English Version
This Site Is Available In English

هر انسانی مسئول زندگی خودش است

هر انسانی مسئول زندگی خودش است

انسان موجودی است فراموش‌کار‌. وقتی هر سال این دستور جلسه عنوان می‌شود به من یادآوری می‌کند، فراموش نکنم آن روزی که وارد کنگره شدم در چه شرایطی بودم‌. با چشمانی گریان، با حالی خراب، پر از ترس، نگرانی، خشم و از لحاظ مالی هم اتفاقات بدی برایم افتاده بود‌ وارد کنگره شدم. حالا که به این نقطه رسیدم فراموش نکنم با چه حالی وارد کنگره شدم و الان چه حالی دارم‌. همه ما باید فکر کنیم چه چیزهای در کنگره کسب کرده‌ایم و در مقابلش چه کار باید انجام دهیم. باید شاکر و قدردان کسانی باشیم که حال خوب را به ما آموزش می‌دهند. علمی را به ما می‌آموزند که سندی بدون نقص است. کسانی که در این راه آمدند و به حال خوب رسیدند یک الگو هستند و با خیال راحت می‌شود از آنها الگو‌برداری کرد، چون تمام مسیر را تحت‌نظر آقای مهندس و خانواده محترم‌شان بودند. اعتیاد، تاریک‌ترین تاریکی‌ها است چون انسان را آرام‌آرام از خودش‌، خانواده‌اش و در نهایت از زندگی جدا می‌کند‌. مسافر، در این تاریکی اختیار و امید و باور به زندگی را از دست می‌دهد‌. اما برای همسفر، تاریکی شکل دیگری دارد. تاریک‌ترین ‌تاریکی همسفر، این است که از خودش غافل می‌شود، یعنی آن قدر درگیر کنترل و نجات دادن مسافر می‌شود که خودش را فراموش می‌کند.

کنترل کردن مسافر، یعنی فدا‌‌کردن آرامش خودم. برای درست شدن مسافر‌، این کارها از ترس می‌آید نه از آگاهی. همسفر، زمانی از تاریکی بیرون می‌آید که بفهمد با کنترل کردن مسافر، نمی‌تواند او را تغییر دهد. من همسفر باید خودم آموزش ببینم و تغییر کنم و این را بدانم تا زمانی که مسافر، خودش نخواهد تغییر کند‌، هیچ کس نمی تواند به او کمک کند‌. هر انسانی با نفس خودش وارد زندگی می‌شود و به تنهایی دریافت‌ها و برداشت‌هایی در طول زندگی دارد و به تنهایی هم می‌رود‌، پس هیچ کس نمی‌تواند به جای کسی آموزش ببیند و تغییر کند‌. هر انسانی مسئول زندگی خودش است. پس اگر من با نیت درست و بدون توقع کاری می‌کنم‌ چه در کنگره‌، چه در زندگی برای مسافرم، فرزندانم، خانواده‌ام‌، برای ساخته شدن خودم است و این آگاهی امروز من از آموزش‌های کنگره است. کنگره فقط جای نجات یک مسافر نیست، بلکه جای تولد دوباره یک همسفر هست. کنگره انسانی را که گم شده و آسیب دیده‌، دوباره می‌سازد. من وقتی وارد کنگره شدم که فقط جسمم‌ نفس می‌کشید و روحم خسته و تفکراتم خراب بود‌. کنگره، آرام‌‌‌‌‌‌آرام  بدون اجبار و ترحم به من یاد داد که انسان بودن؛ یعنی تفکر و صبر‌.

احیاء انسان در کنگره یعنی زنده شدن، امیدی که سال‌ها مرده بود و بازگشت عزت نفسی که در کنار یک مصر‌ف‌کننده، له شده بود. کمک کنگره این‌است‌که‌، به من فرصت داد تا خودم را پیدا کنم به خودم نزدیک‌تر شوم و خودم را بهتر بشناسم. این خود‌شناسی در نهایت به خداشناسی ختم می‌شود که بزرگ‌ترین آرامش الهی است. امروز فهمیدم چرا می‌گویند کمک کنگره قابل توصیف نیست‌؛ چون کنگره نه فقط جسم را درمان می‌کند‌،  بلکه تفکر انسان را می‌سازد و انسان را احیاء می‌کند و خانواده‌ای را دوباره زنده می‌کند‌. سپاسگزارم از کنگره که از من انسانی ساخت که می‌تواند زندگی کند، نه فقط زنده بماند‌. کنگره به من یاد داد اول باید خودم را بسازم تا زندگی‌ام ساخته شود. کنگره، خیلی خدمت‌ها برای ما انجام داده است ولی اگر من بخواهم کوچک‌ترین خدمتی در کنگره انجام دهم، باز هم خیر و برکتش به خودم بر‌‌‌می‌‌گردد و از انرژی آن بهرمند می‌شوم‌. کنگره، هیچ وقت بدهکار ما نمی‌ماند. مهم‌ترین کمک من به کنگره این‌است‌که، آموزش‌ها را یاد بگیریم و فرمان‌بردار باشم و آنچه آموخته‌ام را اجرا کنم و روی خودم کار کنم‌، اول به خودم کمک کنم و همین بزرگ‌ترین کمک من به کنگره است‌. چون انسانی که حالش خوب است و متعادل است، می‌تواند این حال خوب را به سایر انسان‌ها منتقل کند.

 

نویسنده مطلب: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر ماهرخ (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر ماهرخ ( لژیون اول)
عکاس: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر بتول ( لژیون دوم)
ویرایش: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر بتول (لژیون دوم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر آزاده ( لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رازی

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .