English Version
This Site Is Available In English

برداشت از سی دی هفتگی «سرمایه اجتماعی»

برداشت از سی دی هفتگی «سرمایه اجتماعی»

برداشتی از سی دی «سرمایه اجتماعی»

همه‌ی ناخالصی‌ها ناگهان آغاز نمی‌شوند؛ هیچ تیرگی‌ای یک‌شبه متولد نمی‌شود و هیچ سیاهی بی‌خبر بر جان انسان نمی‌نشیند، همان‌طور که هیچ نوری نیز یک‌باره کامل و بی‌نقص نمی‌تابد. ناخالصی‌ها زمان می‌خواهند تا آرام‌آرام شکل بگیرند، ریشه بدوانند و خودشان را تثبیت کنند، و به همان اندازه، جدا شدن و پالایش آن‌ها نیز صبر، آگاهی و گذر زمان می‌طلبد؛ هیچ تزکیه‌ای دفعی نیست و هیچ رهایی‌ای بی‌مسیر اتفاق نمی‌افتد. در جهان‌بینی، این اصل مهم است که زندگی وقتی به دست معمار بزرگ آغاز و برنامه‌ریزی شد، بر مبنای دو پایه بنا نهاده شد؛ تعادل میان نور و سایه، خیر و شر، ضعف و قدرت، بودن و شدن. در کتاب «ادموند و هلیا» نیز می‌بینیم که پادشاه آسمان‌ها لوسیفر را صدا می‌زند، دیگران را بیرون می‌کند و به تنهایی با او سخن می‌گوید، زیرا بعضی گفتگوها، بعضی آزمون‌ها و بعضی تصمیم‌ها فقط در خلوت معنا پیدا می‌کنند و مسیر سرنوشت را تغییر می‌دهند. خلقت انسان با دیگر موجودات تفاوت دارد؛ تا جایی قلم را به دست خود انسان دادند تا خودش رنگ کند، خودش انتخاب کند، خودش راه را بسازد و مسئول تیرگی‌ها و روشنی‌های بوم زندگی‌اش باشد. هرچه انسان عاقل‌تر می‌شود، هرچه بیشتر تزکیه و پالایش را تجربه می‌کند، در آرامش و راحتی بیشتری قرار می‌گیرد و زندگی برایش از حالت جنگ، به حالت فهم و پذیرش تبدیل می‌شود. انسان‌های دانا با همه می‌سازند، سازگاری بیشتری دارند، انعطاف را می‌آموزند و کمتر می‌شکنند؛ پیامبر نیز به خلق عظیم معروف بود، با همه مهربان بود و دل‌ها را نه با زور، بلکه با وسعت روح و صبرش جذب می‌کرد. انسان دارای دو قطب است، مثبت و منفی، خوبی‌ها و بدی‌ها؛ اگر ناشکر و ناسپاس باشی، بدترین‌ها بر تو حکمرانی می‌کنند و اگر سالم، صادق و درست بمانی، بهترین‌ها آرام‌آرام سر راهت قرار می‌گیرند. وقتی انسان خلق شد، میان دو نیروی خوب و بد ایستاد، پس توقع نداشته باش همه انسان‌ها صادق باشند؛ این همیشه از بدی آن‌ها نیست، بسیاری هنوز به مرحله پختگی نرسیده‌اند و در میانه راهِ آموختن‌اند.

استاد میفرماید : برای ما هم باعث خشنودی است که در تلاش و کوشش میباشید و یکایک بندها را از دست و پا باز میکنید، البته زیاد هم خوشحال نباشید، زیرا وقتی اخرین بندها را باز کردید ما قفل و زنجیر محکمتری بر دست و پای شما خواهیم زد، البته این ما نیستیم که برای شما قفل و زنجیر تهیه میکنیم، بلکه تقدیری است که ما اجرا میکنیم…

و این سخن یعنی هر رهایی، مسئولیت تازه‌ای به همراه دارد و هر مرحله‌ای که پشت سر گذاشته می‌شود، آزمونی عمیق‌تر در پیش است. بندها همیشه آهنین نیستند؛ بند می‌تواند الکل باشد، بند قرص، بند مواد مخدر، بند اضافه‌وزن، بند کینه و نفرت، بند حسادت، بند ترس و وابستگی، و همه‌ی این‌ها زنجیرهایی هستند که بی‌صدا اما سنگین بر دست و پای ما بسته شده‌اند. برو قوی شو اگر عزم زندگی داری، که در نظام طبیعت، ضعیف پایمال است و دوام نمی‌آورد. استاد باز می‌گوید خوب گوش کنید و زود دلتنگ نشوید، راه طولانی است و تا سپیده‌دم، مسیر بسیار؛ وقت کافی به همه داده می‌شود. آدمی که با دیگران ناسازگار است، پیش از همه خودش رنج می‌برد و زمانی که یاد می‌گیرد، آن‌گاه آرامش به سراغش می‌آید. زنجیرها در هم تنیده‌اند و گاهی تا بی‌نهایت ادامه دارند؛ برای پاک کردن ناخالصی‌ها زمان لازم است، باید آن‌قدر زمین بخوری تا آدم شوی، تجربه کنی، خطا کنی و دوباره برخیزی، چرا که همه بار ناسازگاری و رنج، در نهایت بر دوش خود انسان است. ما چیزی داریم به نام سرمایه اجتماعی که بسیار ارزشمند است؛ ممکن است پول نداشته باشی، اما صد نفر حاضر باشند به تو پول قرض بدهند، یا مشکلی داشته باشی و همه بخواهند برای حل آن قدم بردارند، و در مقابل، بعضی‌ها هیچ ندارند، نه به این دلیل که نداشتند، بلکه چون با ناسازگاری، قهر، کینه و ناآگاهی، همه را از خود دور کرده‌اند و در نهایت، در سکوت و تنهایی ایستاده‌اند.

نگارش : مسافر رامین (لژیون یکم، راهنما آقای جواد)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .