English Version
This Site Is Available In English

شکرانه یک درمان مشترک

شکرانه یک درمان مشترک

سلام دوستان لیلا هستم همسفر

وقتی وارد کنگره۶۰ شدم، حالم خیلی بد بود. همیشه گریه می‌کردم و اصلا نمی‌توانستم با راهنمایم صحبت کنم.
فقط یک سؤال از راهنمایم پرسیدم. گفتم:
«خانم مریم، به نظر شما حالم خوب می‌شود؟»
ایشان گفتند: «انشاالله.»
و ادامه دادند: «اگر مرتب سی‌دی‌ها را بنویسی، قوانین را اجرا کنی و گوش‌به‌فرمان راهنما باشی، به درمان می‌رسی.»
بعد از چند ماه حضور در کنگره، حالم کم‌کم بهتر شد. تغییر را در خودم دیدم و خیلی خوشحال شدم.
همیشه خدا را شکر می‌کنم که حالم خوب شد و خدایا شکر که حال مسافرم هم خوب شد.
من و مسافرم در کنگره به حال خوب رسیدیم؛ پس وظیفه داریم در کنگره خدمت کنیم، تا جایی که می‌توانیم آموزش بگیریم و بهتر زندگی کنیم.
کنگره جای مقدسی است. خداوند را هزار بار شکر می‌کنم که جای خوبی را برای درمان و آموزش انتخاب کرده‌ایم.
در پایان، جشن همسفر را به آقای مهندس و خانواده محترم‌شان تبریک عرض می‌کنم.

نویسنده: همسفر لیلا رهجو راهنما همسفر نوریه(لژیون دوازدهم)
رابط خبری:همسفر وجیهه رهجو راهنما همسفر نوریه(لژیون دوازدهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر مهشید نگهبان سایت

همسفران دانیال اهواز

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .