English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده- همسفر، بال پرواز مسافر

گروه خانواده- همسفر، بال پرواز مسافر

جلسه‌ سوم از دوره اول کارگاه‌های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره60 ویژه جشن همسفر نمایندگی سنقروکلیایی به استادی راهنما همسفر لیلا، نگهبانی راهنما همسفر گل‌بس و دبیری همسفر سمیه با دستور جلسه «هفته‌ همسفر، نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران» روز پنجشنبه ۱۱ دی‌ماه ۱۴۰۴ ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد:

این هفته‌ زیبا را هفته جشن همسفر را به نوبه خودم تبریک می‌گویم در راس خدمت خانم آنی، اولین همسفر کنگره شصت و خانواده محترمشان خدمت تک‌تک همسفرای کنگره ۶۰ کل کشور علی‌الخصوص، همسفران صبور و مهربان و همیشه همراه نمایندگی خودمان و همچنین همسفرهای قسمت مسافران.جا داره یه تبریک ویژه داشته باشم خدمت خانم ژیلای عزیز و یادی کنیم ازشون، ما واقعا خدمات خانم ژیلا و مسافر محترمش آقا مهرداد رو هیچ وقت فراموش نمی‌کنیم خانم ژیلا اولین همسفری بودن که آمدند سنقر و قسمت همسفرای سنقر را راه اندازی کردند ان شاالله که هر جا که هستن سلامت موفق باشند. تشکر می‌کنم از جناب آقای مهندس که برای ما همسفران و جایگاه همسفر، ارزش خیلی زیادی قائل بودند و یک روز را به نام روز همسفر نامگذاری کردند. همون طور که همه‌ی ما می‌دانیم به گفته‌ی آقای مهندس اوایل که کنگره تازه شروع به کار کرده بود جمعیت قسمت مسافران خیلی کم بود، ولی همان موقع همسفرهایی بودند که دوست داشتند که مسافرشان را همراهی کنند می‌آمدند و مسافر ها که می‌رفتند داخل جلسه،همسفرها چون اجازه نداشتند وارد کنگره بشوند بیرون از کنگره منتظر مسافرهایشان می‌ماندند. آقای مهندس دیدند که همسفرها اینجوری توی سرما توی گرما ساعت‌ها منتظر مسافرهایشان می‌شوند و اذیت می‌شوند به همسفرها گفتند بیایند داخل سالن یه گوشه منتظر مسافرانشان باشد و بعد از یه مدت دیدند که باز این‌ شکلی هم یه مشکلاتی، پیش می‌آمد تصمیم گرفتند که هر برنامه‌ای که برای قسمت مسافران اجرا می‌شوند برای قسمت همسفران هم داشته باشند این جوری بود که یواش یواش برای قسمت همسفران هم لژیون تشکیل دادند. جزوه‌ها و مطالب رو کار کردند، سی‌دی‌ها رو نوشتن و از آن موقع تا الان خدا راشکر داریم می‌بینیم که قسمت همسفران چقدر توانمند و پرکار و پرتلاش و چقدر موفق بوده‌اند.الان شاید صدها راهنما از قسمت همسفران داریم و خدا را شکر خیلی خوب بوده که این ایده اجرایی شده و قسمت همسفران هم راه‌اندازی شده من واقعا امروز خدا رو شکر می‌کنم که خودم یه همسفر هستم چون اگه کنگره نمی‌آمدم، قطعا آگاهی امروز را نداشتم و هیچ وقت نمی‌توانستم مسافرم رو درک کنم، تخریب هایش را بشناسم، قطعا نمی‌توانستم به مسافرم به چشم یک بیمار نگاه کنم و بیایم اینجا با آموزش‌های اینجا بتوانم کمکش کنم. من همه‌ی اینها رو در کنگره آموزش گرفتم این آگاهی را که من امروز دارم از کنگره۶۰ دارم. آقای مهندس می فرمایند که یک همسفر خوب همسفری است که به معنای واقعی بال پرواز مسافرش باشد.

همه‌ی ما می‌دانیم آقای مهندس مسافران را تشریح کرده به یک پرنده با یک بال شکسته، و این را هم می‌دانیم که یک پرنده با یک بال شکسته قطعا نمی‌تواند پرواز کند. ما همسفران امروز نقش ترمیم کننده آن بال شکسته را داریم. آمدیم کنگره با آموزش‌های کنگره کمک حال مسافرمان باشیم همراه مسافرمان باشیم، صبوری کنیم، بهشون فرصت بدهیم به خودمان فرصت بدهیم که بتوانند انشاالله به درمان نزدیک بشوند و به آن خواست قلبی شان، که خواست قلبی ما همسفران هست که همان درمانشان و رهایی‌شان از بند اعتیاد هست برسند. من خودم اوایل مثل خیلی از همسفرها که می‌گویند به خاطر مسافرم وارد کنگره شدم به خاطر مسافرم آمدم اینجا اصلا آن زمان فکر نمی کردم که خودم هم یه روزی نیاز به این آموزش‌ها، داشته باشم اصلا فکر نمی‌کردم که خودم تخریبی داشته باشم واقعا به خاطر مسافرم وارد کنگره شدم ولی در کنار اینکه مسافرم به درمان رسید خدا را شکر من خیلی چیزها از کنگره دریافت کردم به همین دلیل است که امروز که مسافرم خیلی حضورش فعال نیست و گاه‌گاهی می‌آید کنگره، ولی من با عشق دارم می‌آیم کنگره با هر سختی که باشد خودم را می رسانم به کنگره چون فقط خودم می‌دانم که کنگره ۶۰چه چیزهایی بهم داده فقط خودم می دانم که چه از کنگره دریافت کردم با چه حالی وارد کنگره شدم و امروز، به چه حالی رسیدم چیزایی که از کنگره واقعا بهش رسیدم یکیش اینکه من در آن زمان بزرگترین مشکل زندگیم همین اعتیاد مسافرم بود، آن زمان خیال می‌کردم که دارم صبوری می‌کنم، صبر می‌کردم ولی در واقع خیلی خودم را رنج می‌دادم خیلی خودم را عذاب می دادم خیلی تخریب به خودم وارد می‌کردم در واقع داشتم آن مشکل را تحمل می‌کردم ولی خیال می‌کردم که‌ دارم صبوری می‌کنم ولی واقعا صبوری رو من به معنای واقعی در کنگره آموزش گرفتم، که یه جوری صبور باشم که خودم هم اذیت نشوم بخشش رو من به معنای واقعی از کنگره آموزش گرفتم.قناعت، پس انداز کردن، دوری از خیلی از ضد‌ارزش‌ها مثل دروغ گفتن، غیبت، قضاوت، تجسس که خیلی وقتها شاید ما ناخودآگاه وارد این ضدارزشی ها می‌شدیم. این را یاد گرفتم که خیلی راحت به خودم اجازه ندهم، که وارد این ضدارزشی‌ها بشوم و خیلی چیزهای دیگر که من از کنگره دریافت کردم.کنگره ۶۰ برای من و مسافرم همش درس بود، همش آموزش بود، همش برکات و نعمت بود و در واقع مصداق همون جمله معروف آقای مهندس که می فرمایند: خدایا شری رو پیش بیار که خیر ما درش باشد دقیقا برای من همسفر و مسافرم این بود، اولش شر بود اولش غم و غصه بود ولی وقتی وارد کنگره شدم طعم شیرین رهایی و درمان و سلامتی و آرامشی که دوباره به زندگیمون برگشت آخرش شد خیر و برکت و ان شاءالله که همه‌ی‌ همسفرهای سفر اولی عزیز هم همان طور که دارن مسافران را همراهی می‌کنند با این توان با این صبوری بتوانند جلو بروند به خودشان و به مسافرشان فرصت بدهند که ان‌شاءالله بتوانند نهایتأ ،به خواست قلبیشان برسند و البته این را هم بگویم مسافرهای بزرگوار،باید قدر همسفرها را بدانند همسفر کارش راحت نیست همسفر بودن واقعا کار سختی است یک همسفر باید خیلی قلب بزرگی داشته باشه که بتواند از خود گذشتگی داشته باشد. ممنونم که با سکوت قشنگتون به صحبت‌های من گوش دادید.

تصاویری از برگزاری جشن همسفر

مرزبان کشیک: همسفر مینو
ویرایش: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر تینا رهجوی راهنما همسفر بیتا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سنقرکلیایی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .