English Version
This Site Is Available In English

کمک کردن به کنگره نشانه تعهد است

کمک کردن به کنگره نشانه تعهد است

همسفران لژیون پنجم در مورد دستور جلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» این چنین بیان کردند:

همسفر نرگس

اولین چیزی که کنگره به من داد علم نسبت به خودم بود. من حتی خودم را نمی‌شناختم. تاریکی‌هایی که در آن زندگی می‌کردم بسیار زیاد بود و سال‌ها مرا درگیر خود کرده بود؛ اما کنگره تمام جواب‌های مرا داد. کنگره بهانه‌های مرا از من گرفت. بهانه‌هایی که برای رد کردن مشکلاتم بود را از من گرفته شد. کنگره لبخند، محبت، احترام و خط قرمزهای زندگی را به من آموخت. فهمیدم حتی با لبخندم می‌توانم به دنیای جدیدی از دوستی‌های ناب دست پیدا کنم. دوستانی به من داد که مرا می‌فهمیدند و درک می‌کردند. کنگره راهنمایی از جنس نور به من داد که با عشق تمام، راه ناهموار و سخت را برایم هموار کرد. بسیاری از دست‌اندازها را به من نشان داد و جاهایی که امکان سقوط داشتم را برایم روشن کرد.

 

کنگره کینه، بخل، حسادت، خودبینی و ترس را از من گرفت و به جای آن محبت به من داد. امیدی به من داد که برای رسیدن به آن، روزگار سخت چرخه‌ای را آغاز کرده بود. فکر می‌کنم تنها کمک من این است که بتوانم دستورات کنگره را عملی کنم. تلاش می‌کنم چه در اخلاق، چه در دانش اجتماعی و چه در امور کاری و زندگی، از درس‌های کنگره استفاده کنم و درست عمل کنم. با این کار می‌توانم این مکان پر از نور و امید را به اطرافیانم معرفی کنم.

همسفر زری

به نام خدایی که خاک آفرید و از آن خاک انسان آفرید. در جهان هستی همه موجودات برای کاری آفریده شده‌اند و هر کدام نقشی در برقراری نظم و گردش جهان دارند. هیچ چیزی در این جهان بدون برنامه‌ریزی خلق نشده است. خداوند برای خلق همه چیز و همه موجودات از کوچک تا بزرگ، برنامه‌ای قرار داد تا جهان بر پایه قانون و نظم اداره شود؛ اما به انسان قدرت اختیار داد و قدرت انتخاب را از دیگر موجودات گرفت. این انسان است که گاهی شکرگزار می‌شود و گاهی از همه چیز شکایت می‌کند.


اما کمک کنگره به من این بود که به ما یاد داد چگونه قدردان چیزی باشیم که از آن آموزش می‌گیریم. کنگره تنها جایی است که آرامش و آسایش را به ما هدیه داده است و همه چیز را بر پایه نظم و قانون پیش می‌برد. ما باید در برابر خدمتی که کنگره به ما کرده است، قدردان باشیم و بتوانیم هرچند کوچک، خدمتی به این کنگره انجام دهیم. ما نباید فقط دریافت‌کننده باشیم؛ بلکه باید تمام تلاش خود را برای خدمت کردن به کنگره به کار بگیریم. ما می‌توانیم سپاس‌گزاری کلامی، قلبی و حتی کمک مالی داشته باشیم؛ حتی جابه‌جا کردن صندلی‌ها نیز می‌تواند برای ما لذت‌بخش باشد و به سلامت و آرامش خودمان کمک بزرگی کند.

همسفر عالیه

در کنگره بسیاری از مسائل را آموختم. آموختم که در زندگی برای هر مسئله‌ای ابتدا باید وقت بگذارم و تفکر کنم. البته تفکر بدون آموزش و کسب دانایی مؤثر، معنایی ندارد. من نه‌تنها برای احیاء نفس خود و رهایی از گره‌های تاریک زندگی‌ام تلاش می‌کنم؛ بلکه در کنار مسافرم بال پرواز او نیز می‌شوم. به‌عنوان یک انسان به جسم خود که از میلیاردها سلول تشکیل شده است و این سلول‌ها هماهنگ عمل می‌کنند، اهمیت می‌دهم. در جهت سلامتی جسمی و روحی خود و احیاء سیستم ایکس با تغذیه سالم، ورزش و جهان‌بینی تلاش می‌کنم و سعی می‌کنم همیشه در صراط مستقیم قرار بگیرم و درجه ایمان خود را به قدرت مطلق افزایش دهم.


تلاش می‌کنم پندار نیک، گفتار سالم و عمل سالم را انجام دهم و پیام مهر، محبت و صبر را به دیگر انسان‌ها برسانم. با این کار برای خود سپری ایجاد می‌کنم تا نیروهای بازدارنده و منفی نتوانند به روح و جسم من نفوذ کنند. لازم است منابع اطلاعاتی خود را هر روز با آموزش و پیروی از قوانین کنگره ۶۰ افزایش دهم تا چشمه‌ای جوشان باشم. می‌خواهم به رودی تبدیل شوم که همیشه در جریان و حرکت است و در این مسیر به اقیانوس امن و آرام؛ یعنی نفس مطمئنه نزدیک شوم.

همسفر خدیجه

وقتی برای اولین بار وارد کنگره شدم، فقط به دنبال آرامش بودم. نمی‌دانستم کنگره قرار است چقدر نگاه من به زندگی را تغییر دهد. کم‌کم فهمیدم کنگره فقط برای مسافرم نیست؛ بلکه برای من همسفر هم یک راه نجات است و یاد گرفتم به‌جای نگرانی، به آموزش‌ها اعتماد کنم.


کمک من به کنگره از خودم شروع می‌شود و از درست فکر کردن، درست رفتار کردن و عمل به آموزش‌ها شکل می‌گیرد. وقتی به‌موقع در جلسات حاضر می‌شوم، وقتی با احترام گوش می‌دهم و قضاوت نمی‌کنم، در واقع به کنگره کمک می‌کنم. کنگره به من یاد داد نقش همسفر بودن، حمایت کردن است نه کنترل کردن و یعنی آرامش داشتن نه اضطراب داشتن و یعنی اعتماد به مسیر داشتن نه عجله برای نتیجه داشتن.


کمکی که کنگره به من کرد، آرام شدن ذهنم و متعادل شدن رفتارم بود. یاد گرفتم حال خوب من به حال خوب مسافرم هم کمک می‌کند و تغییر من بزرگ‌ترین خدمت است. امروز با شکرگزاری، رعایت حرمت‌ها و انتقال درست آموزش‌ها سهم خودم را در کنگره ادا می‌کنم. هرچقدر من به کنگره متعهدتر باشم، کنگره هم بیشتر به زندگی من نظم و آرامش می‌دهد. با هر قدم درست و با هر تغییر کوچک، احساس می‌کنم هم خودم رشد می‌کنم و هم سهم کوچکی در حفظ این مسیر ارزشمند دارم.

همسفر نسرین

من و مسافرم با حالی پریشان، جسمی خراب و زندگی‌ پر از آشوب وارد کنگره شدیم. کمک‌هایی که کنگره به من و مسافرم کرد، حداقل آن رهایی مسافرم بود. خدا را هزاران بار شکر می‌کنم که به ما اذن ورود به کنگره را داد. من با آموزش‌های کنگره و جهان‌بینی به وضعیت روحی، روانی و جسمی بهتری رسیدم. بعد از پانزده سال زندگی من طعم آرامش را چشید. شادی و سلامتی به زندگی ما بازگشت و حالا بچه‌های ما با خیال راحت می‌خوابند و بیدار می‌شوند و با آسودگی خاطر به مدرسه می‌روند و مطمئن هستند که دیگر از دعوای پدر و مادر خبری نیست. کنگره به زندگی من معنا، آرامش و سلامتی جسمی و روحی داد. کنگره به ما این امید را داد که قرار نیست زندگی ما از هم بپاشد. کنگره ایمان به خداوند را به من داد.


حالا کمک من به کنگره چه بوده است. آیا من و مسافرم می‌توانیم با پنج تا سرداری و یک دنوری، دین خود را به کنگره ادا کنیم. قطعاً نمی‌توانیم حتی ذره‌ای از آن را ادا کنیم. امیدوارم من با سی‌دی نوشتن، نظم داشتن، اجرای حرمت‌های کنگره، کمک مالی و خدمت‌های راستینی که من و مسافرم می‌توانیم در کنگره انجام دهیم، بتوانیم ذره‌ای از دین خود را ادا کنیم و قطره‌ای از این اقیانوس باشیم.

رابط خبری: همسفر نسرین رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر عذری (لژیون دهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صالحی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .