وقتی از کمک به کنگره صحبت میکنیم، شاید در ظاهر منظورمان خدمتکردن باشد؛ اما در عمق، این حرکت یعنی من در جریان تعادل هستی قرار گرفتهام. کنگره فقط یک ساختمان یا جمع انسانها نیست؛ بخشی از هستی است که بر اساس قانون معرفت و آگاهی کار میکند. من زمانی تعادل را تجربه میکنم که بدانم باید بگیرم و بدهم؛ نه فقط از کنگره؛ بلکه از کل هستی.
وقتی من به کنگره کمک میکنم، در واقع به حلقهای از هستی کمک میکنم که هدفش رشد و تزکیه انسان است. این کمک یعنی انرژی خود را در مسیر درست جاری کردهام و طبیعت این قانون را دارد که هر انرژی صحیح، با انرژی صحیح پاسخ داده میشود.
کنگره به من نظم داد، جهانبینی آموخت، محبت را یادم داد؛ اما اگر من فقط گیرنده باشم و نخواهم دهنده باشم، جریان قطع میشود، همانطور که رودخانه اگر خروجی نداشته باشد به باتلاق تبدیل میشود؛ به همین دلیل کمک من به کنگره، همانند نفس کشیدن است، من میگیرم و میدهم. در گرفتن آموزش و عشق از کنگره، من از هستی میگیرم و در خدمتکردن و انتقال این عشق، آن را دوباره به هستی بازمیگردانم.
در وهله آخر، اگر این رابطه را به کل هستی بسط دهیم، خواهیم دید که تمام جهانی که در آن زندگی میکنیم بر همین قانون استوار است؛ درخت، اکسیژن میدهد و از زمین تغذیه میکند. خورشید میتابد و زمین نور را میگیرد، بعد گیاهان رشد میکنند. انسان آب مینوشد و بعد در چرخه حیات آن را بازمیگرداند؛ پس «تعادل» یعنی همین جریان دائمی بین گرفتن و دادن.
وقتی در کنگره خدمت میکنم در حقیقت دارم هماهنگ با کل هستی عمل میکنم و همین هماهنگی است که آرامش، قدرت و رشد واقعی را به من برمیگرداند. در پایان میتوان گفت اگر بخواهم هستی به من کمک کند، باید من هم به هستی کمک کنم. کمک من به کنگره، همان کمک من به خودِ هستی است و هستی پاسخ من را در قالب محبت، آموزش و آرامش بازمیگرداند.
نویسنده: راهنما همسفر تینا (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر مریم رجوی راهنما همسفر تینا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دهم)
ارسال: همسفر سعیده رهجوی راهنما همسفر خندان (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لویی پاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
84