کنگره ۶۰ حرکتی است که آغاز آن مشخص است، اما پایانش در اختیار انسان نیست؛ تلاشی آگاهانه و ادامهدار که ماندگاریاش جاودانه و نامش برای انسانها یادآور حقیقت و رهایی است. کنگره برای من فقط یک مکان درمانی نبود، بلکه نقطه شروع تحولی عمیق در نگرش، باور و زندگیام شد.
زمانی که وارد کنگره شدم، هدفم تنها درمان مسافرم بود؛ اما بهمرور متوجه شدم که گرهها و مشکلات درونی خودم، کمتر از مسافرم نیست، بلکه در بسیاری موارد عمیقتر و پنهانتر است. کنگره ۶۰ آن اعتمادبهنفسی را که سالها در وجودم خاموش شده بود، دوباره به من بازگرداند. هنوز اولین باری که میکروفون را برای مشارکت به دست گرفتم به یاد دارم؛ تمام بدنم میلرزید و صدایم از اضطراب میلرزش داشت. این تجربه بارها تکرار شد، اما امروز به لطف آموزشهای کنگره، میتوانم با آرامش صحبت کنم و احساسات و افکارم را بدون ترس بیان نمایم.
وقتی به قبل از ورودم به کنگره نگاه میکنم، خودم را در تاریکی، ناامیدی و سردرگمی میبینم؛ جایی که راههای بسیاری را برای رهایی از اعتیاد امتحان کرده بودیم، اما همه آنها به بنبست میرسید. امروز با نگاهی آگاهانه، عمیقاً سپاسگزار حضورم در کنگره ۶۰ هستم.
در دوران مصرف، مسافرم حدود ده سال بیکار بود؛ با وجود تواناییهای فراوان، مصرف مواد مانع بروز استعدادهایش شده بود. اما امروز که به لطف کنگره درمان شده است، با اشتیاق به دنبال کار و کسب درآمد حلال است. این تغییر، یکی از بزرگترین نعمتهایی است که کنگره به زندگی من هدیه داده است.
کنگره ۶۰ با داشتن راهنمایانی عاشق، آگاه و مسئولیتپذیر، این امکان را برای من فراهم کرد تا بدون ترس و استرس، سؤالاتم را مطرح کنم و راهکارهای علمی، کاربردی و دقیق دریافت نمایم؛ آموزشهایی که در هیچ جای دیگری به این شکل و بهصورت رایگان در دسترس نیست.
کنگره با تکیه بر علم و دانش، مفهوم واقعی اعتیاد و تخریبهای آن بر جسم، روان و روح مصرفکننده را به من آموخت و در کنار آن، راه و رسم زندگی سالم و بهتر زیستن را آموزش داد. من از مشاورهها و آموزشهای رایگان کنگره، از جمله آموزش تغذیه سالم، استفاده کردهام و بهسادگی توانستهام وزن کم کنم و سلامتی خود را به دست آورم. همچنین وجود دیسپ و کرم دیسپ در کنگره، نشاندهنده توجه عمیق این مجموعه به سلامت جسم اعضاست.
احترام، صداقت و آرامشی که در فضای کنگره ۶۰ حاکم است، در کمتر جایی یافت میشود؛ زیرا همه چیز بر پایه راستی و درستی بنا شده است. هرچه بیشتر به گذشتهام فکر میکنم، تفاوت میان «آنچه بودم» و «آنچه امروز هستم» برایم روشنتر میشود. یقین دارم هیچ خدمتی از سوی من، توان جبران کمکهای کنگره به زندگیام را ندارد.
در هر ساختاری، دادوستدی وجود دارد؛ چیزی میدهیم و چیزی دریافت میکنیم. کنگره ۶۰ از من ترس، ناامیدی، حقارت، دروغ، نفرت، حسادت و قضاوت را گرفت و در مقابل، آرامش، امنیت، عشق و محبت را به من بازگرداند. کنگره انسانیت را به من آموخت؛ و انسانیت یعنی کمک به همنوع و حرکت در مسیر درست.
کنگره به من یاد داد امیدوار باشم، شکرگزار خداوند و بندگان او باشم و در مسیر حقیقت، خودم را گم نکنم. حال، در برابر این همه عظمت و بخشش، این سؤال برایم مطرح میشود که من چه کمکی میتوانم به کنگره داشته باشم؟
پاسخ کنگره روشن است: در صراط مستقیم حرکت کنم، حرمتها را نگه دارم، تابع قوانین باشم، جایگاهها را محترم بشمارم و فرمانبردار خوبی باشم؛ سیدیهایم را بنویسم، در آزمونها شرکت کنم، آموزشها را در زندگیام کاربردی نمایم و در حد توان، چه از نظر علمی و چه مالی، از کنگره حمایت کنم. نتیجه این مسیر، چندین برابر به خودم بازمیگردد.
حتی اگر سالها خدمت کنم، باز هم نمیتوانم ذرهای از آنچه کنگره به من بخشیده است را جبران نمایم. همانگونه که جناب مهندس، خالق کنگره ۶۰، میفرمایند:
«من وقتی به خودم نگاه میکنم، میبینم به کنگره بدهکارم.»
کمک من به کنگره، در نهایت کمک به انسانهای دردمندی است که هنوز در تاریکی به دنبال نوری برای رهایی هستند؛ مسافران و همسفرانی که میتوانند با حضور در این مکان مقدس، طعم واقعی زندگی را بچشند. شاید این خدمت، تنها قطرهای از دریای محبت کنگره باشد؛ اما همان قطره نیز میتواند پلی برای نجات انسانی دیگر باشد.
منابع: سی دی های مربوطه، آموزشهای کنگره ۶۰
نویسنده:همسفر فاطمه.خ رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون اول)
ارسال:همسفر زهرا.خ رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم) دبیر اول سایت
نمایندگی همسفران زاهدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
131