مشارکت مکتوب از اعضای لژیون سردار
همسفر سپیده
ابتدای مشارکت خود را با یک متن از استاد سردار شروع میکنم: باید بدانیم که ما همه برای خدمتکردن و آموزش گرفتن پا به هستی گذاشتهایم چرا که خداوند انسانها را بیهوده نیافریده سپس خدمت را درست انجام دهیم. کمک کنگره به من چه بوده؟ باید برگردم به گذشته خود که حالمان چطور بود روزها و زمانهایم چگونه سپری میشد در غم و ناامیدی؛ حال باید به زمان حال زندگیمان نگاه کنم که حال خوش الانمان را از کجا داریم چه شد که به حال خوش دست یافتیم؟ چگونه یاد گرفتیم از در کنار هم بودن لذت ببریم؟ همه این نعمتها را از کنگره داریم از آموزشهای نابی که بزرگمردی چون آقای مهندس در اختیارمان میگذارند هر چه دانایی دارند در اختیار ما میگذارند، حال دیگر میدانم در هر شرایطی چگونه برخورد کنم، با همین آگاهیها یک همسفر میداند که چگونه در هر شرایطی در کنار مسافر خود باشد تا به رهایی و آرامش برسند حال در برابر این نعمت بزرگ که رهایی است چگونه از کنگره قدردانی کنم؟ با ماندن و خدمتکردن در کنگره، با اجراکردن حرمت، یکگوشه کوچکی از کمک بزرگی که کنگره به ما کرده را انجام دهیم، با کسب آگاهی و عملیکردنشان در خدمتکردن مخصوصاً خدمتکردن در لژیون سردار میتوانیم کمک کوچکی برای پیشبرد اهداف کنگره ۶۰ انجام داده باشیم. خدمتکردن در کنگره باعث میشود به نور و روشنایی برسیم در آخر از خداوند مهربانیها سپاسگزارم که اذن ورود من و مسافرم را به چنین مکان مقدسی صادر کرد تا خدمت کنیم و آموزش بگیریم. با تشکر از بزرگمردی چون مهندس دژاکام که یک الگوی بینقص برای ما اعضای کنگره هستند مخصوصاً در خدمتکردن چرا که همه ساله در خدمت مالی و لژیون سردار پیشقدم هستند.
همسفر سپیده
وقتی آقای مهندس دژاکام که بنیان کنگره هستند و از ۵ صبح مشغول کار تحقیقات علمی و مقالات، رهایی، جلسات مسافران و همسفران و دیدهبانان و دانشگاه قشم و کنفرانس و... هستند و بعد از ۲۸ سال خدمت میگویند من هنوز به کنگره بدهکارم پس دیگر جای هیچ صحبتی نمیماند. به نظر من کنگره یک بستر و فضایی را برای من سفر دومی مهیا کرده که با خدمتکردن بتوانم نقاط ضعف خود را برطرف کنم اگر ترس از جمع صحبتکردن دارم، اگر از قضاوتشدن میترسم، اگر اعتمادبهنفس ندارم، اگر دچار گره قدرت هستم، اگر درگیر منیت هستم، اگر مادیات من را اسیر خودکرده است بتوانم با خدمتکردن در جایگاههای مختلف خدمتی، این نقاط ضعف را برطرف کنم تا در نهایت بتوانم یک زندگی باکیفیت و آگاهانه داشته باشم. مخصوصاً خدمت در لژیون مالی و سردار بزرگترین حربه شیطان در ماده است و پول قویترین مادیات است. بتوانم تفکر درست نسبت به کار، پول درآوردن و پول خرجکردن، بخشش و گذشت را یاد بگیرم. در نهایت خدمتکردن در کنگره باز هم کمک کنگره به من است و من میتوانم با درست سفرکردن و درست زندگیکردن به گسترش راه کنگره و یا افزایش شعبههای کنگره و در نهایت کمک به همنوعان خودم نقش خود را بهعنوان جزئی از کنگره ایفا کنم. به امید آشنایی همه انسانهای خواستار رهایی با راه راستین کنگره ۶۰.
همسفر پرنیان
موضوع دستورجلسه برای من همسفر فقط یک کمک مالی نیست. دستدادن یعنی سهم داشتن، یعنی مسئولیت پذیرفتن و یعنی اینکه من هم در این مسیر فقط دریافتکننده نباشم. کنگره به من آموزش، آرامش و دید تازهای داد. وقتی حال من بهتر شد، رفتارم تغییر کرد و فضای خانواده هم آرامتر شد. اینها چیزهایی نیست که بتوان برایشان قیمتی گذاشت. دست در جلسه برای من قدردانی عملی از این آموزشهاست. وقتی من دست میدهم، در واقع میگویم که این مسیر برایم ارزش دارد. میخواهم سهم خودم را، هرچند کوچک، ادا کنم تا این آموزشها ادامه پیدا کند و افراد بیشتری فرصت تغییر داشته باشند. کمک من به کنگره شاید عدد بزرگی نباشد، اما برای خودم معنا دارد. همانطور که کنگره بدون توقع به من کمک کرد، من هم یاد میگیرم بدون توقع سهم خودم را بدهم. این تبادل، حس تعلق و مسئولیت را در من زنده نگه میدارد. دست در جلسه برای من یعنی همراهی آگاهانه؛ یعنی گرفتن و دادن در تعادل.
رابط خبری: راهنمای تازهواردین همسفر معصومه (نگهبان لژیون سردار)
ویرایش و ارسال: همسفر پریسا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هشتگرد کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
69