English Version
This Site Is Available In English

گفتگو با راهنمای محترم همسفر حبیب الله در هفته همسفر

گفتگو با راهنمای محترم همسفر حبیب الله در هفته همسفر

سلام عرض میکنم خدمت راهنمای محترم جناب حبیب الله خیلی خوشحالم فرصت شد بتوانم گفتگویی در این هفته با شما داشته باشم و ممنون از این که وقتتون رو در اختیار من گذاشتید

 

به رسم کنگره خودتان را معرفی کنید
سلام دوستان حبیب الله هستم همسفر. مسافر من با تخریب قرص و تریاک وارد کنگره شد. ۱۰ ماه و نیم به راهنمایی آقای علی صداقت سفر کرد. رهایی ۶ سال و ۷ ماه و ۱ هفته. راهنمای خودم آقای محمد صداقت. رشته ورزشی: شنا و شطرنج


آقای‌حبیب الله، شما جزو اولین همسفرهایی هستید که وارد کنگره شدید. برای من مهم‌تر اینه که اولین راهنمایی بودید که در بخش همسفران آقا شروع به کار کردید.
اون روزها که استارت زدید و شروع کردید، فکرش رو می‌کردید قسمت همسفران آقا این‌قدر بزرگ بشه و تعداد شعب این‌قدر افزایش پیدا کنه؟

راستش رو بخواید، الان که فکر می‌کنم می‌بینم نه، اصلاً. ما اون موقع توی یک حال‌وهوای دیگه‌ای بودیم و تازه‌کار هم بودیم. سه نفر بودیم؛  سه، چهار نفر. اصلاً فکر نمی‌کردیم این‌قدر گسترده و سازمان‌دهی‌شده بشه و این همه نمایندگی شکل بگیره.
ولی خب، اون موقع این فکر رو نمی‌کردیم. الان که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم با برنامه‌ریزی‌ای که آقای مهندس کرده بودند، ایشون این روزها رو می‌دیدند. ما هم خوشحالیم که امروز شاهدش هستیم.
اون زمان توی فضایی بودیم که می‌گفتیم با همین سه، چهار، پنج نفر باید راه بیفتیم. خوشبختانه با حرکت راهنماها، هرچی جلوتر رفتیم، خودش شکل گرفت. ان‌شاءالله که به همین روند هم ادامه پیدا کنه.

از شکل گیری همسفران در کنگره برای ما توضیح دهید به چه صورت بوده است؟
حتی همسر خود آقای مهندس هم همسفر نبود. من از خود ایشون شنیدم که قبلاً خانواده‌ها می‌اومدند، فرزندشون می‌رفت توی جلسه و خودشون بیرون می‌ایستادند.
بعد آقای مهندس به این نتیجه رسیدند که برای این افراد هم باید جلسه، برنامه و آموزش باشه. از همون‌جا بحث حضور وابستگان مسافر تحت عنوان «همسفر» شکل گرفت که البته خیلی محدود بود.
قطعاً آقای مهندس این روزها رو می‌دیدن و می‌دونستن وجود همسفر برای تسهیل سفر مسافر و رسوندنش به مقصد، مؤثر بوده و هست.

به نظر شما فردی که به‌عنوان همسفر وارد کنگره می‌شه، اولین یا بیشترین چالش‌هایی که باهاش روبه‌رو می‌شه چیه؟
برای افراد مختلف، متفاوته.
برای کسی مثل من که دانشگاه تدریس می‌کردم و می‌کنم، چالشم این بود که با خودم می‌گفتم من اینجا چیکار می‌کنم؟ باید سر کلاس دانشگاه باشم. اولش برام قابل‌هضم نبود.
اوایل با همسرم و به‌عنوان همراه می‌اومدم، ولی به‌مرور زمان این مسئله برام جا افتاد و حل شد. دیدم حالم خوب شد، لازم بود و دید اولم تغییر کرد.
ولی برای بعضی‌ها چالش اینه که یواشکی میان؛ دوست، آشنا یا فامیل نبینتشون. بعضی‌ها مشکل حضور دارن، بعضی‌ها درگیری با خود مسافر دارن.
در کل، چالش‌ها متناسب با افراد فرق می‌کنه، ولی معمولاً تو همین چند حوزه می‌چرخه.

در ابتدای ورود همسفرها به کنگره، همیشه گفته می‌شه «مسافر رو رها کنید». مرز بین «رها کردن» و «ول کردن» چیه؟
ول کردن مربوط به زمانی‌ـه که همسفر اصلاً وارد کنگره نمی‌شه. مثل تفاوت ترک و درمان؛ کسی که نیومده می‌گه ترک کرده، کسی که اومده می‌گه درمان شده.
ول کردن یعنی اصلاً کاری به مسافر نداشته باشی.
اما «رها کردن» با مسئولیت همراهه. یعنی من وظیفه‌م رو به‌عنوان همسفر انجام می‌دم؛ میام جلسه، آموزش می‌گیرم، ولی دیگه مدام دنبالش نمی‌رم، کنترلش نمی‌کنم.
هر از گاهی، غیرمستقیم، از راهنما وضعیتش رو می‌پرسم. این می‌شه رها کردن.
اما ول کردن یعنی هیچ مسئولیتی حس نکنی.
واژه کلیدی اینجا «مسئولیت‌پذیری»


اگر مسافر بعد از مدت‌ها قراره بیاد، پیام شما به همسفر چیه و باید چه برخوردی داشته باشه؟
سؤال خوبیه. همسفر وقتی وارد کنگره می‌شه، بعد از چند جلسه متوجه می‌شه که خودش هم نیاز به درمان داره.
می‌گه: من کاری ندارم مسافر میاد یا نه، من دارم درمان می‌شم.
من داشتم همسفری که شش سال می‌اومد، بعد از شش سال مسافرش اومد و درمان هم شد. این یه الگوئه.
مسافرها مثل هم نیستن؛ بعضی‌ها زود میان، بعضی‌ها شش سال طول می‌کشه.
اینجاست که همسفر باید صبر داشته باشه، آموزش بگیره، مسافر رو رها کنه و روی درمان خودش تمرکز کنه.


اگر مسافری بعد از یک یا چند سال، در سفر اول یا دوم دچار لغزش و برگشت مصرف بشه، پیام شما به همسفر چیه؟
من نمونه‌اش رو داشتم.
به نظر من، مسافری که درمان شده و دوباره برگشت می‌خوره، هنوز مشکل جهان‌بینی داره.
اگر این سؤال‌ها براش حل بشه که من کی هستم، چرا اومدم، وظیفه‌م چیه، نقشم چیه، دیگه برگشت نمی‌خوره.
اون‌هایی که برگشت می‌خورن، این بخش رو کامل حل نکردند.



پیام شما برای همسفرانی که الان در کنگره هستن یا قصد ورود دارن چیه؟
من به همه همسفرها می‌گم عالمانه و با تحقیق مسیرتون رو انتخاب کنید.
من تجربه دارم؛ مسافرم حدود ۲۰ تا ۲۴ ساله درمان شده.
بیاید، صبر داشته باشید، آموزش بگیرید، در جلسات شرکت کنید و با ایمان حرکت کنید. قطعاً نوبت مسافرتون هم می‌رسه.



استاد، ممنونم که وقت‌تون رو در اختیار من گذاشتید.
ان‌شاءالله خیر و برکت این خدمت بزرگ در زندگی‌تون جاری باشه.
ما همیشه می‌گیم خاک این مسیر رو شما پیشکسوتان عزیز برداشتید.

 

مصاحبه : تیم سایت همسفران اقا ستارخان
 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .