کمک کنگره به من و کمک من به کنگره، نکات زیادی را به یادم میآورد. یکی از آن موضوعات این است که موقعیت کنونی خود را با موقعیت قبل از ورود به کنگره مقایسه کنم. در این قیاس، قطعاً به این نتیجه میرسم که کمکهای کنگره به من آنقدر زیاد است که هیچوقت نمیتوانم جبران کنم. یکی از آن کمکها این است که یاد گرفتم واقعبینانه به مسائل نگاه کنم؛ اینکه در هر موقعیت و شرایطی که حاصل عملکرد خودم است نباید شاکی باشم، بلکه باید شکرگزار باشم.
مهمترین کمک کنگره به من این بود که کمک کردن و انفاق را به من آموخت. اگر میگویم چشمانم به حقایق باز شده است، منظور این است که به قوانین طبیعی و الهی اعتقاد پیدا کردهام ،آنها را باور دارم و سعی میکنم در چهارچوب آن قوانین حرکت کنم. یکی از این قوانین این است که برای کمک به خودم یا برای ارتقاء خود، باید به دیگران کمک کنم.در مورد این دستور جلسه گفته شده است: «کمک کنگره به من و خدمت من به کنگره» در اینجا به دو واژهی کلیدی وظیفه و خدمت برمیخوریم. خدمت، کاری است که انجام میدهیم بدون توقع یا چشمداشت و ظاهراً بدون حقوق، ولی وظیفه کاری است که انجام میدهیم چون در قبالش حقوق یا دستمزد دریافت میکنیم.
اما گاهی کاری انجام میدهیم، حقوق و دستمزد هم نمیگیریم، ولی نام آن خدمت نیست بلکه وظیفه است؛ مانند کاری که برای پدر و مادر انجام میدهیم، که وظیفهی ما به شمار میآید. علت اینکه آن کار وظیفه نامیده میشود، این است که ما پیشتر حقوقش را گرفتهایم تمام زحمات والدین از کودکی تا امروز همان حقوقی بوده که دریافت کردهایم. بنابراین، هر کاری که برای پدر و مادر انجام دهیم، وظیفه است.من فکر میکنم نسبت من با کنگره مانند نسبت من با پدر و مادر است؛ زیرا در کنگره دوباره متولد شدهام، رشد کردهام و آموزشهایی گرفتهام که در هیچ جای دیگر نمیتوانستم دریافت کنم.
هرچقدر در کنگره خدمت کنم وظیفهی من است؛ به همین دلیل میگویم «کمک کنگره به من و وظیفهی من نسبت به کنگره». تمام کمکهایی که در کنگره به من شد، همان حقوقی است که پیشتر گرفتهام. پس در قبال این حقوق و همهی این کمکها، وظیفه دارم کار انجام دهم.
منابع مقاله: سایت کنگره ۶۰
نویسنده:همسفر آزاده رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون اول)
ویرایش:همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر اعظم (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی گرمسار
- تعداد بازدید از این مطلب :
71