«ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری»
جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ یک سازمان مردم نهاد است. در این سیستم افراد خواهان رهایی از اعتیاد درمان میشوند. متد درمانی کنگره۶۰ روشی علمی و تجربه شده است. با استفاده از داروی OT در سه قسمت جسم، روان و جهانبینی فعالیت دارد. برای به تعادل رساندن هر سه قسمت با استفاده از روش تدریجی و پلهای، اعتیاد را به مرحله درمان و فرد را به رهایی و عدم وابستگی میرساند.
در نوشتارها و قوانین کنگره۶۰ بیان شده، درمان سه مرحله یا به عبارتی سه سفر دارد. سفر اول: از مصرف مواد مخدر تا درمان اعتیاد، سفر دوم: از درمان و رهایی تا رسیدن به خود و سفر سوم: از رسیدن به خود تا رسیدن به خداوند است.
به عبارتی کنگره۶۰ فرد مصرفکننده را در مرحله درمان از مواد مخدر رها نکرده بلکه جهت رشد، تعالی و ارتقای شخصیت او نیز برنامههایی دارد. فردی که دچار تاریکی و ضد ارزشهای فراوان شده دچار عواقبی، چون استرس، اضطراب، خود کمبینی، وسواس فکری، جامعه گریز بودن، عدم اعتماد به نفس و سایر نقاط ضعف در سیستم درونی خود شده است. با ورود یک مصرفکننده به کنگره فضایی سرشار از امید، انگیزه و آرامش به همراه مشاورین و راهنمایان کارآزموده و با تجربه مهیا است؛ یعنی در کنار امکانات مادی امکانات معنوی و فضای امن و آرام نیز آماده خدمترسانی است. فرد مصرفکننده در همان ابتدا ورود با حفظ احترام و شخصیت به عنوان یک مسافر خوانده میشود.
مسافری که سفر درمانی خود، را شروع کرده و همچون بیماری که به دنبال دستی برای یاری و حمایت است، تحت مراقبت و آموزش قرار میگیرد. افراد حمایت کننده در کنگره۶۰ همگی به صورت خودجوش و رایگان و از سر محبت خدمت میکنند؛ چراکه خود نیز پیش از این سفر، را تجربه کرده و هماکنون به شکرانه درمان خود وارد حیطه خدمترسانی شدهاند، آنها نیز آموزشهای کنگره را فرا گرفته و پس از پشت سرگذاشتن چندین مرحله مصاحبه و تزکیه شدن، موفق به کسب جایگاههای خدمتی شدهاند؛ بنابراین یک فرد مصرفکننده با اعتماد کامل به راهنمایان و خدمتگزاران کنگره۶۰ درمان خود را شروع میکند.
حال با شرکت در جلسات و کارگاهها، همچنین با استفاده از کتاب، جزوههای آموزشی و سیدیهایی که در اپلیکیشن دژاکام از مهندس حسین دژاکام و پسر ایشان دکتر امین بارگزاری میشود، در روند آموزش جهانبینی قرار میگیرد.
اما در ادامه برای تحقق این امر به فضا و امکانات مادی همچون محیط و سالن آموزش، صندلیها و دیگر امکانات نیاز است. این ابزار با سرمایههای تک تک اعضا و گردش سبد پول و حمایت مالی اعضای لژیون سردار، دنور و پهلوانان موجود شده است؛ بنابراین یک فرد، در ابتدای ورود به صورت رایگان در این چرخه زمانی قرار گرفته و پس از سفر ۱۰ الی ۱۱ ماههی خود که به درمان و حال خوش میرسد.
با انجام خدمتهای گوناگون در هر جایگاهی میتواند فعالیت داشته و همچنان از این چرخه بهرهمند باشد؛ چراکه در کنگره برای تکتک اعضا خدمت وجود دارد. به عبارتی همانگونه که در کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر، جملهای بسیار مهم از قول استاد سردار وجود دارد: «باید بدانید که ما همه برای خدمت و آموزش پا به حیات نهادهایم، ابتدا آموزش، سپس خدمت درست انجام دهیم و در این راه بسیار وقت لازم است».
اینک فردی رها یافته که در سفر دوم در حال رشد و خودسازی بوده بایستی همچنان در این مسیر حرکت کند تا روند درمانی خود را در کنار دریافت آموزشهای بیشتر از سیستم و افراد با تجربه کامل کند؛ همچنین هر روز به یک پله بالاتر ارتقا یافته و به رشد درونی و بیرونی میرسد.
فردی که در جایگاه خدمتی قرار میگیرد، همچنان مشغول دریافت خدمتها و آموزشهای کنگره است. چگونه میشود این همه لطف و عشق در جهت ارتقای افراد را جبران کرد؟
چگونه میشود گفت با انجام یک خدمت یا حتی چندین جایگاه خدمتی فرد رهایی یافته توان جبران بخشی از این نعمت بزرگ را دارد آیا محبتی که بیدریغ دریافت کردهایم را با ذرهای میتوان جبران کرد؟ شاید فردی بگوید بله خدمت مالی یا عملی، بخشی از این همه دریافت را جبران میکند. به نظر منِ همسفر حال خوش، جبران کردنی نیست، رهایی و درمان از دنیای تاریکیها همچنان که یک مسافر را نجات داده، زندگی و حتی بنای خانواده او ، اعم از همسفران وی را نیز آباد خواهد کرد. حال چگونه میشود گفت من با خدمتی که میکنم کمکی کردهام؟
البته که هنوز هم به این سیستم بدهکار خواهم بود. شاید فردی بگوید من بسیار خدمت کردهام و حسابم به کنگره۶۰ صفر شده است؛ اما زمانی که مهندس حسین دژاکام، بنیانِ کنگره۶۰ در سخنانشان میفرمایند: «من به این سیستم بدهکار هستم»، من چگونه بگویم حسابم را پرداخته و یا صفر کردهام؟
در حالی که هنوز به عنوان یک سفر دومی در این مسیر آموزشی دریافتهای پیاپی دارم.
با نهایتقدردانی از اجازهی انجام خدمت در حال حرکت و گامهای مفیدتری جهت کمک به خویش هستم. با امید به اینکه نقطهای کوچک در این بنا و سیستم عظیم باشم تا بیشتر از پیش به پرداخت بدهیِ و بهای حال خوش و رهایی خانواده خود بوده هرچند که میدانم ذره را توان بخشش دریا نیست.
درپایان، با بیتی بسیار زیبا و مرتبط از حافظ سعی در بیان حق مطلب دارم.
«کردی، تو آنچه شرطِ خداوندیِ تو بود
ما در خورِ تو هیچ نکردیم رَبَّنا»
منابع: مقالات مرتبط با دستورجلسه
تایپیست:همسفر اکرم(ش) رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون هفتم)
ویرایش و رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر زکیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ارسال: راهنما همسفر شهلا (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیکآباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
215