جلسه پنجم از دوره اول کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره۶۰ ویژه جشن همسفر نمایندگی نائین به استادی ایجنت همسفر حدیث، نگهبانی همسفر سمیه و دبیری همسفر عباس با دستور جلسه «هفته همسفر، نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران» روز پنجشنبه 11 دیماه ۱۴۰۴ ساعت 16 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
به شکرانه گلهای امیدی که در این بوستان همیشه بهار روزی من شد؛ به حرمت خالصانهترین عشقی که در این مکان برایم مقدر شد و به پاس دانشی که از نابترین چشمههای علم فرا گرفتم با تو همراه شدم در مسیری که ما را از اعماق تاریکی خود خواسته و خود ساختهمان به شادمانهترین احوال بربلندای امواج نور و روشنایی رهنمون گشت. بغضهای فروخوردهام را، اشکهای خشکیده بر گونهام را و تلخکامیهای گذشتهام را به اولین گام مردانهات در راه رهایی، رها کردم و پای در جای پای بزرگ بانوی کنگره خانم آنی عزیز راهی شدم برای رسیدن به چهاردهمین وادی اینک شانه به شانه به جشنی خواهیم نشست که نامش گویاترین کلام برای زیباترین صفات است همسفر!
خدا را شکر میگویم که امروز به تکتک ما اجازه داد که روی این صندلیها بنشینیم و برای دستور جلسه هفته همسفر جشن زیبایی برگزار کنیم. آقای مهندس در طول سال 4 جشن در نظر گرفتهاند. یکی جشن دیدهبانان که ستونهای کنگره هستند، دیگری جشن مرزبان و ایجنت که بزرگان هر شعبه هستند و یکی جشن راهنماها که تمام بار آموزشی نمایندگی در دست آنهاست و جای تفکر دارد که چرا نام همسفر در کنار این خدمتگزاران قرار گرفته و در جایگاهی که این خدمتگزاران هستند جشنی برای همسفران نیز در نظر گرفته شده است.
من با مخالفت مسافرم وارد کنگره شدم و خودم همیشه فکر میکردم که اینجا برای من جای مناسبی نیست. با منیت بسیار به مسافرم گفتم به کنگره میروم که بررسی کنم که چگونه است. تصور میکردم هیچ کس در سطح خانواده ما نیست که من بخواهم در کنارش آموزش بگیرم؛ در صورتیکه قبل از کنگره بارها در کلاسهای روانشناسی، خودشناسی و امثالهم شرکت کرده بودم؛ زیرا ترکشهای اعتیاد مسافرم به قدری زیاد بود که فقط به دنبال آن بودم که کمی حالم بهتر شود. علیرغم بیمیلی زیادی که برای شرکت در جلسات کنگره داشتم روزی به راهنمای تازهواردین گفتم مسافرم تا صبح به خانه نمیآید و همیشه دروغ میگوید. راهنما در پاسخ به من گفت این جزو صفات مسافران است؛ اما تو به کنگره بیا و ببین که او چهقدر تغییر میکند؛ آن روزها وجودم سرشار از غم و غصه و ناراحتی بود؛ اما گویی کسی در درونم به من میگفت اعتماد کن و بیا، اینجا خبرهایی هست و اتفاقات خوبی در انتظار تو است. به ندای قلبم گوش کردم و آمدم.
بسیار زیباست که آقای مهندس نام مسافر را جایگزین عبارت معتاد کردند و به خانمی که همراه او بوده و وجودش از آسیبهای گوناگون زخمخورده است لقب همسفر دادند و فرمودند: «همسفر بال پرواز مسافر است». این لقب بار مسئولیت مرا خیلی بیشتر کرد. در ادامه به من گفته شد اگر قرار است بال پرواز مسافرت شوی باید آموزش بگیری و مسیر را بهدرستی بشناسی؛ زیرا اگر راهی که میرفتی درست بود امروز تو اینجا نبودی و من پذیرفتم که ظاهر زیبا نشان نمیدهد که درون انسان چهقدر بههم ریخته است. این پذیرش آغاز حرکت من در کنگره بود. در ادامه وقتی میشنیدم که همسفری خدا را سپاس میگوید که بهواسطه اعتیاد مسافرش با کنگره آشنا شده، در ذهنم به او میخندیدم و با خود فکر میکردم مسافران زندگی ما را از هر جهت تخریب کردند و باعث انواع ناملایمات شدند چه چیزی باعث میشود که یک همسفر با وجود همه آسیبها چنین سخنی به زبان بیاورد؟ نتیجه آن بود که بهعنوان همسفر احساس مسئولیت بیشتری بکنم.
بهعنوان یک همسفر زمانی که به الگوها نگاه میکردم و میدیدم مسافر و همسفر در کنار هم میآیند و میروند و خدمت میکنند و با وجود مشکلات زندگی حالشان در کنار هم خوب است؛ همه اینها برای من انگیزه میشد و آموزش میگرفتم. در مناسبتهای کنگره مثل تولدها میبینیم زمانی که مسافر به اتفاق همسفر رهایی خود را جشن میگیرند شور و حال آن جشن بسیار زیباتر است و اگر همسفر حضور نداشته باشد جای خالی او پیداست. آقای مهندس یک پکیج کامل برای سفر مسافران و همسفران طراحی کردند. در کنگره۶۰ مسافرانی که هوشیارتر هستند حتماً همسفر خود را به کنگره میآورند و به اتفاق سفر میکنند؛ زیرا افرادی که بدون همسفر این مسیر را طی میکنند از همه مزایای سفر بهرهمند نمیشوند.
یک همسفر ممکن است در سفر خود سختیهای زیادی را تحمل کند؛ اما در نهایت طعم شیرین زندگی جایگزین تلخکامیها میشود. در طی سفر گاه با سختیهایی مواجه میشویم مخصوصاً در سفر اول که مسافر هنوز آموزشهای لازم را دریافت نکرده و به تعادل نسبی نرسیده است پاسخ مناسبی به تلاشهای همسفر خود نمیدهد؛ برای مثال به یاد میآورم که در اوایل سفر ما مسافرم در جشن همسفر پاکت خالی به من هدیه میداد؛ اما با گذشت زمان و پایداری من به جایی رسید که هدایای ارزشمندی برایم مهیا میکرد. چه میشود که یک مسافر با تخریب فراوان و صدماتی که به زندگی خود و اطرافیانش وارد میکند و زندگی را برای همسفرش تلخ و سخت میکند به جایی میرسد که علاوه بر جبران آن آسیبها خدمتگزار کنگره میشود و در سختیها صبر و استقامتش بالا میرود؟ بیشک به دلیل همراهی همسفری که آموزش گرفته و پابهپای او حرکت کرده است.
بسیار مهم است که قدر انسانها را بهخاطر خودشان بدانیم و کنگره به ما یاد داد که انسانی بیندیشیم و به همسفر یاد داد که بازپرس نباشد و با عشق و محبت در کنار مسافرش باشد. اینها را هیچ جای دنیا به یک خانم یاد نمیدهند. ایکاش همه مسافران و همسفران یاد بگیرند که چگونه زندگی کنند، چگونه محبت کنند و چگونه زیبا بیندیشند. این روز را به تکتک مسافران تبریک میگویم چرا که با مصرفکننده شدن و سپس حضور خود در کنگره اجازه دادند که ما همسفران آموزش بگیریم که چگونه زندگی کنیم. من به نمایندگی همسفران کنگره۶۰ شعبه نائین از یکایک شما سپاسگزارم و در مقابل شما سر تعظیم فرود میآورم که با حضورتان و آموزشهایی که میگیرید این حال خوب را تقدیم همسفران خود میکنید.
هیچچیز ارزشمندتر از این نیست که فرزندان ما طعم داشتن یک پدر خوب را بچشند. من از اینکه میبینم فرزندانم در ارتباط با پدرشان اینچنین احساس خوشبختی میکنند خداوند را شاکرم و به این فکر میکنم که آیا اگر آقای مهندس چنین ساختاری ایجاد نکرده بودند، فرزندانم چنین پدری داشتند؟ قطعاً اینطور نبود و من هم به زندگی با مسافرم ادامه نمیدادم. از جانب مسافران نیز به تمامی همسفران تبریک میگویم. حضور همسفر در کنگره نشانه عشق است؛ زیرا زندگی با یک مصرفکننده موادمخدر بسیار دشوار است و هر روزش برای یک زن معادل هزار روز است. هر گریز یک مسافر درد و رنج بسیاری برای همسفر او ایجاد میکند. آرزو میکنم که هشیارانه از دانش کنگره بهرهمند شوید و رهایی را برای خود و خانوادهتان به ارمغان آورید. امیدوارم در کنار یکدیگر جشن خوب و شایستهای برگزار کنیم.
.jpg)
تصاویری از برگزاری جشن همسفر
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)


.jpg)



مرزبانان کشیک: همسفر طاهره و مسافر امیرحسین
تایپیست: راهنما همسفر افسون
عکاس: همسفر اکرم و همسفر رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون اول) و راهنما همسفر سمانه
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر افسون نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نائین
- تعداد بازدید از این مطلب :
1618