دومین جلسه از دوره بیست و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی گنجعلیخان کرمان با استادی راهنما همسفر،ابوالفضل، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر محمد با دستورجلسه"هفته همسفر، نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران"پنجشنبه ۱۱دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
سلام دوستان،ابوالفضل هستم، همسفر.
از راهنمای خوبم آقای محسن، همچنین از آقای مجید و مرزبانان محترم صمیمانه تشکر میکنم.
دستور جلسه این هفته «همسفر» است. آقای مهندس در روز چهارشنبه داخل لایو فرمودند که در اوایل شکلگیری کنگره، مسافرها تنها بودند؛ یکی با همسرش میآمد، یکی با برادرش و یکی با خانوادهاش. ابتدا سرِ کوچه جمع میشدند. آقای مهندس دیدند که این صحنه جلوهی خوبی ندارد، فرمودند برای آنها اتاقی بگیرند تا داخل اتاق بمانند. بعد فرمودند نه، همان جلسهای که برگزار میشود، همسفرها هم همانجا و در همان کارگاه آموزشی حضور داشته باشند.

همانطور که استاد امین میفرمایند، بدون حضور همسفرها کنگره مانند صفحهای سیاه و سفید است، اما با وجود همسفرها شبیه یک صفحهی رنگی میشود. در سیدی همسفر، استاد امین میگویند ما باید بدانیم برای چه به کنگره میآییم. در ابتدای سیدی مثالی میزنند؛ مثال لاستیک زاپاس. میگویند اگر منِ همسفر، خودم را مثل لاستیک زاپاس بدانم، یعنی نقش خودم را در روند درمان مسافرم مهم ندانم. در حالی که اینطور نیست؛ باید نقش خودم را مهم بدانم. وقتی نقش خودم را مهم بدانم، محکمتر قدم برمیدارم.
نکتهی بعد این است که باید بفهمیم برای خودمان به کنگره میآییم، نه فقط برای مسافر. شاید در یکی دو ماه اول، همسفر به خاطر مسافرش به کنگره بیاید، اما کمکم متوجه میشود که برای خودش میآید. نباید حال من به حال مسافرم وصل باشد؛ اگر امروز نیامد یا بهانهای داشت، فردا هم به شکلی دیگر بود، اینطور نباشد که چون مسافرم نیامد، من هم نیایم.
اگر همسفر دانش نداشته باشد، تخریب ایجاد میکند. مثلاً راهنما صلاح میداند و به رهجو میگوید یک هفته سقوط آزاد داشته باشد. رهجو به خانه میآید و موضوع را با همسفرش در میان میگذارد. اگر همسفر آگاهی نداشته باشد، ممکن است بگوید «نرو سقوط آزاد». در حالی که اول از همه، منِ همسفر باید بیایم آموزش بگیرم تا بتوانم در خانه کمککننده باشم.
مهمتر از همه این است که دوربین من روی خودم باشد؛ چه مسافر و چه همسفر. اینکه فلانی چه کار کرد یا مسافرم چه میکند، مهم نیست؛ دوربین باید کاملاً روی خودم باشد.
آقای مهندس در سیدی جشن همسفر میفرمایند ما به دو شکل میتوانیم حال خودمان را خراب کنیم: یکی با سیم و یکی بدون سیم. با سیم یعنی استفاده از قرصها، مشروبات و مواد؛ و بیسیم یعنی با افکار و اندیشههای غلط. مسافر با مواد حالش خراب میشود و همسفر بدون مواد، با افکار و اندیشه.
اگر منصفانه حساب کنیم، کجا در دنیا همسفرها کنار مسافرها مینشینند، آرامش دارند و خیال آدم راحت است؟ خواهر، مادر یا پدر میآیند و با آرامش مینشینند و آموزش میگیرند، و این آموزشها چقدر در زندگی قابل استفاده است. بیرون از کنگره، وقتی آدم به مشکل میخورد، دنبال هزار جور قرص میرود و با آدمهایی مشورت میکند که اصلاً تخصصی ندارند. اما در کنگره، هر کسی یک راهنما دارد، با او صحبت میکند و راهنما بهخوبی توجیهاش میکند.
کاری که کنگره با مسافر و همسفر انجام میدهد، این است که آنها را همزبان میکند. مثل این میماند که یکی در خانه چینی صحبت کند و یکی انگلیسی؛ وقتی همزبان میشوند، مشکلاتشان بهتر حل میشود. اگر واقعاً کنگره نبود، معلوم نبود سرنوشت مسافر و همسفر چه میشد و هرکدام کجا بودند. خدا را شکر که کنگره هست و ما آموزش میگیریم.
آقای مهندس میفرمایند ما چهار جشن در سال داریم: جشن دیدبان، جشن راهنما، جشن ایجنت و مرزبان، و جشن همسفر؛ که یکی از بهترین جشنها همین جشن همسفر است. ما میتوانیم در این جشن از همسفرها قدردانی کنیم. اگر لحظهای جای خودمان را با همسفر عوض کنیم و از خودمان بپرسیم: آیا من میتوانستم ده یا بیست سال کنار آن همسفر بمانم؟
خیلی ممنون از اینکه به صحبتهای من گوش دادید.

تایپ و ضبط صدا: مسافر رضا، لژیون نهم
عکس و ارسال:مرزبان خبری مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
227