.jpg)
سلام دوستان مریم هستم یک همسفر؛
ابتدا خداوند را بسیار شاکر هستم که مسیر کنگره۶۰ برای من باز شد و روش مثبت زندگی کردن را به من آموخت.
حال خوش و آرامشی که امروز دارم، مرهون آموزشها و حمایتهای کنگره۶۰ است. به نظر من، بزرگترین کمک کنگره این است که مکانی امن و مطمئن فراهم کرده است؛ مکانی که اگر وجود نداشت، نه من و نه مسافرم به درمان و حال خوش نمیرسیدیم و تغییرات عمیقی در زندگیمان ایجاد نمیشد.
بزرگترین هدیهای که کنگره به ما داده، علم درست زندگی کردن است تا بتوانیم مشکلات را آسانتر و مؤثرتر حل کنیم. امروزه کنگره همه دانش و آموزشها را به صورت رایگان در اختیار ما قرار داده تا من و مسافرم بتوانیم به آرامش نسبی برسیم، بدون تنش در کنار هم زندگی کنیم و با آموزشهایی که میگیریم، رفتار درست با اطرافیان را بیاموزیم.
کمک کنگره، در واقع نوعی خودشناسی است که علت حضور ما انسانها در این جهان خاکی را روشن میکند. شکرگزاری و قدرشناسی همراه با حال خوب، از آموزههای بزرگ کنگره۶۰ است؛ این کمک را هر کسی از دور با تمام وجود حس میکند و میتواند تغییرات عمیق در تکتک اعضای کنگره مشاهده کند.
بنابراین من همه چیز، چه مادی و چه معنوی را از کنگره دریافت کردهام و اکنون نوبت من است که این دِین را ادا کنم و با تمام وجود خدمت کنم. کمک من به کنگره این است که ابتدا به حرمتها و قوانین آن احترام بگذارم و فرمانبردار باشم، به موقع و با نظم در جلسات و لژیون حاضر شوم، به صحبتهای راهنما گوش دهم و به همه اعضا احترام بگذارم. همچنین از نظر مالی، قانون یازدهم را رعایت کنم، با عضو شدن در لژیون سردار و خدمت کردن، کنگره را یاری دهم.
این کارها میتواند بزرگترین کمک من به کنگره باشد تا به یک خدمتگزار واقعی و فرد مفید برای کنگره۶۰ تبدیل شوم.
.jpg)
سلام دوستان زهرا(ق) هستم یک همسفر؛
زمانی که وضعیت خودم را قبل و بعد از ورود به کنگره۶۰ مقایسه میکنم، تفاوت چشمگیری میبینم که قابل قیاس نیست. تغییرات زیادی در درونم حس میکنم و این حس خوب را مدیون آموزشهای ناب کنگره۶۰ هستم.
قبل از آمدن به کنگره، با یک فرد مصرفکننده زندگی میکردم؛ اکنون مسافرم به درمان نرسیده و هنوز مصرفکننده است، اما حال و احوالم بسیار تغییر کرده و خدا را شکر میکنم که مسیر کنگره برای من باز شد. من پذیرفتم که نمیتوانم مسافرم را تغییر دهم؛ اما با تغییراتی که در خودم ایجاد کردم، زندگیام نسبت به گذشته آرامتر و با آسایشتر شده است.
در کنگره یاد گرفتم که مسافرم را کنترل نکنم، به حرفها و قضاوتهای دیگران که حال مرا خراب میکند توجه نکنم و خودم را درگیر مسائل دیگران نکنم. همه اینها از کمکهای کنگره به من بوده است.
علم و دانشی که در کنگره میآموزیم، حتی در دانشگاه پیدا نمیشود. کنگره به من آموخت که در هر شرایطی میتوانم خوب زندگی کنم، مشکلات باعث رشد من میشوند و با تفکر و تلاش میتوانم راهحل آنها را پیدا کنم.
کنگره نهتنها به من، بلکه به افراد زیادی کمک کرده تا از تاریکی به روشنایی برسند. حال چگونه میتوانم به کنگره خدمت کنم؟ با قدردانی، احترام به قوانین و رعایت اصول، فرمانبرداری، انجام عمل سالم چه در کنگره و چه بیرون از آن و با ارائه هر نوع خدمتی. انشاءالله به لطف الهی بتوانم از خدمتگزاران راستین و ثابتقدم کنگره باشم و از بنیانِ کنگره۶۰، مهندس حسین دژاکام نیز سپاسگزار هستم.

سلام دوستان زهرا(ع) هستم یک همسفر؛
دیدن مصرفکننده درخانواده که دچار تخریب جسم شده، هم برای خود و هم برای اطرافیان آزاردهنده است؛ به طورقطع در پی آن، روان و جهان بینی نیز دچار تخریب و تغییر میشود. من ترمیم این تخریب را با آمدن به کنگره۶۰، تجربه کردم. کنگره برای من و همچنین مسافرم، مانند طنابی بوده که ما را از تاریکی به سمت نور هدایت میکند.
روزی بنیانِ کنگره۶۰ این محیط را مهیا کرد و رایگان در اختیار افراد گذاشت. افرادی وارد شدند و این مسیر را ادامه دادند تا امروز ما نیز بهرهمند شویم؛ بنابراین ما نیز بایستی اقدام کنیم تا این راه هموارتر شود و افراد دیگر نیز بتوانند به درمان برسند. منِ همسفر حال خوش، آرامش تمام زندگیام، راحتی فرزندانم را از کنگره۶۰ دارم.
زمانی که به گذشتهام فکر میکنم، آشفتگی و بههمریختگی ذهنی خود را بهخوبی به یاد میآورم؛ بهگونهای که حتی قادر نبودم برای مدت کوتاهی یکجا بنشینم و آموزش دریافت کنم و اگر هم مینشستم، ذهنم کاملاً در جای دیگری بود. تلاشم برای رسیدن به حال خوب، در مسیر درستی قرار نداشت؛ اما از زمانی که به کنگره آمدم و آموزش دیدم، متوجه شدم ریشه این حالِ بد و ناآرامیهایم از کجا نشأت میگرفت. امروز میدانم که تمام آموزشهای مادی و معنوی خود را از کنگره به دست آوردهام و اکنون نوبت من است که دِینی را که بر گردنم دارم، ادا کنم.
باید با تمام وجود خدمت کنم؛ چه به دینار و چه به جان. به حرمتها و قوانین کنگره۶۰ احترام بگذارم و فرمانبردار باشم، بهموقع در جلسات و لژیونها حضور پیدا کنم، به صحبتهای استاد و راهنما گوش دهم، دیگران را دوست بدارم، سیدیها را بهموقع بنویسم و نظم و انضباط را در زندگی خود رعایت کنم.
کنگره۶۰ به من نیازی ندارد؛ اما من بهخوبی میدانم که چه کمکها و چه خدماتی برای من انجام داده است. بنابراین، دستکم کاری که میتوانم انجام دهم این است که من نیز برای پیشرفت اهداف کنگره چه بهصورت مادی و چه معنوی قدمی بردارم؛ زیرا همانگونه که گذشتگان در کنگره کاشتند و ما ثمره آن را برداشتیم، وظیفه ماست که بکاریم تا آیندگان برداشت کنند.
در پایان، آرزو میکنم حالِ خوش و آرامشی که در کنگره نصیب همه شده است، در زندگی من نیز جاری شود و من و مسافرم بتوانیم این حال خوب را بهطور کامل تجربه کنیم.
ویرایش و رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر ندا (لژیون سوم)
ارسال: راهنما همسفر شهلا (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیکآباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
18