تشریف میآورند، انشاءالله که نور این خدمت در زندگیشان جاری باشد و در آخر امیدوارم که لیاقت خدمت در کنگره را داشته باشم تا بتوانم اندکی از این زحمات را جبران کنم.
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی طارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
50