English Version
This Site Is Available In English

باورهای غلط در روزهای سیاه

باورهای غلط در روزهای سیاه

سلام دوستان مهـــــدی هستم مسافر

قبل از هر سخن و هر کلامی، خدا را صد هزاران مرتبه شکرگزارم که به من فرصت، توفیق و اجازه ورود به کنگره 60 داد تا بتوانم بیایم و به درمان برسم. سخن من از آنجایی شروع می‌شود که من بخاطر مصرف مواد مخدر و غرق شدن در تاریکی‌های آن و دور شدن از خانواده و منجلاب‌های اعتیاد به جایی رسیده بودم که از شریک زندگی‌ام و تک دخترم ترد شده و دور بشوم.
به کمک همسفر با وفای خودم بود که مسیر کنگره برای من باز شد وگرنه به خیال خودم و باورهای غلط آن روزهای سخت اعتیاد که به خودم می‌گفتم: من که مصرف کننده نیستم و در تعادل نگه داشتن مصرفم استاد بودم اما این‌ها زهی خیال باطل بود، واقعا آموزش‌های کنگره 60 با یک مصرف کننده مواد مخدر چه می‌کند؟
من به غیر از تخریب مواد با خیلی از ضد ارزش‌های دیگر نیز هم آغوش بودم مخصوصا دروغ چون چاره‌ای نداشتم. برای رسیدن به خواسته نفسم، درشهر وجودی من آشوبی برقرار بود. زیرا فرمان، فرمان عقل نبود بلکه دست نفس امرکننده بود و با تمام حقه‌های شیطانی خودش مرا برده خود کرده بود.
بهانه من از این دلنوشته هم بود خواسته خودم و اجازه خداوند ذکر کنم و همچنین نقش همسفرم قبل از کنگره در زندگی و هم در رسیدن به آدرس دقیق کنگره. درست است که من بارها و بارها از جلوی در کنگره رد می‌شدم ولی اجازه ورود به آن را نداشتم.



این هفته، هفته همسفر است، جا دارد این جشن را به اولین همسفر کنگره 60، خانم آنی بزرگوار و همسفران کنگره 60 به خصوص همسفر مهربان و با گذشت خودم که من را در همه مراحل زندگی‌ام، مخصوصا در مسیر کنگره یاری کرد تبریک بگویم و عرض خدا قوت و خسته نباشید به تک تک خدمتگزاران نمایندگی اعم از ایجنت، مرزبانان، اوتی، سایت، گروه خانواده و همه آنهایی که به نحوی خدمتگزار هستند تا یک سفر اولی از بند اعتیاد رها و آزاد شود.
از اینکه به حرف‌های من گوش کردید از همه شما ممنون و سپاسگزارم
 

عکس و ثبت: مسافر مهدی

مسافران نمایندگی حکیم هیدجی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .