English Version
This Site Is Available In English

مسئولیت دوطرفه؛ آنچه کنگره به من داد و آنچه من باید بدهم

مسئولیت دوطرفه؛ آنچه کنگره به من داد و آنچه من باید بدهم

آنچه باور است، محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است.
«اللّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النّور»
(کمک کنگره به من و کمک من به کنگره)


این دستور جلسه نکات زیادی را به من یادآوری می‌کند. یکی از آن موضوعات این است که جایگاه کنونی خودم را با جایگاه قبل از کنگره مقایسه کنم. در این قیاس، قطعاً به این نتیجه می‌رسم که کمک‌های کنگره به من، آنقدر زیاد است که هیچ‌وقت نمی‌توانم آن را جبران کنم. یکی از آن کمک‌ها این است که چشم من به حقایق باز شده است؛ یعنی همان واقع‌ بینانه به مسائل نگاه کردن و اینکه من در هر موقعیت و شرایطی که قرار دارم، حاصل بذر و خواسته‌ای بوده که در گذشته کاشته‌ام؛ پس نباید شاکی باشم؛ بلکه باید شاکر باشم.

اما مهم‌ترین کمک کنگره به من این بود که کمک کردن و انفاق را به من یاد داد. اگر این دستور جلسه را کاربردی نکرده باشیم، واقعاً هیچ چیزی در کنگره یاد نگرفته‌ایم. ابتدا باید کمی به گذشته برگردم و به یاد بیاورم که قبل از کنگره در تاریکی و ناامیدی بودم؛ زمانی که اعتیاد برایم مجهول و مثل طوفانی بود که زندگی‌ام را از من گرفته بود و رهایی از آن را برای مسافرم غیرممکن می‌دانستم؛ چه حالی داشتم؟ به یاد بیاورم و سپاسگزار حضور مسافرم در کنگره باشم که راه را برای من همسفر باز کرد؛ چرا که انسان‌های زیادی مثل من هستند که به دنبال راه درمان مسافرشان هستند یا در پی افرادی می‌گردند که بدون قضاوت و سرزنش، به صحبت‌هایشان گوش بدهند.

کنگره به من راهنمایی عاشق و فرمان‌بردار داد تا در کنار او، از آموزش‌های بسیار ناب کنگره که به جرأت می‌توان گفت در هیچ جای دنیا مثل و مانندی ندارد سیراب شوم. در قبال این همه عظمت کمک‌های کنگره، من چه خدمت و کمکی می‌توانم انجام بدهم؛ جز اینکه دست‌ کم مانعی بر سر راه اهداف کنگره نباشم و همیشه در راهی که مدنظر کنگره است قدم بگذارم. باید بدانیم که همه ما برای خدمت و آموزش پا به حیات نهاده‌ایم؛ ابتدا آموزش، سپس خدمت درست را انجام بدهیم و در این مسیر، زمان هم بسیار مهم است.

همان‌طور که از تیتر دستور جلسه پیداست، از ضمیر من استفاده شده است و ارتباطی ندارد که کنگره چه کمکی به مسافر من یا همسفر من یا خانواده‌ام کرده و آن‌ها چه کمکی به کنگره کرده‌اند؛ اینجا خود شخص مطرح است که چه کمکی دریافت کرده و چه کمکی پرداخت کرده است. اینکه قبل از کنگره چه نوع نگاهی داشتیم، با چه مسائلی در زندگی‌مان درگیر بوده‌ایم و با چه شکست‌هایی، چه از نظر مالی و چه از نظر معنوی، مواجه شده بودیم و اکنون چه اندازه آرامش، آسایش، سلامتی و صلح در زندگی‌مان حاکم است؛ اگر صادقانه برانداز کنیم، متوجه می‌شویم که در گذشته چه بوده‌ایم و الان چه هستیم.

در کنگره ۶۰ به سه روش می‌توانیم کمک یا خدمت کنیم. ساده‌ترین روش، شکرگزار بودن از چنین مکانی است که وجود دارد و یاری می‌رساند. مرحله بعد، علاوه بر شکرگزاری، خدمت عملی است که می‌تواند به‌صورت حمایت مالی باشد. کنگره ۶۰ به دلیل خود کفا بودن و اینکه از هیچ سازمان دولتی یا … کمک نمی‌پذیرد و کلیه کمک‌های آن از خود اعضای کنگره است، نیازمند تلاش ما در جهت پیشرفت، ماندگاری، رشد و توسعه این مجموعه است. ما معتقدیم مجموعه‌ای که پایه‌های مالی آن محکم نباشد و به عبارتی روی پای خود نتواند بایستد، روزی فرو خواهد ریخت؛ پس برای زنده ماندن، باید مادیات را لازمه حیات دانست و برای ماندگاری، از آن بهره کافی برد تا چنین مشعلی هیچ‌ گاه خاموش نشود و همواره برقرار و پا برجا بماند.

اولین چیزی که کنگره به فرد می‌دهد این است که عقل زایل‌ شده‌اش را به او باز می‌گرداند. علاوه بر این، کنگره فیزیک فرد را به او بر می‌گرداند و فرد بر عکس، جوان‌تر می‌شود و با این اتفاق، زندگی را به فرد باز می‌گرداند؛ زیرا مرگ در بین مصرف‌کنندگان مواد مخدر بسیار بالا است، چه در آنانی که مصرف می‌کنند و چه در آنانی که با سقوط آزاد ترک می‌کنند و با کوچک‌ترین مسئله‌ای دچار سکته می‌شوند. افرادی بودند که در کنگره حتی دیپلم هم نداشتند؛ اما امروز لیسانس و فوق‌ لیسانس می‌گیرند؛ افرادی بودند که ورشکسته بودند؛ اما به زندگی بازگشتند. کنگره روان افراد را بر گرداند و آن‌ها را از کابوس‌ها و عصبانیت‌ها رها کرد. انسان دارای روح است؛ ولی مواد مخدر روح را از او می‌گیرد؛ کنگره روح فرد مصرف‌کننده را به او باز می‌گرداند، نفس فرد را از مرحله اماره خارج می‌کند و ارتقا می‌دهد، فرد را با دین و خداوند آشنا می‌کند و او را از ضد ارزش‌ها دور می‌سازد.

کنگره، شخصیت اجتماعی را به فرد باز می‌گرداند؛ زیبایی را به فرد باز می‌گرداند. کسانی که در کنگره حضور دارند، بر خلاف افراد جامعه، روزبه‌روز جوان‌تر، شاداب‌تر و زنده‌تر می‌شوند. کنگره کابوس‌های شبانه را از فرد می‌گیرد، بدهکاری‌های مالی را از او می‌گیرد، دروغ گفتن و توقع را از او می‌گیرد، ترس، حقارت و نفرت را از فرد می‌زداید و در عوض، امنیت و آرامش را به او باز می‌گرداند. این‌ها همه چیزهایی است که کنگره به ما داده است و ما هرگز نمی‌توانیم بهای واقعی آن‌ها را جبران کنیم. تمام مبحث «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره»؛ مانند بسیاری از مباحث دیگر، از یک مثلث تشکیل شده است؛ یک ضلع آن کمک کنگره به من است، ضلع دیگر کمک من به کنگره و قاعده این مثلث، خودِ موضوع کمک می‌باشد.

این مبحث مختص کنگره نیست و در هر ساختاری؛ مانند رابطه من و کشور، من و همسر و… برقرار است و در همه ساختارها، دو طرف در برابر یکدیگر مسئول‌اند؛ حتی در رابطه میان خداوند و مخلوقات نیز یک مسئولیت دوطرفه برقرار است. همه ما دارای قدرت سازندگی هستیم تا بتوانیم به کسانی که راه خود را گم کرده‌اند کمک کنیم. در این مسیر لازم است خوب فکر کنیم و اندیشه خود را به عمل برسانیم؛ اما نباید عجله کنیم؛ چرا که در جهان ما حرکت به کندی صورت می‌گیرد تا آموزش به‌درستی انجام شود.

کسانی که می‌خواهند از تاریکی‌ها خارج شوند، افراد دیگری به کمک و یاری آن‌ها می‌آیند، اما باید خود را برای مبارزه‌ای تن‌ به‌ تن با نیروهای تخریبی که در تقاطع راه در کمین آن‌ها نشسته‌اند آماده کنند؛ زیرا این نیروها در هر شرایطی بر سر راه انسان قرار خواهند گرفت. آن‌کس که در مسیر ارزش‌ها قدم می‌گذارد، دیر یا زود مورد حمایت و رحمت خداوند قرار می‌گیرد؛ اما انسان‌های بد و بدخواه که همان شیاطین هستند، به افراد طماع کمک می‌کنند تا در مدت کوتاهی به چیزهایی برسند که حاصل عمر بسیاری از انسان‌هاست؛ مانند دزدی، رشوه‌خواری و… . باید توجه داشت که این‌ها رسوایان زمین و آسمان‌اند.

با این حال، باید بدانیم که در مسیر صراط مستقیم نیز مشکلات به‌ سرعت حل نمی‌شوند و لازم است زمان را در نظر بگیریم. نیروهای مثبت و منفی همواره وجود خواهند داشت و هیچ‌گاه زمانی نخواهد رسید که نیروهای بازدارنده به‌ طور کامل از بین بروند؛ حتی برخی از نیروها ممکن است به ضد خود تبدیل شوند. زمانی که ما وارد کنگره می‌شویم و آموزش‌ها را دریافت می‌کنیم، نیروهای منفی خودشان متوجه می‌شوند و ارتباطشان با ما کم‌کم قطع می‌شود؛ همانند طنابی پوسیده. در این مسیر، کنگره به من کمک می‌کند و من در کنگره به لیاقت و اذن خدمت به بندگان خداوند دست پیدا می‌کنم.

به اعتقاد من، اگر کاری برای کنگره انجام دهم، چه مالی و چه علمی، همه وظیفه و ادای دین است و حتی اگر من نباشم، چرخ کنگره همچنان در حرکت خواهد بود و افراد دیگری هستند که برای لذت خدمت در کنگره همیشه آماده‌اند. خدمت من، در وهله نخست فراگیری و اجرایی کردن دانش وسیع کنگره است؛ دانشی که از آغاز تا امروز، شخص جناب مهندس و دیگر عزیزان برای آن زحمات بی‌شماری متحمل شده‌اند. همچنین وظیفه دارم برای کنگره دردسر ایجاد نکنم و همواره طبق حرمت‌ها و اصول کنگره حرکت کنم. کاری که تک‌تک ما در کنگره ۶۰ انجام می‌دهیم، همان مهار کردن نیروی بازدارنده است؛ نیروی بازدارنده را مهار می‌کنیم، متوقف می‌سازیم و وادار به عقب‌نشینی می‌نماییم.

بنابراین، همه ما باید بدانیم که حساب کنگره و ما صفر است و اگر خدمتی انجام می‌دهیم، نه برای جبران بدهی؛ بلکه صرفاً از روی عشق است. راهی که کنگره به من نشان داد، راهی است که در نهایت به خالق می‌رسد و این نعمت بزرگ، برای من ارزش بسیار والایی دارد. در ادامه، آخرین مرحله خدمت‌ها می‌تواند خدمت جانی باشد؛ مرتبه‌ای که انسان علاوه بر شکرگزاری زبانی و مالی، از جان خود نیز مایه می‌گذارد و با جان و دل خواهان کمک و یاری می‌شود تا در حد توان خود، از هر نظر خدمتی انجام دهد و کمکی برساند.

دیده‌بان محترم آقای علی خدامی می‌فرمایند: وقتی عمیق‌تر فکر می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که کمک علمی کنگره۶۰ به ما در مسیر شناخت اعتیاد و درمان آن، قابل اندازه‌گیری و سنجش نیست. این علم و دانش ناب و دست اول؛ دانشی که از هستی و نیستی نشأت گرفته و انسان‌های بسیاری در تولید و انتقال آن، تا رسیدن به دست من و شما، نقش داشته‌اند، به چه بهایی می‌تواند مهیا شود؟ با چه بهایی می‌توان به دانش کنگره۶۰ در حوزه خودشناسی و انسان‌شناسی دست یافت؟ با چه بهایی می‌توان کمک معنوی کنگره۶۰ را فراهم کرد؟ با چه بهایی می‌توان تشویق، دست زدن‌ها و محبت بچه‌های کنگره ۶۰ را مهیا کرد؟ با چه بهایی می‌توان انرژی، خلوص نیت و تفکر مثبت حاکم بر کنگره ۶۰ را فراهم آورد؟ اصلاً آیا می‌توان این‌ها را مهیا کرد تا بعد به بهای آن اندیشید؟

آیا تا به حال اندیشیده‌ایم که مسئولیت اداره و هدایت کنگره ۶۰ بر عهده چه کسی است؟ کسی که وقت و زندگی خود را وقف رهایی من، شما و دیگران از دام اعتیاد کرده است؛ کسی که تمام زندگی‌اش را صرف رساندن پیام رهایی با روش و متد صحیح به جهانیان نموده و با تمام وجود اعلام کرده است که اعتیاد درمان دارد، آن هم درمان قطعی. او کسی است که توانست متد پیشرفته DST را برای درمان اعتیاد کشف کند؛ کسی که داروی OT را به‌عنوان کامل‌ترین و سالم‌ترین داروی درمان اعتیاد به جهانیان معرفی نمود. او همان کسی است که این متد را برای درمان اعتیاد به سیگار نیز به کار گرفت تا همه ما بتوانیم به‌ راحتی از اعتیادی رهایی یابیم که آرزوی بسیاری از انسان‌هاست. او کسی است که در دوران همه‌گیری بیماری کرونا، با تولید D.SAP، ما را با کمترین هزینه و به ساده‌ترین شکل ممکن از خطرات کشنده این بیماری نجات داد.

همچنین در حوزه کاهش وزن و سایر آیتم‌هایی که در چارچوب آموزش‌های کنگره ۶۰ قرار دارد، نقش‌آفرینی کرد. حال در برابر این فهرست بلند بالا، من یا ما چه کرده‌ایم؟ من چه خدمتی به کنگره۶۰ کرده‌ام؛ مادی یا معنوی؟ تو چه کرده‌ای؟ و شما چه کرده‌اید؟ اولین خدمت ما به کنگره ۶۰ این است که قدرشناس و سپاسگزار کمک‌هایی باشیم که از سوی کنگره به ما شده است؛ آن‌ها را درک کنیم، احساس کنیم و به اهمیت آن‌ها پی ببریم. تلاش کنیم در مسیری حرکت کنیم که این نیروها و این کمک‌ها که برای ما صرف شده، به هدر نرود. در صراط مستقیم قرار بگیریم و برای کنگره ۶۰، یک عضو خوب، یک مسافر خوب و یک همسفر خوب باشیم.

به‌ گونه‌ای عمل کنیم که کمک‌های کنگره ۶۰ در ما اثرگذار شود، به رهایی برسیم و در ادامه به جایگاه‌هایی؛ چون دبیری، نگهبانی، مرزبانی، راهنمایی و سایر جایگاه‌های خدمتی دست یابیم. سعی کنیم طوری رفتار کنیم که کنگره ۶۰ از ما راضی و خشنود باشد. به مسئولان کنگره ۶۰، از بنیان‌گذار گرفته تا دیده‌بانان، ایجنت‌ها، اسیستانت‌ها، مرزبانان، راهنمایان، پیشکسوتان و تمام کسانی که به هر شکلی در کنگره ۶۰ خدمت می‌کنند، احترام بگذاریم. بکوشیم پیش از هر مسئله و هر خدمتی، برای کنگره ۶۰ دردسر و مشکل ایجاد نکنیم. پیرو حرمت‌ها، اصول و قوانین کنگره ۶۰ باشیم و خدمت صادقانه انجام دهیم؛ چرا که رعایت حرمت، خود نوعی سپاسگزاری هم از راهنما و هم از کنگره است.

رهجویی که با تلاش و کوشش برای قبولی در آزمون راهنمایی قدم برمی‌دارد و افرادی که در لژیون مالی عضو می‌شوند، در حقیقت قدردانی خود را از کنگره ۶۰ نشان می‌دهند. همه اعضا باید از مرزبانان، ایجنت‌ها و تمام کسانی که به هر نحو در کنگره فعالیت می‌کنند، تشکر و قدردانی نمایند. در کنگره ۶۰، لحظات بسیار زیبا و شادی را تجربه می‌کنیم؛ به‌ ویژه زمانی که آوای شکرگزاری طنین‌انداز می‌شود. این لحظات ناب و بی‌نظیر، در هیچ جای دیگری یافت نمی‌شود. لحظاتی سرشار از شکرگزاری نسبت به خالق و پروردگارمان؛ لحظاتی که در آن، پیمانی را که با خدا بسته‌ایم، محکم‌تر می‌کنیم.

ما در کنگره، گوهر بسیار ارزشمندی به دست آورده‌ایم که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست؛ پس آیا شایسته نیست که قدردان این نعمت عظیم باشیم و ارزش آن را پاس بداریم؟ کنگره ۶۰ یک نهاد مردمی، یک سازمان مردم‌نهاد و غیر دولتی است و هیچ بودجه‌ای در اختیار ندارد. بودجه آن، گردش سبد پول در جلسات و کمک‌های مالی ماست که چرخ کنگره ۶۰ را به حرکت در می‌آورد. کنگره ۶۰ نیروی حقوق‌بگیر ندارد؛ نیروهای آن، من و شما هستیم. آیا تاکنون این‌ها را کنار هم قرار داده‌ایم و سنجیده‌ایم که کنگره ۶۰ چه کمکی به ما کرده و ما چه خدمتی به کنگره انجام داده‌ایم؟ آیا کنگره ۶۰ برای ادامه فعالیت‌های خود به وجه نقد نیاز ندارد؟

بسیارند کسانی که در کنگره ۶۰ به رهایی رسیده‌اند و پس از آن، در حد توان خود، به‌ صورت داوطلبانه کمک‌های مالی انجام داده و به جایگاه‌های پرافتخاری چون دنوری و پهلوانی دست یافته‌اند. بسیارند کسانی که پس از رهایی، به راهنمایی، مرزبانی، ایجنتی و دیده‌بانی رسیده و با تمام وجود در خدمت کنگره بوده و هستند. افرادی که در نمایندگی‌های مختلف، با طی صدها هزار کیلومتر در شهرهای گوناگون، برای رهایی مصرف‌کنندگان مواد مخدر خدمت کرده و برای شکل‌گیری نمایندگی‌ها از هیچ تلاشی فروگذار نکرده‌اند و نمی‌کنند. البته باید یادآور شد که چرخ کنگره ۶۰ هیچ‌ گاه از حرکت نخواهد ایستاد؛ اگر ما خدمت نکنیم، مطمئن باشیم دیگرانی خواهند آمد و این پرچم را به دست خواهند گرفت.

نباید تصور کنیم اگر خدمت می‌کنیم، بر کنگره منت گذاشته‌ایم؛ خیر؛ حتی آقای مهندس، بنیان‌گذار و خالق کنگره ۶۰ می‌فرمایند: من به کنگره ۶۰ بدهکارم؛ پس ما که جای خود داریم. نه‌تنها طلبکار کنگره نیستیم؛ بلکه بسیار بدهکاریم و این خداوند است که بر ما منت نهاده و اجازه خدمت داده است؛ زیرا خداوند، لیاقت و اجازه خدمت به بندگانش را به هر کسی نمی‌دهد. اگر این اجازه و لیاقت به ما داده شده است، باید بسیار سپاسگزار و شکرگزار باشیم؛ چرا که نتیجه خدمت، چندین برابر به خود ما باز می‌گردد و این ما هستیم که از آن منتفع می‌شویم. اگر خدمت می‌کنیم، پیش از هر چیز برای خودمان و کمک به خودمان است. تشکر کردن به زبان ساده؛ یعنی دیدن و اهمیت دادن. پیام تشکر این است که من تو را دیدم، تو در دایره نگاه من هستی.

وقتی می‌خواهیم از خداوند تشکر و سپاسگزاری کنیم، باید نعمت‌هایش را ببینیم. اگر نعمت‌ها را نبینیم و فقط شکر را بر زبان جاری کنیم، آن شکر تنها یک صوت است؛ صدایی که جایی می‌رود و خاموش می‌شود، زیرا حسی در پشتوانه خود ندارد و آگاهی‌ای آن را همراهی نمی‌کند. اما زمانی که شکر با حس و آگاهی همراه شود، آن حس می‌تواند در تمام جهان جاری شود و انتقال یابد، چه انسان در حیات باشد و چه نباشد. تشکر واقعی؛ یعنی دیدن و درک این‌که تو چه کاری انجام داده‌ای و این در عمل معنا پیدا می‌کند.

در لوگوی کنگره آمده است: «بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم». مهار کردن؛ یعنی چه؟ اینکه اجازه ندهیم گسترش پیدا کند؛ یعنی آن را متوقف کنیم. باید آن‌قدر پیام‌ رسانی شود و آن‌قدر درمان صورت گیرد تا افراد بسیاری از چرخه بیماری اعتیاد و مواد مخدر خارج شوند و این آتش ویرانگر مهار گردد. تک‌تک اعضای کنگره باید در حد توان خود، در جهت گسترش نمایندگی‌های کنگره تلاش کنند و به این خانواده کمک و یاری رسانند، تا شاید ذره‌ای از کمک‌های عظیم کنگره ۶۰ را جبران کنیم.

منابع: مقالات آقای علی خدامی، سی دی شکرگزاری و کمک کنگره به من، مقالات و کارگاه‌های آموزشی کنگره ۶۰، کتاب ۶۰ درجه و سخنرانی آقای حکیمی در نمایندگی اصفهان
نویسنده: راهنما همسفر اعظم.ش (لژیون هشتم)
رابط‌خبری: راهنما همسفر اعظم.ش (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد یزد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .