همسفر مدینه رهجوی لژیون چهارم از نمایندگی رودکی در دلنوشته خود با دستور جلسه (هفته همسفر: نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران) چنین نوشت:
خدا را شکر میکنم که مرا در وادی همسفر قرار داد تا آموزش بگیرم و خودم را دوست داشته باشم اگر خودم را دوست داشته باشم اطرافیان را هم خواهم دوست داشت.
یک روز سرد زمستانی و تاریک، بدون نور از پلههایی که برایم تمام شدنی نبود پایین رفتم، وقتی پاهایم به زمین آنجا رسید انگار وارد بهشت شدم هاج و واج مانده بودم از خودم میپرسیدم که اینجا کجاست من وارد شدهام؟
هفته همسفر بود من دختر، خواهر، همسر، عروس شده بودم اما اینجا مرا با یک لقب جدید به نام همسفر آشنا کردند.
من وارد وادی همسفر شدم و نقش خودم را آنجا پیدا کردم. متوجه شدم گوهر وجودی یک همسفر جز محبت و عشق واقعی نیست، یاد گرفتم که مقابل مسافرم نباشم بلکه کنارش بایستم تا این مثلث خانواده با گرمای وجود من همسفر گرم شود نه ویران و سرد.
وقتی رها شدیم مسافرم شرایط حضور در شعبه را نداشت اما من هر روز عاشقتر شدم و تشنهی آموزش هر چند راه سخت است؛ اما آنقدر این وادی همسفر در وجودم نقش بسته که تا جان دارم رهجو خواهم ماند همان طور یک خدمت گزار واقعی، کنگره با لقب همسفر مرا از تاریکترین شرایط بیرون کشاند، زنده شدم عاشق شدم و همین طور مهمتر از همه چیز خودم را پیدا کردم.
همسفر شدن با ارزشترین هدیهای بود که اول از طرف مسافرم و دوم از طرفه کنگره گرفتم.
همسفر کسی است که دلش پر از امید است، حتی وقتی دلش گرفته، خسته و دل نگران است. همسفر یعنی، با صبر و تلاش، مسیر زندگی مسافر و خانواده را روشن میکند و به همه یادآوری میکند که عشق یعنی صبر، وفا و مهربانی بیپایان.
بابت تمام این حال خوبم از مسافرم از راهنمای عزیزم خانم سمیه و همین طور از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر و قدردانی میکنم.
ویرایش، تنظیم و ارسال مطلب نگهبان سایت همسفر نگین
- تعداد بازدید از این مطلب :
58