جلسه هفتم از دوره اول کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره60 ویژه جشن همسفر نمایندگی هاتف به استادی راهنما همسفر مهشید، نگهبانی راهنما همسفر مریم و دبیری راهنما همسفر محمد مهدی با دستور جلسه «هفته همسفر، نقش همسفران خانم و آقا، در درمان اعتیاد مسافران» روز پنجشنبه ۱۱ دیماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که اجازه داد در این روز بزرگ و ارزشمند در خدمت شما دوستان باشم. انشاءالله که بتوانیم یک جشن خوب و پرانرژی را در کنار یکدیگر داشته باشیم. جا دارد این هفته زیبا را در ابتدا خدمت آقای مهندس، بزرگ پرچمدار کسوت همسفری خانم آنی بزرگ، خانم شانی، خانم کماندار و استاد امین تبریک عرض کنم. قطعاً صبر، استقامت، محبت و عشق این عزیزان بود که اکنون ما روی این صندلیها نشستهایم و برای خودمان جشن میگیریم. یک تبریک ویژه دارم خدمت همسفران نمایندگی هاتف که قطعاً صبوری کردند و یار و یاور مسافران خودشان بودند. همچنین تبریک ویژه دارم خدمت میهمانهایی که امروز به واسطه جشنی که هست در این نمایندگی حضور دارند.
در ابتدا ما باید بدانیم که همسفر چه کسی است؟ همسفر کسی است که سابقه مصرف مواد مخدر ندارد و بهعنوان یک حامی و همراه با مسافرش وارد کنگره میشود. میتواند پدر یا مادری باشد که ذرهذره شاهد آب شدن فرزندش بوده است یا خواهری و برادری که به عشق مسافر خودش به کنگره میآید یا همسری که بعد از آن همه مشکلی که برای خودش و فرزندش به وجود آمده است یا فرزندی که به دنبال یک محیط امن در خانه میگردد و وارد کنگره شده است.
این موضوع بسیار مهم است که هر کسی در هر جایگاهی که هست بتواند مسئولیت و نقشی را که دارد بهخوبی ایفا کند. وقتی همسفر وارد کنگره میشود قرار است سفری از نفرت به سمت عشق و از تاریکی به سمت نور تجربه کند. یک همسفر باید بداند که به خاطر دل خودش به کنگره میآید و مسافر بلیت ورود او به کنگره است.
وقتی یک همسفر وارد کنگره میشود مانند همه انسانهای دیگر سرشار از آرزوها و خواستهها است؛ اما یک روز چشمهای خود را باز میکند و با اهریمنی به نام اعتیاد مواجه میشود، اهریمنی که مثل یک آوار بر زندگی او فرو میآید. وقتی متوجه میشود و تلاش میکند، هر چه مبارزه میکند، شاهد غرق شدن مسافرش میشود و میبیند که عزیزترین شخص زندگیاش تسخیر شده است. هر چه تلاش میکند این تلاشها باعث شکستهتر شدن و پژمردهتر شدن همسفر میشود.
همسفر کسی است که وقتی وارد کنگره میشود با خیلی از جملات مانند شاد بودن، خندیدن و زندگی کردن بیگانه است و اصلاً این جملات را نمیشناسد. ما خیلی از همسفران کنگره را داریم که بهتنهایی بار مالی خانواده را به دوش میکشند و این علت دارد؛ چون اعتیاد مثل یک آوار است که وقتی روی یک خانواده فرو میریزد، تمام افراد آن خانواده را در برمیگیرد و فقط یک نفر را درگیر نمیکند و عشق و محبت را در خانه از بین میبرد.
خیلی دوست دارم ادامه صحبتهایم را با مثالی از آقای امین ادامه بدهم که برای همه شما ملموس است. ایشان میفرمایند: «وقتی پدر خانواده که بهعنوان ولی و سرپرست خانواده است، سکان کشتی و فرمان زندگی را به دست دارد، شروع به هدایت خانواده و رانندگی میکند، همسفر در کنار او مینشیند و بچهها در عقب مینشینند؛ اما در اثر استفاده از مواد مخدر، بسیاری از حسهای او بسته میشود، طوری که انگار با چشمهای بسته در حال رانندگی است. هیچ چیز را متوجه نمیشود؛ درد همسفرش را، کمبودهای زندگی را، درد و رنج دیگران را و حتی بزرگ شدن فرزندانش را متوجه نمیشود».
یک همسفر کاملاً هوشیار و بیدار است و تمام این صحنهها را مشاهده میکند، با حس خودش، با ناامیدی و قیاسهایی که انجام میدهد. گاهی اوقات به ماشین کناری نگاه میکند، خودش را با ماشینهای کناری مقایسه میکند و زندگی، جوانی و عمر از دست رفتهاش را تماشا میکند. خیلی از زندگیها به تار مو رسید؛ ولی پاره نشد، علتش عشق و محبتی بود که بین همسفر و مسافر وجود داشت و واقعاً معجزه کرد.
خدا را شکر بعد از آن ناکامیها، سختیها و مشقتها، در بزرگ و سبز کنگره به روی ما همسفران باز شد. به کنگره آمدیم، یک راهنما انتخاب کردیم. راهنما گفت: با مسافر صمیمی شو، صبر داشته باش، حالا که مسافر به کنگره آمده، بخشش داشته باش، فداکاری کن. با وجود آن زخمها، شکستها و تنشها، چگونه میتوان صبوری کرد؟ صبوری توان میخواهد؛ اما وقتی یک همسفر تحت آموزشهای راهنمای خود قرار میگیرد و متون کنگره۶۰ را میآموزد، میپذیرد که کنگره تنها جایی است که درمان در آن اتفاق میافتد. کنگره تنها جایی است که همسفر و مسافر میتوانند به حال خوش برسند و علم زندگی کردن را یاد بگیرند. در این صورت است که گشایش انجام میشود و واژه زیبای همسفر به او داده میشود. الان که در کنار مسافرش مانده است؛ باید ساکت باشد، قانع باشد، بپذیرد؛ هم خودش و هم مسافرش را دوست داشته باشد تا بتواند در این سفر، مسافر را همراهی کند.
در کنگره یاد میگیرد که چرا میتواند صبوری کند، علم اعتیاد و جهانبینی را میآموزد. میفهمد دلیل ناکامیهایی که برای مسافرش اتفاق افتاده، اعتیاد بوده است و اراده مسافر در آن دخیل نبوده است. متوجه میشود که مسافرش هم دوست داشته به درمان برسد؛ اما راه را بلد نبوده است. یاد میگیرد مانند یک صافی عمل کند، ناخالصیهای سفر مسافر را بگیرد و شرایط را برای سفر بهتر او مهیا کند. نقش خودش را در زندگی تغییر میدهد؛ نقش بازپرس را کنار میگذارد و تبدیل به یک پرستار، یک حامی و یک پشتیبان میشود. تمام اینها در سایه آموزشهای کنگره۶۰ امکانپذیر است.
حالا چرا آقای مهندس تأکید دارند که همسفر و مسافر با هم به کنگره بیایند؟ چون اینجا جمعیت احیاء انسانی است؛ یعنی اعتیاد و درمان، کوچکترین چیزی است که در کنگره۶۰ انجام میشود. هدف اصلی کنگره، احیاء خانواده است. مسافر و همسفر با هم به کنگره میآیند، هر دو از یک سیدی و یک متن استفاده میکنند و با هم همفاز، همتفکر و همباور میشوند.
طبق تفکر آقای مهندس که در سالهای اخیر بسیار قوی و نیرومند شده است، حضور همسفران آقا اهمیت زیادی دارد. بعد از رهایی خانوادهها، معضل همسفران آقا در خانه یا جبههگیری برای آمدن به کنگره وجود داشت؛ اما وقتی گروه همسفران آقا تشکیل شد، این معضل تا حد زیادی حل گردید. طبق صحبتهای دیدهبان مسافر علی «اگر لااقل مرهم زخم نیستند، نمک روی زخم همسفر و مسافر نپاشند». به نظر من این تفکر بسیار زیبا است و اگر تکتک ما بتوانیم همسفران آقا را راغب کنیم که در این نمایندگی حضور داشته باشند، اتفاق بزرگی رقم میخورد.
نقش همسفر بسیار مهم و حیاتی است. برای بررسی این اهمیت، از زاویهای دیگر نگاه میکنم. سیستم ایکس از دو طریق تخریب میشود بیسیم و باسیم. مثلث درمان شامل (جسم، روان و جهانبینی است). وقتی مسافر درگیر اعتیاد میشود، بیشترین آسیب به ضلع جسم وارد میشود و بهتبع آن روان نیز آسیب میبیند. به علت نداشتن جهانبینی، بسیاری از مسائل زندگی را نمیبیند و متوجه نمیشود، از جمله بزرگ شدن فرزند، کمبودها، سختیها و مشقتها؛ زیرا حسهای او بسته است. وقتی به کنگره میآید، سفر میکند و با داروی OT طی ۱۰ الی ۱۱ ماه جسم او بالانس میشود، متون کنگره۶۰ پاسخگوی جهانبینی او است، اگر در کنگره بماند و خدمت کند، بعد از یک سال خدمت به درمان واقعی میرسد.
یک همسفر وقتی وارد کنگره میشود، به دلیل ناامیدیها، حسادتها و کینههایی که دارد، ضلع روان او از طریق باسیم بیشتر آسیب دیده است. بهتبع آن روان او نیز آسیبدیده و جهانبینی هم ندارد، خودش را بسیار با دیگران قیاس میکند. وقتی به کنگره میآید و به پذیرش میرسد که اینجا جایی است که خودش درمان میشود و حالش خوب خواهد شد، این مسیر زمان میخواهد و معمولاً طولانی است.
کنگره مانند دریایی است که الماسها و گوهرهای گرانبهایی در دل خود دارد. همه ما میدانیم الماسها در کف اقیانوس قرار دارند و فقط غواص ماهر میتواند به آنها دست پیدا کند. هر کسی که به کنگره میآید، اگر پذیرش و شجاعت رفتن به عمق دریا را داشته باشد، میتواند به این گوهرها دست یابد.
بحث پایانی قدردانی است. انسان بودن یعنی سپاس از هستی و سپاس از قدرت مطلق؛ یعنی بتوانیم از مخلوقین خدا تشکر کنیم. یکی از آموزشهای مهم کنگره۶۰، آموزش قدردانی است. آقای مهندس با برگزاری 4 جشن، یکی از آنها را به جشن قدردانی از همسفر اختصاص دادند و فرمودند: «بهصورت طلا، ارز و دلار یا بهصورت کلامی، قلبی و عملی میتوانید از همسفران خود تشکر کنید».
قطعاً هر مسافری تحت آموزش راهنمای خود میآموزد که در حد توان از همسفرش قدردانی کند و هر همسفری نیز تحت آموزش راهنمای خود یاد میگیرد که بزرگترین هدیهای که یک مسافر سفر اولی میتواند به همسفر بدهد، رهایی، آرامش و داشتن یک سفر استاندارد است. در پایان تشکر و قدردانی میکنم از همسفرانی که در کنگره۶۰ حضور دارند؛ اما مسافر ندارند. امیدوارم اذن رهایی این دوستان نیز هرچه زودتر صادر شود.
تصاویری از برگزاری جشن همسفر
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)



.jpg)






.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)

.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر مهین و مسافر احمد
تایپیست: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوازدهم) و همسفر زکیه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون پنجم)
عکاسان: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مهشید (لژیون چهاردهم) و همسفر مرضیه
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر رعنا (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هاتف
- تعداد بازدید از این مطلب :
1517