گرچه خیلی انسانها خویش را دانا میدانند و ممکن است دانا هم باشند؛ اما وقتی بیان مینمایند که ما میدانیم، دلیل بارزی برای نادانی خویش میآورند. اگر بوی گل یا چمنی حقیقی باشد نیاز به بیان نیست؛ زیرا از فاصلۀ دور هم میشود با حس، آن را دریافت کرد. در صددِ ساختن برآئید، هر قدر که سخت باشد، کارتان در این حیات وحیات بعدی بسیار آسان خواهد شد.
سردار، کتاب عبور از منطقه 60درجه زیرصفر
سلام دوستان ابوالفضل هستم یک مسافر، آنتیایکس مصرفی متادون شیره خوراکی، مدت سفر 200 روز، ورزش در کنگره دارت پینگپنگ، راهنمای درمان مسافر امین لژیون 17 شفا.
کمک کنگره به من، فقط نجات از مصرف نبود؛ تولد دوبارهای بود در تاریکیِ سالهایی که خودم را گم کرده بودم. کنگره دستم را گرفت وقتی حتی به خودم اعتماد نداشتم، به من آموخت که میشود ایستاد، میشود صبر کرد و میشود از دل رنج، رشد ساخت. این کمک، آرام و بیادعا بود؛ مثل نوری که کمکم راه را نشان میدهد، نه مثل فریادی که فقط لحظهای شنیده میشود.
کمک من به کنگره، از جنس شعار نیست؛ از جنس عمل است. وقتی مسئولیت میپذیرم، وقتی نظم را رعایت میکنم، وقتی به تازهوارد احترام میگذارم و حرمت ها را نگه میدارم، آنوقت سهم خودم را ادا کردهام. کمک من یعنی پاسداری از چیزی که روزی مرا ساخت؛ یعنی نگذارم چراغی که برای من روشن شد، برای دیگران خاموش بماند.
کمک کنگره به من و کمک من به کنگره، یک بدهبستان ساده نیست؛ یک عهد است. عهدی که میگوید اگر امروز من سالم ایستادهام، به خاطر دیروزیست که کسی بیمنت کمکم کرد، و اگر فردایی قرار است ساخته شود، به خاطر امروز من است که کوتاه نمیآیم. این راه با «من» شروع شد، اما با «ما» ادامه پیدا میکند.
باشد که همه بر این اصل پایدار باشیم و مستدام.
مرزبان خبری: مسافر علیاصغر
ارسال: مسافر محمدرضا ل7
- تعداد بازدید از این مطلب :
78