English Version
This Site Is Available In English

این دستور جلسه من را به گذشته نه چندان دور و فراموش شده‌ام می‌برد.

این دستور جلسه من را به گذشته نه چندان دور و فراموش شده‌ام می‌برد.

همسفر فاطمه

دستور جلسه« کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» این دستور جلسه برای من یادآوری می‌کند که کجا بودم و به کجا رسیدم و اگر به کنگره نمی‌آمدم الان کجا بودم و چه وضعیتی داشتم. به گذشته نه چندان دور اما فراموش شده‌ام می‌برد چون انسان فراموش کار است.‌ وقتی به ده سال پیش خود نگاه می‌کنم که چه حالی داشتم و چه شب‌هایی را صبح می‌کردم و چه صبح‌هایی را شب کردم.

شب وقتی همه خواب بودند من بیدار بودم با هزاران سوال از خودم که چرا من؟ چرا زندگی من؟ چرا مسافر من؟ مگر من چه کاری کرده‌ام که باید این زندگی را تحمل کنم یا چه کار اشتباهی کرده‌ام که این نتیجه‌اش شده و هزاران چرایی دیگر. تا نزدیک صبح بیدار بودم تا کی با گریه خوابم می‌برد. صبح خسته و بی‌حوصله با چهره‌ای پریشان و چشمانی پف کرده و ناامید بیدار می‌شدم با درد و رنج زیاد؛ ولی به خاطر بچه‌هایم همه این مشکلات و درد و رنج را زیر نقاب پنهان می‌کردم و سعی می‌کردم خودم را خوشحال نشان دهم به قول معروف حفظ ظاهر کنم تا بچه‌ها متوجه نشوند؛ ولی باز متوجه می‌شدند و من بیشتر اذیت می‌شدم.

تا این‌که خدا را شکر اذن ورود من به کنگره۶۰، به این مکان مقدس و امن داده شد. یک روز سرد زمستانی وارد کنگره شدم ولی کنگره سرد نبود این‌قدر گرم بود که گرمابخش زندگی ما شد، چون در کنگره امید بود، آرامش بود، مهر و محبت بود، انسان‌هایی بودند سرشار از عشق و محبت و مهربانی.اولین کمک کنگره به من از آن‌جا شروع شد و آن انسان‌ها عضوی از وجود من شدند، عضوی از خانواد‌ه‌ام.آموزش‌های کنگره‌۶۰ باعث شد من به خودم بیایم و خودم را که گم کرده بودم پیدا کنم. جسم و روح یخ زده‌ام دوباره زنده شد دوباره احیا شدم، چیزهایی که فراموش کرده بودم را به یاد آوردم مثلا! محبت کردن، عشق ورزیدن، دوست داشتن، خندیدن، شاد بودن و شاد زندگی کردن، شاد کردن دیگران.

کنگره کمک کرد تا من دوباره خودم را پیدا کنم، کمک کرد تا اعتیاد از زندگی من بیرون برود و مسافرم درمان شود و به حال خوش برسد و به خانواده عشق بورزد و محبت کند. در اثر مصرف مواد مخدر جسم و حس مصرف کننده‌ها یخ می‌زند و همه احساساتشان را فراموش می کنند. همه اين‌ها کمک کنگره به من بود. کمک به من، مسافرم و حتی خانواده‌ام ، من چگونه می‌توانم این همه لطف را جبران کنم؟چون کنگره نیازی به کمک من ندارد، اگر من کمکی کنم باز به خود کمک کرده‌ام، ولی باید در حد توان کمک کنم،‌ چه مالی و چه خدمت کردن تا این چرخه ادامه داشته باشد، تا آیندگان نیز از این نعمت الهی بهره ببرند. همان مثال که دیگران کاشتند و ما خوردیم ما بکاریم تا دیگران بخورند.

ما در کنگره یاد گرفتیم که در هستی هیچ چیز رایگان نیست باید بهای چیزهایی که در اختیار داریم را بپردازیم. پس در کنگره هم باید بهای حال خوش را بپردازیم هم به صورت خدمت مالی و هم با خدمت کردن به اعضا، با رعایت اصول و قوانین و حرمت‌های کنگره، با سپاس‌گزار بودن از این سیستم و قدردانی از خدمت‌گزاران،  راهنماها و همه پیش‌کسوتانی که قبل از ما در کنگره‌۶۰ خدمت کردند، با حمایت کردن سبد، و شرکت در لژیون سردار می‌توانیم به کنگره‌۶۰ کمک کنیم. خدا را شکر می‌کنم که این توفیق را به من داده تا هر سال در گلریزان شرکت کنم و بتوانم چندین سال عضو کوچکی از لژیون سردار باشم.

نویسنده: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر الهام (لژیون یکم)

رابط خبری: همسفر نرگس رهجو راهنما همسفر الهام (لژیون یکم)

تنظیم وارسال: همسفر معصومه دبیر سایت 

همسفران نمایندگی پروین اعتصامی اراک 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .