English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده_ ریشه‌های یک جامعه در خانواده شکل می‌گیرد

گروه خانواده_ ریشه‌های یک جامعه در خانواده شکل می‌گیرد

جلسه اول از دوره اول کارگاه‌های آموزشی عمومی همسفران و مسافران کنگره‌۶۰ ویژه جشن همسفر نمایندگی تربت حیدریه به استادی ایجنت همسفر طاهره، نگهبانی راهنما همسفر فریده و دبیری راهنمای تازه‌واردین همسفر فهیمه با دستور جلسه «هفته همسفر، نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران» روز پنجشنبه ۱۱ دی‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحال هستم که در اولین جشن همسفران نمایندگی تربت حیدریه حضور دارم و امیدوارم بتوانیم در کنار یکدیگر هفته همسفر را به خوبی جشن بگیریم. این نمایندگی گرچه تازه تاسیس است؛ اما مکانی است که ریشه‌هایش عمیق است. در ابتدا جشن همسفر را به بنیان کنگره۶۰، آقای مهندس و همسفرهای محترم ایشان و همچنین به همسفران خوب و پر انرژی نمایندگی تربت حیدریه تبریک می‌گویم. امیدوارم که جشن امروز مسیر تازه‌ای برای شکوفایی اعضاء این نمایندگی باشد.

جشن همسفر جشنی است که خانواده‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهد و یادآور می‌شود که خانواده از اهمیت بالایی برخورددار است. در واقع خانواده در جامعه ما در حال فراموشی است و خانواده‌ها از هم گسسته شدند؛ اما در کنگره۶۰ اهمیت خانواده یادآوری و تاکید می‌شود.

خانواده اگر چه کوچکترین عضو اجتماع به حساب می‌آید؛ اما مهم‌ترین رکن جامعه است؛ چرا که ریشه‌های یک جامعه در خانواده شکل می‌گیرد و اعضاء خانواده هستند که جامعه را می‌سازند؛ بنابراین اگر خانواده‌ای سالم داشته باشیم، قطعاً یک جامعه سالم و امن هم خواهیم داشت. خانواده باید بستر امنی برای رشد فرزندان باشد.

گاهی به دلایلی ممکن است که خانواده درگیر مسائل، تزلزل و به هم ریختگی شود که ریشه آن در ناآگاهی است. یکی از مشکلاتی که خانواده‌ها درحال حاضر درگیر آن هستند اعتیاد است. این مسئله اکثر خانواده‌ها را در حال حاضر درگیر خود کرده است. به شکل‌های مختلف، اعتیاد به مواد مخدر، اعتیاد به قرص‌های روان گردان، اعتیاد به مشروبات الکلی و مخدرهای مختلفی که هر روز یک ماده جدیدی روانه بازار می‌شود و پیرو آن اجتماع و جامعه را برهم می‌زند.

ما در کنگره۶۰ یاد گرفته‌ایم که اعتیاد بی اخلاقی و ضعف اراده نیست؛ بلکه یک بیماری مزمن و پیش رونده است و سه بعد جسم، روان و جهان‌بینی فرد را درگیر می‌کند. طبیعی است که چنین بیماری فقط یک فرد را درگیر نمی‌کند، بلکه یک خانواده و همین طور فراتر از آن، همه اطرافیان این خانواده را هم درگیر خودش می‌کند. در این جا است که نقش همسفر شکل می‌گیرد و مشخص می‌شود. همسفر در کنگره حضور پیدا نکرده است که مسافر را نجات بدهد.

آقای مهندس می‌گویند: «هیچ کس نمی‌تواند کسی را نجات بدهد، مگر آن که فرد خودش بخواهد از آن بلایی که در آن گرفتار شده است، نجات پیدا کند.» همسفر آمده تا خودش را بسازد؛ زیرا کنگره به ما آموزش داده است که اگر خودمان تغییر بکنیم، می‌توانیم جهان اطراف خودمان را تغییر بدهیم.

در ابتدای مسیر اکثر همسفران با خستگی، ترس و اضطراب وارد کنگره می‌شوند. انتظارشان این است که مسافرشان سریع‌تر به درمان برسد و زندگی‌شان به تعادل و آرامش برگردد؛ اما کم‌کم متوجه می‌شوند که نباید منتظر آرامش باشد، بلکه باید آرامش را بسازند.

همسفر یاد می‌گیرد که محبت بدون دانایی آسیب‌زا است، کنترل کردن درمان نیست و دلسوزی افراطی مانع رشد انسان می‌شود. آقای مهندس می‌فرمایند: «دلسوزی ناآگاهانه بزرگترین ضربه به درمان است.» همسفر در کنگره۶۰ یاد می‌گیرد به جای مراقبت بیمارگونه تعادل داشته باشد، به جای ترس، اعتماد را امتحان کند و به جای آشفتگی، ثبات رفتاری داشته باشد. این‌ها برای همسفران به ویژه خانم‌ها بسیار ارزشمند است؛ زیرا زن محور آرامش یا آشفتگی خانواده است. هنگامی که همسفر آموزش می‌گیرد و آرام می‌شود فضای خانه هم تغییر می‌کند و این تغییر اثر مستقیم روی مسافر یا درمان مسافر دارد.

یک سخن برای مسافرها، همسفر قرار نیست به جای مسافر تصمیم بگیرد و بار درمان مسافر را به دوش بکشد؛ اما همسفری که درحال آموزش و تغییر است و درحال ساختن خودش است یعنی دارد در مسیر درست حرکت می‌کند نیاز به حمایت شما نیز دارد و باید قدر این همراهی را دانست؛ البته نه در حرف، بلکه در حرکت، در مسیر درمان و رعایت حرمت‌ها و ثبات در سفر می‌توانیم قدردان این همراهی باشیم.

شعبه تازه تاسیس با همین آموزش‌ها است که جان می‌گیرد و شعبه را می‌سازد. در واقع یک نمایندگی را یک ساختمان نمی‌سازد؛ بلکه انسان‌های آموزش دیده هستند که یک نمایندگی را می‌سازند. همسفران در نمایندگی‌ها نقش خودشان را می‌شناسند، مسافران مسئولیت خودشان را می‌پذیرند و می‌توانند نمایندگی را به جایگاه امنی برسانند که در آن نمایندگی درمان صورت بگیرد. 

در پایان یک نکته خیلی مهم است که باید به آن توجه داشته باشیم، هنگامی که یک مناسبت فرا می‌رسد از جمله جشن همسفر طبیعی است که همسفران ممکن است منتظر هدیه باشند و مسافران از این قضیه بخواهد سر باز بدارند و جنگ کوچکی بین مسافر و همسفر وجود داشته باشد؛ اما واقعیت چیز دیگری است؛ حتی مناسبت‌های دیگر مانند روز مادر، روز زن، روز مرد هیچ فرقی نمی‌کند، همیشه این جنگ هست، من منتظر هستم از من قدردانی شود و طرف مقابل می‌خواهد از این موضوع سر باز بدارد.

چیزی که مهم است این هست که ما نباید از یکدیگر توقع و انتظاری داشته باشیم و سر جنگ با یکدیگر داشته باشیم، به جای این که منِ همسفر در این فکر باشم که چه هدیه‌ای قرار است بگیرم، در پی این موضوع باشم که چگونه می‌توانم نقش همسفر بودن خود را به بهترین شکل ایفا کنم یا حتی نقش مادر بودن یا زن بودن.

مسافر هم می‌تواند در پی این باشد که به چه شکل می‌تواند از همسفرش قدردانی کند؛ ولی این‌که از یکدیگر انتظار داشته باشیم و بخواهیم سر جنگ داشته باشیم، قطعا فضای خانه و خانواده را به یک محل نا امن تبدیل می‌کند که فرزندانمان بیشترین آسیب را می‌بینند و بالعکس بی توقع بودن و قدردان بودن، محبت و عشق را عمیق تر می‌کند و کانون خانواده را مستحکم‌تر می‌کند.

پیام استاد امین را در مورد جشن همسفر می‌خوانم: «اندوهی که قلب‌ها را در خود محبوس داشته تا مرگشان را آغاز حیات خویش نماید، اکنون خود مغلوب قلب‌های بخشنده‌ای گشته است. قلب همسفرانی که بخشش را برای باز پس‌گیری عزیزانشان به نشان محبت بیکران و عشق بلاعوض هدیه نموده‌اند.» همسفران جشنتان با شکوه باد.

تصاویری از برگزاری جشن همسفر

مرزبانان کشیک: همسفر لیلی و مسافر عبدالله
تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون اول)
عکاس: همسفر نازنین رهجوی راهنما همسفرطاهره (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر نازنین رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تربت حیدریه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .