English Version
This Site Is Available In English

کنگره به مسافرم بال پرواز داد

کنگره به مسافرم بال پرواز داد

این دستور جلسه شامل دو بخش است: کمک کنگره به من و کمک من به کنگره، شاید عجیب باشد؛ اما من هنوز هم همسفر سفر اولی هستم، ۸ سال از آن روزی می‌گذرد که مسافرم وارد کنگره۶۰ شد و من با چشمانی پر از ترس و نگرانی شاهد شروع سفر او بودم، آن روزها زندگی ما روی یک میخ پوسیده ایستاده بود و من هر روز منتظر بودم که همه چیز فرو بریزد.

کنگره برای من مثل یک فانوس دریایی بود که از دور می‌درخشید؛ اما من هنوز روی قایق شکسته خودم بودم و خودم را فراموش کرده بودم. تمام اضطراب‌ها، شب بیداری‌ها، بی‌اعتمادی‌ها مثل یک پتوی سنگین روی من افتاده بود، مسافرم شروع کرد به مصرف شربت OT من شاهد بودم که چطور کم کم نفس می‌گیرد، چطور صدایش واضح‌تر می‌شود، چطور برق نگاهش برمی‌گردد. من یاد گرفتم که نباید دخالت کنم، یاد گرفتم که صبر کنم، یاد گرفتم که او دیگر آدم قبلی نیست؛ اما حالا او یک راهنما شده است و به کنگره می‌رود و به کسانی که تازه وارد کنگره می‌شوند امید می‌دهد و راه بیرون رفتن از آن تاریکی را نشان می‌دهد او آزاد و رها است و اکنون چراغی برای دیگران می‌شود.

وقتی مسافرم را می‌بینم که با چه آرامشی به دیگران کمک می‌کند، حس می‌کنم یک قدم جلوتر رفتم درمان اعتیاد مسافرم به من یاد داد که چقدر می‌توانم قوی باشم. کنگره به مسافرم بال پرواز داد و به من یاد داد که چطور خودم را از زمین بکنم و ببینم که من هم می‌توانم پرواز کنم. این سفر دو نفره ماست یکی در اوج رهایی و خدمت و دیگری در تلاش برای رسیدن به آرامش پایدار در سفر اول.

بزرگترین کمک کنگره۶۰ به من این بود که به من نشان داد که مسئولیت شادی و سلامت روح من در درجه اول با خود من است و راه درست زندگی کردن را به من آموخت و به من کمک کرد که زندگیم را دوباره بسازم شاید کسی بپرسد همسفر سفر اولی که خودش نیاز به آموزش و کمک دارد چگونه می‌تواند به کنگره کمک کند؟ مسیر رهایی چقدر ارزشمند است و چقدر باید قدردان راهنمایان و خدمتگزاران کنگره باشیم، هر روز با سختی‌های سفر اول روبرو می‌شوم و نیاز مداوم به یادآوری قوانین و حرمت‌ها دارم این تجربه تازه بودن به من این قدرت را می‌دهد که وقتی در جلسات مشارکت می‌کنم عمق پیام رهایی مسافرم را بهتر درک می‌کنم.

وقتی یک مسافر با همسفر جدید می‌بیند که فردی که سال‌ها رها شده و خانواده‌اش در آسایش است و هنوز برای اجرای قوانین و حرمت‌ها در کنگره تلاش می‌کند، پیام رهایی به شکل عمیق‌تری منتقل می‌شود. هر کمکی که می‌کنم هر مطلبی که می‌آموزم همه در حقیقت سرمایه‌گذاری برای رسیدن خودم و خانواده‌ام به آرامش بیشتر در زندگیم است. حضور من در جلسات همسفران نشان دهنده این است که این سفر برای خانواده هم ادامه دارد این حضور ساده و ثابت برای کسانی که حس می‌کنند این مسیر فقط مال مسافر است یک پیام قوی می‌فرستد: که خانواده هم باید درمان شود و مشارکت کند سهم من در این حضور تداوم امید است.

من به عنوان یک همسفر در سفر اول نیازمند کمک کنگره هستم از آموزش‌های جهان بینی تا حمایت‌های گروهی. اما در این فرایند تبدیل به یکی از ستون‌های کوچک حمایت شده‌ام ممکن است خودم هنوز نیازمند حمایت باشم؛ اما با هر قدمی که برمی‌دارم شکرگزاری و پایبندی‌ام را به کنگره نشان می‌دهم و این خود بزرگترین کمک من به کنگره است.

نویسنده: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر سوزان رهجوی راهنما همسفر صغری (لژیون ششم)
نمایندگی همسفران بروجن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .