مقدمه:
کنگره60، نهادی خودیار و مردمی برای بسیاری از ما که در دام تاریک اعتیاد اسیر بودیم، تنها یک امید بود؛ دروازهای به سوی رهایی و زندگی دوباره. من نیز مانند هزاران همسفر دیگر، با کولهباری از ناامیدی و تخریب، وارد این مسیر شدم. در این مسیر، آنچه من را به جلو راند، نه تنها دستور جلسات یا جلسات درمانی؛ بلکه یک اصل بنیادین بود: کمک متقابل. این مقاله مروری است بر این پیمان ناگفته میان من و کنگره60؛ آنچه گرفتم و آنچه پس دادم.
کمکهای کنگره60 از سطح درمانی فراتر رفته و به عمق زندگی من نفوذ کرد. این کمکها را میتوان در سه محور اساسی خلاصه کرد: مهمترین هدیه، آزادی از وابستگی جسمانی و روانی به مواد بود. متد درمانی مبتنی بر جایگزینی تدریجی و منطقی (DST) به مسافران آموخت که چگونه با صبر و پشتکار، تعادل شیمیایی و جسمی بدن خود را بازسازی کنند. این رهایی، فرصت دوبارهای برای دیدن آفتاب زندگی بود. اعتیاد تنها یک بیماری جسمی نیست؛ یک بیماری روحی و یک نوع تفکر است. کنگره60 با ارائه جهانبینی، سیدیهای آموزشی و درک عمیقتر از سیستمی که در آن زندگی میکنیم، به ما آموخت که «درست زندگی کردن» یک مهارت است که باید کسب شود. این آموزشها شامل احترام به قوانین، پذیرش مسئولیت و درک جایگاه خودمان در هستی بود.
اعتیاد، اولین قربانی خود را در قلب خانواده میگیرد. کنگره60 با فراهم کردن بستری امن برای گفتوگو و درک متقابل، به ما آموخت که چگونه حرمت از دست رفته را بازسازی کنیم و نقش واقعی خود را به عنوان یک عضو مسئول خانواده ایفا نماییم. رهایی یک فرد، به معنای رهایی یک خانواده است. همانطور که رهایی من مدیون زحمات پیشگامان و راهنمایانم بود. اکنون وظیفه من است که این شمع را به دیگران منتقل کنم. کمک من به کنگره60، تجلی این اصل است که آنچه را رایگان دریافت کردهایم؛ باید رایگان ببخشیم. خدمت کردن، جوهره اصلی پاسخگویی من است. این خدمت در اشکال مختلف نمود پیدا میکند؛ خدمت در جایگاههای خدمتی: از خدمت در آبدارخانه و نگهبانی گرفته تا راهنمایی و مرزبانی. این جایگاهها به ما یادآوری میکنند که همواره باید در خدمت باشیم و از جایگاه خود برای تسهیل مسیر دیگران استفاده کنیم.
انتقال تجربه: هر بار که در جلسات، تجربه رهایی خود را با دیگران قسمت میکنیم؛ در واقع در حال خدمت به کسانی هستیم که هنوز در ابتدای راه هستند. این انتقال تجربه به ما کمک میکند تا درمان خود را نیز مستحکمتر سازیم. الگو بودن: با پایبندی به اصول کنگره و نشان دادن یک زندگی سالم و سازنده در جامعه، به طور عملی به کنگره60 کمک میکنیم تا تصویر بیرونی خود را تقویت کند و نشان دهد که اعتیاد درمانپذیر است. رابطه من با کنگره60 یک خیابان دوطرفه است. کنگره به من «رهایی»، «آموزش» و «احترام» را داد و من در قبال آن، «خدمت» میکنم. هرچه بیشتر خدمت میکنم، درک عمیقتری از آموزشهایی که دیدهام پیدا میکنم و هرچه آموزشها عمیقتر درک شوند، رهایی من مستحکمتر میگردد. این چرخه پیوسته، بنیان قدرت کنگره60 است. من مدیون این ساختار هستم و تا زمانی که توان دارم، این زنجیره کمک متقابل را حفظ خواهم کرد.
منابع: سیدیهای کمک، کمک من به کنگره، خدمت (امین) و آموزههای کنگره۶۰
نویسنده و ارسال: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
533