سلام دوستان، الهه هستم همسفر
این دستورجلسه باعث مقایسه موقعیت فعلی من با قبل از کنگره۶۰ میشود و نشان میدهد کمکهای کنگره۶۰ آنقدر عمیق بوده که قابل جبران نیست؛ از جمله واقعبین شدن، پذیرش مسئولیت شرایط خود و شکرگزاری. مهمترین آموزش، یادگیری کمککردن، انفاق و حرکت در چارچوب قوانین طبیعی و الهی است. در این نگاه، رابطه من با کنگره۶۰ بر پایه «خدمت» و «وظیفه» تعریف میشود؛ همانند رابطه با پدر و مادر؛ زیرا کنگره۶۰ محل تولد دوباره، رشد و آموزشهایی است که در جای دیگر به دست نمیآید.
سلام دوستان، فاطمه هستم همسفر
هستی بر مبنای دریافت و پرداخت بنا شده است؛ یعنی ما باید هم گیرنده باشیم و هم فرستنده. به نظر من، بزرگترین کمک را کنگره۶۰ به ما میکند. اگر این مکان امن نبود، ما و مسافرانمان به درمان و حال خوب نمیرسیدیم؛ پس کنگره۶۰ و جهانبینی آن، اولین قدم را برای ما برداشت و بدون هیچگونه چشمداشتی، تمام آموزشهای خود را از طریق استادان و راهنمایان عزیز در اختیار ما گذاشت؛ اما کمک ما به کنگره۶۰ این است که ابتدا به حرمتها و قوانین کنگره۶۰ احترام بگذاریم، فرمانبردار باشیم، بهموقع در جلسات و لژیون حضور پیدا کرده و از نظر مالی نیز، کنگره۶۰ را حمایت کنیم.
سلام دوستان، پریسا هستم همسفر
در کنگره۶۰ یاد گرفتم که قدردانی واقعی فقط در گفتن «تشکر» خلاصه نمیشود؛ بلکه در عمل و رفتار روزانه معنا پیدا میکند. حضور منظم و بهموقع در جلسات، رعایت نظم، قوانین و حرمتها، اولین قدم قدردانی من از این مجموعهی آموزشی است. مشارکت در لژیون و گوش دادنِ دقیق به آموزشهای راهنما، نشان احترام به دانایی و تجربه است. خدمت گرفتن و انجام مسئولیتها بدون توقع و چشمداشت، زبان عملی تشکر در کنگره۶۰ محسوب میشود. مشارکت مالی داوطلبانه، در چارچوب قوانین کنگره۶۰، نوعی حمایت و قدردانی از ساختار درمان و آموزش است. مهمتر از همه، انتقال آموزشها به زندگی شخصی، اجتماعی و تبدیل آنها به رفتار سالم است. وقتی با عملکرد درست، آرامش، نظم و مسئولیتپذیری را در زندگی اجرا میکنم، در واقع قدردانی خود را از مهندس دژاکام، راهنمایان، مرزبانان و ایجنت اعلام کردهام. هرچه در مسیر خدمت، دانایی و تعادل ثابتقدمتر باشم، این قدردانی واقعی و ماندگارتر خواهد بود.
سلام دوستان، معصومه هستم همسفر
من بسیار خوشحال هستم که خداوند مرا لایق چنین جایگاه و مکانی با این قدرت و آگاهی قرار داده است. منِ گذشته با ناامیدی و بیمیلی به زندگی نگاه میکردم؛ اما اکنون به آرامشی نسبی رسیدهام. تمام فکر و ذهنم رها شدن مسافرم شده بود. در خانه همیشه دعوا و بحث وجود داشت. عصبی بودم و اصلاً حالوحوصله نداشتم؛ بهطوری که دختر کوچکم دچار تشنج و سپس افسردگی شد؛ اما اکنون، خدا را شکر، با آموزشهایی که از کنگره۶۰ گرفتم، توانستم تعادل را در خانه ایجاد کنم. دخترم بسیار بهتر شده و همهی اینها را مدیون کنگره۶۰ هستم. انشاءالله خداوند به من کمک کند تا بتوانم شاگردی خوب و وظیفهشناس برای کنگره۶۰ باشم و با خدمت کردن، قطرهای از زحمات بیپایان آقای مهندس و یارانش را جبران کنم.
تایپیست: همسفر سودابه رهجوی راهنما همسفر فاطمه رابط خبری لژیون دوم
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بروجرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
79