ششمین جلسه از دوره اول کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا به استادی راهنما همسفر آیسان، نگهبانی راهنمای تازهواردین همسفر مریم و دبیری راهنما همسفر امید با دستور جلسه «هفته همسفر، نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران» در روز پنجشنبه ۱۱ دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
به نام قدرت مطلق الله
مسافر خسته از شبهای بیقرار
همسفر فانوس صبر در این غبار
مسافر خسته از تاریکی راه
همسفر آیینه صبر و نگاه
یکی لغزید و دوباره قد کشید
دیگری با عشق ایستاد و دید.
در کنگره۶۰ آموختیم راه رهایی گذر از تاریکی است با صبر و آگاهی، مسافر به نور رهایی رسید، همسفر تولدی دوباره دید.
خداوند را هزاران بار شکر که در این حلقه از حیات به واسطه کنگره۶۰ لقب همسفر را گرفتم. خدا را شکر بابت وجود پربرکت جناب مهندس و خانواده محترمشان در زندگیمان. تشکر میکنم از ایجنت نمایندگی، گروه مرزبانی و نگهبان جلسه که به من اجازه خدمت دادند.
هفته زیبای همسفر را تبریک عرض میکنم و به تمامی همسفران شعب کنگره۶۰ به ویژه شعبه دکتر علیرضا که همانند پهلوان در سختیهای زندگی همراه مسافرانشان ماندند و اکنون پاداش صبر و استقامت خود را با نشستن بر روی این صندلیهای ارزشمند از خداوند دریافت نمودند. قبل از اینکه جشن همسفر را شروع کنیم لازم است ابتدا بدانیم مفهوم همسفر در کنگره۶۰ چیست و همسفر چه جایگاهی دارد؟ در کنگره۶۰ همسفر مفهومی فراتر از آن دارد که بخواهد بار سنگین اعتیاد مسافرش را به دوش بکشد.
در کنگره۶۰ بارها گفته شده که همسفر بال پرواز مسافر است؛ اما آیا بال پرواز بودن به این معنا است که همسفر به جای مسافر، بازپرداخت بدهیها و سختیها را به عهده بگیرد؟! قطعاً نه؛ تمام سختیها بر دوش مسافر است. بایستی مسافر خواسته و تصمیم سفر داشته باشد، سختیهای راه را به جان بخرد و تحمل نماید. اکنون نقش همسفر چیست؟! در حقیقت همسفر تنها حامی و پشتیبان است؛ اما آیا هر همسفری توان حامی و پشتیبان شدن را دارد؟! مسلماً خیر، همسفری میتواند حامی و پشتیبان باشد که تحت آموزش قرار بگیرد؛ چراکه همسفری خوب همچون صافی عمل میکند، ناخالصیهایی که در حاشیه سفر ایجاد میگردد را پاک و مرهمی برای روزهای سخت میشود.
شاید همسفری از خودش بپرسد، چرا من نیاز به آموزش دارم؟! به این دلیل که همسفران تا قبل از ورود به کنگره، سالها با حجم عظیمی از احساسات متناقض زندگی کردند؛ احساساتی که فرصت شناخت آنها را نداشتند، آنها را سرکوب و یا به شکل نادرستی بروز دادهاند. احساساتی همانند خشم، ترس، گناه، غم و ناامیدی، سالها است که در وجود یک همسفر انباشته شده و تعادل روانی و احساسی او را بر هم زده است. بسیاری از همسفرانی که وارد کنگره میشوند، دچار بغض فرو خوردهای هستند که در درونشان تبدیل به خشم شده، خشمی که مانند شعلههای آتش آشکار میسوزاند و گاهی مانند شعلههای زیر خاکستر در عمق وجود همسفر شعله میکشد، گاهی به شکل سکوت بیصدا میسوزاند و گاهی به شکل یک انفجار وحشتناک خود را نشان میدهد؛ اما ما در کنگره میآموزیم که خشم، یک احساس طبیعی است؛ احساسی نیست که سرکوبش کنیم و یا به سمت دیگران پرتاب؛ بلکه آن را بایستی به نیرویی برای حرکت و تغییر تبدیل کنیم.
احساسی مثل احساس گناه که همانند سنگی سنگین بر دوش همسفر است؛ این سنگ ، کمر همسفر را خم، راه رفتن را سخت و نفس کشیدن را برایش دشوار میکند. باعث میگردد که همسفر خود را نبیند و فداکاریهای افراطی انجام بدهد. در کنگره۶۰ میآموزیم هر شخصی مسئول انتخابها و رفتارهای خودش است. احساس ترس که مانند مه غلیظی اطراف همسفر را فرا میگیرد و بیش از هر چیز، ترس از تنهایی است؛ همین ترس همسفر را به سمت مراقبتهای افراطی و دخالتهای ناآگاهانه سوق میدهد. در کنگره۶۰ آموزش میبینیم که رهایی از ترس، آغاز تعادل است.
احساس ناامیدی نیز ریشهدارترین احساسی است که در وجود یک همسفر شکل گرفته و سایهای سنگین بر زندگی او گسترده است؛ تا جایی که نگاهش به آینده تاریک و دلگیر میشود و اعتمادش را به هر کس و هر راهی از دست داده است؛ اما زمانیکه وارد کنگره میشود و رهاییهای واقعی را میبیند نور امید در دلش جوانه میزند و کمکم به زندگی وصل میگردد. در این مسیر همسفر با واقعیتها و نیازهای درونی خودش روبهرو میشود و میآموزد که تعادل، نه بیاحساسی است نه غرق شدن در احساسات؛ بلکه شناخت و به تعادل رسیدن آنها است.
زمانیکه به این تعادل میرسد، در حقیقت به نقطه آغاز آرامش درونی دست یافته است. در بیرون از کنگره۶۰ نگاهها با ما متفاوت است. اگر همسر یک مصرف کننده باشی، در بهترین حالت گزینهای که در پیش داری جدایی است، اگر یکی از اعضای خانواده مصرفکننده باشد، حکمی که برایت صادر میکنند، قیدش را بزن فراموشش کن یا بیخیالش شو؛ اما در کنگره۶۰ رنج و دردی که متحمل شدهایم درک میشود و قضاوت نمیشویم. ما در این مکان مقدس میآموزیم که هر کس مسئول رشد و آرامش خودش است.
بیرون از کنگره۶۰ درد ما را ساده سازی میکنند؛ اما در کنگره درد ما را متوجه و این توجه اولین قدم برای رهایی است. در کنگره۶۰ همسفر میتواند در قالب پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر یا فرزند باشد. مادری که همسفر مصرفکنندهاش میشود نه فقط به عنوان یک مادر؛ بلکه به عنوان زنی که در سایه آموزشهای کنگره۶۰ خودش را میشناسد و پیدا میکند، حضور دارد. پدری که در کنگره۶۰ همسفر میشود، نه فقط به عنوان یک پدر؛ بلکه به عنوان همراهی که با افتخار شاهد رشد و رهایی مسافرش است.
خواهر یا برادری که همسفر میشود، کسی است که در کنار مسافر آموزش میگیرد امید یعنی ایستادن، ادامه دادن و معنای واقعی همراهی را به تصویر میکشند. فرزندی که همسفر میشود نه فقط به عنوان فرزند؛ بلکه به عنوان همراهی که با دیدن تلاش مسافرش معنای مسئولیت و تغییر را متوجه میشود؛ اما همسری که همسفر میشود، نه فقط به عنوان یک همسر؛ بلکه به عنوان همراهی که در این مسیر معنای عشق و تعهد را میآموزد و زندگیش را از نو میسازد. امروز برای جشن همسفر دور هم جمع شدهایم که تقدیر و تشکر کنیم از کسانی که شاید کمتر دیده شدند؛ اما همیشه ستونهای پنهان درمان بودند.
همسفر بودن، تنها کنار کسی ایستادن نیست. در واقع همسفر بودن؛ یعنی یاد گرفتن، تغییر کردن، صبر کردن و دوباره ساختن، به دیگر سخن همسفر؛ یعنی کسی که در اوج خستگی امید را زمین نمیگذارد و در دل تاریکی چراغ آگاهی را روشن مینماید. اگر به تاریخ ایران زمین نگاه کنیم میبینیم که زن ایرانی همیشه همسفر تاریخ بوده است؛ از آرتمیس که در کنار مردان شجاعانه ایستاد تا گردآفرین که با عقل و جسارت سرنوشت را تغییر داد و مادران و همسرانی که در سکوت تمدن را ساختند و بلاخره همسفر کنگره۶۰ که ادامه همان ریشه کهن است؛ ریشهای که میداند برای نجات یک انسان ابتدا بایستی خودش را بسازد و با ساختن خود فضا را برای درمان هموار میکند.
اکنون از تمامی همسفران کنگره۶۰ که ماندن را به رفتن ترجیح دادند صمیمانه تشکر و قدردانی میکنیم.

.jpg)
.jpg)

.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
مرزبان کشیک: همسفر ملیحه و مسافر مهدی
تایپیست: راهنمای تازهواردین همسفر فاطمه
عکاس: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر آیسان (لژیون نهم)
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر نسرین (لژیون پنجم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
1093