
سلام دوستان شهزاد هستم همسفر
«جز خدا کس خالق تقدیر نیست، چاره تقدیر از تدبیر نیست.» تقدیر الهی مرا به کنگره فرا خواند تا بتوانم از دل ظلمت و تاریکی، مسیر روشنایی و هدایت را بیابم. سرچشمه این مسیر رهنمون، رحمتی است که خداوند بر روی مردم گشوده و هیچکس نمیتواند آن را مسدود کند. کنگره رحمتی است از جانب پروردگار؛ چراکه انسانهای بسیاری در این مکان احیاء میشوند و طعم زندگی سالم را دوباره تجربه میکنند؛ انسانهایی که اسیر بند دیو اعتیاد و در ناامیدی و یأس غرق بودند. درمان در کنگره هم سهل است و هم سخت و این بستگی به میزان فرمانبرداری شخص دارد؛ سیستمی کامل نیز برای این امر مهم در تلاش است. من نباید زحمات این تلاشگران را نادیده بگیرم؛ بلکه باید قدردان باشم و همانگونه که دیگران کاشتند و ما بهرهمند شدیم، ما نیز بکاریم تا دیگران برداشت کنند. کمکهای من میتواند مادی یا معنوی باشد. کنگره یک سازمان مردمنهاد است که پایههای مالی آن با کمک خود مردم تأمین میشود؛ بنابراین وظیفه من است که هرچه در توان دارم کمک کنم و هر خدمتی که از دستم برمیآید انجام دهم تا بتوانیم این مکان مقدس و امن را حفظ کنیم. بسیار خوشحالم که قطرهای از این اقیانوس بیکران هستم و سپاسگزارم از بنیانگذار کنگره، جناب آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان. اجر خدمت در زندگی همگی جاری باد.

سلام دوستان توران هستم یک همسفر
زبان من قاصر از شمردن تمام کمکهایی است که کنگره به من کرده است؛ این کمکها واقعاً زندگیبخش بودهاند. کنگره به من دوبار زنده شدن را هدیه داد، آرامش را به من بازگرداند و راه و روش درست زندگی کردن را با آموزههای ناب خود به من آموخت؛ از جمله درس بزرگ قناعت در تمام مراحل زندگی. من پذیرفتهام که مسافر من بیمار است و وظیفهام کمک به او است، نه سرزنش کردنش. به همین دلیل، کنگره همیشه خانه دوم من خواهد بود. کمک من به کنگره در مقابل اقیانوسی که از من دریغ نکرده، قطرهای بیش نیست. امیدوارم خداوند به این بنده حقیر توفیق دهد تا بتوانم به کنگره خدمت کنم؛ چراکه درک میکنم خدمت کردن خود نوعی کمک است. هر خدمتی که به من محول میشود را باید به نحو احسن انجام دهم، نه اینکه بپرسم چرا باید این کار را انجام دهم. ما باید از خداوند بخواهیم که لیاقت خدمت کردن به خلق خدا را به ما عطا کند. انشاءالله تا زمانی که زنده هستم، به کنگره کمک خواهم کرد. همانطور که آقای مهندس خود میفرمایند: «من هنوز کاری نکردم»، این یعنی ما کجای این مسیر قرار داریم؟ با توکل به خدا، امیدوارم که بهترین خدمتگزار کنگره باشیم.

سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر
وقتی برای اولین بار پایمان به کنگره باز شد، مسافران ما درگیر بیماری جسم و روح بودند و ما همسران نیز درگیر نگرانیها و افسردگی عمیق. در آن روزهای تاریک، خداوند کنگره را سر راه ما قرار داد تا مسیر درمان باز شود. این مکان مقدس، به سادگی به دست نیامده است. از لحظهای که آقای مهندس تصمیم به ترک اعتیاد گرفتند تا امروز که شاهد گسترش شعب برای درمان عزیزان هستیم، چه خون دلها که نخوردند. شایسته است که بدانیم تمام هزینههای این مکان مقدس، با همت خود مسافران و همسفران تأمین میشود. از همینجا، مراتب عمیقترین سپاسگزاری خود را به آقای مهندس و خانواده محترمشان، به ویژه خانم آنی عزیز که در سختیها یار و یاور بودند، ابراز میکنم. همچنین، دست تکتک اعضاء کنگره در شعب مختلف را که با عشق خدمت میکنند و راهنمایان عزیزی که با آموزشهایشان به ما و مسافرانمان زندگی درست را میآموزند، میبوسم و از خداوند بزرگ میخواهم که جبرانکننده زحماتشان باشد. ما هم به نوبه خود، پیمان میبندیم که از مال و جانمان، به نحو احسن از این مکان مقدس حمایت کنیم. باید بکوشیم تا با ساختن شعب جدید، فضایی امن برای عزیزانی که هنوز بیرون از کنگره در رنج هستند، فراهم کنیم. بیایید گذشته خود را فراموش نکنیم؛ یادآوری سختیهایی که کشیدیم، تنمان را میلرزاند. بدانیم که هر آنچه امروز داریم، مدیون خداوند، بنیانگذار کنگره و تمامی دوستان خدمتگزار هستیم. بیایید بکوشیم تا همانطور که دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما نیز بکاریم تا دیگران بخورند.

سلام دوستان آمنه هستم یک همسفر
یک زندگی احیاء شد و همچنان در حال بازسازی است؛ مسافرم سفری پرفراز و نشیب را با لطف قدرت مطلق خداوند و هدایتهای ارزشمند آقای مهندس دژاکام آغاز و طی نمود. این پیام، شهادتی است بر تولدی دوباره. مسافر من، پس از ۱۰ سال تخریب ناشی از اعتیاد، اکنون به مدت یک سال و ۱۰ ماه در سایه آموزشهای کنگره۶۰، طعم شیرین رهایی را چشیده است. دیدن تخریب جسم و روح در عزیزان، بسیار آزاردهنده بود؛ اما کنگره به ما آموخت که ترمیم این تخریب نه تنها ممکن؛ بلکه یک تجربه رهاییبخش است. با ورود به کنگره من و مسافرم همزمان از تاریکی به سمت نور هدایت شدیم. آرامش امروز زندگیمان را مدیون زحمات بیدریغ جناب مهندس، خانواده بزرگوار ایشان و تمامی مسئولین و خدمتگزاران کنگره هستیم. از خداوند شاکرم که اذن رهایی را برای ما صادر فرمود. این حال خوب روحی و جسمی را با هیچیک از مادیات دنیا (پول، طلا و ...) عوض نمیکنم؛ چراکه پیش از این با وجود داشتن بسیاری از آنها، زندگیام پر از آشوب، فکر و خیالهای آزاردهنده و پرخاشگری بود؛ پرخاشگری که متأسفانه به فرزندانم نیز منتقل میشد. رسیدن به این آرامش، میسر نبود مگر با هدایت استاد و راهنمای عزیزم که با تشویقهایشان، مرا در مسیر بهتر شدن یاری کردند. نوشتن و گوش دادن به سیدیها، حکم پاکسازی مداوم جسم و روح مرا داشت. آیا من مدیون این همه لطف و سخاوت بیدریغ کنگره نیستم؟ قطعاً مدیونم. ادای دین من، در گرو عمل به آموزشها است: گوش دادن دقیق به راهنما، انجام به موقع تکالیف (سیدیها)، حضور به موقع در جلسات و عمل کردن دقیق به سخنان استادان و دستور جلسات. امروز، بزرگترین افتخار ما، ایستادگی در خدمتگزاری است. مسافر من با موفقیت از آزمونها عبور کرده، به جایگاه راهنمایی و دنور رسیده و حتی مجوز پهلوانی را از دستان پرمهر مهندس دژاکام دریافت نموده است. انشاءالله با یاری خداوند، پهلوانیاش نیز محقق خواهد شد. ما از هیچ کمکی در این مسیر دریغ نکردهایم و این دین تا ابد بر گردن من و مسافرم باقی خواهد ماند. سپاسگزارم از آقای مهندس دژاکام که این مکان امن و پر از مهر را بدون هیچ چشمداشتی فراهم کردند تا همه مسافران بتوانند به رهایی برسند.

سلام دوستان سمانه هستم همسفر
من با اعتقاد کامل به آموزههای کنگره، متعهد میگردم هر آنچه در توان دارم برای خدمت به این مجموعه و پیشبرد اهداف آن به کار گیرم. مراتب سپاسگزاری عمیق خود را بابت احترام به قوانین محکم کنگره اعلام میدارم و صمیمانه قدردان صبر و شکیبایی راهنمای گرانقدرم هستم که هدایت ایشان موجب تحمل این مسیر شده است. کنگره، پناهگاهی امن بود که توانست آشفتگیهای عمیق زندگیام را سامان دهد و ترس از آیندهای مبهم را از بین ببرد. به برکت این آموزشها، امروز من و مسافرم به رهایی کامل امیدواریم. ما با کمک خداوند متعال و یاری مستمر کنگره، مصمم به ادامه این سفر تا رسیدن به مقصد نهایی هستیم.
رابط خبری و ویراستار: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
142