English Version
This Site Is Available In English

نقش همسفر مانند کوهی در دل تاریکی‌هاست

نقش همسفر مانند کوهی در دل تاریکی‌هاست

دومین جلسه از دوره اول کارگاه‌های آموزشی عمومی همسفران و مسافران کنگره۶۰ نمایندگی محمدی‌پور قم با استادی راهنما همسفر طیبه، نگهبانی راهنما همسفر عطیه و دبیری راهنمای تازه‌واردین همسفر مریم با دستور جلسه «هفته همسفر؛ نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران» روز پنجشنبه ۱۱ دی‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

تشکر می‌کنم از ایجنت و گروه خانواده و همچنین گروه مرزبانانی، هم در گروه خانواده و هم در گروه مسافران و نگهبان جلسه که امروز به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. از تمام عزیزانی که نوشتارها را قرائت فرمودند نیز صمیمانه تشکر می‌کنم.

دستور جلسه این هفته در مورد جشن «همسفر؛ نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران است». ابتدا بر خودم واجب می‌دانم این جشن بزرگ را به بنیان کنگره۶۰ و خانواده محترمشان و همچنین به راهنمای خودم تبریک عرض کنم؛ چرا که واقعاً اگر وجود ایشان نبود، شاید امروز منِ طیبه و امثال من روی این صندلی‌ها نمی‌نشستیم و از این آموزش‌های ناب بهره‌مند نمی‌شدیم. امیدوارم هر جا که هستند، از انرژی ناب این جشن بهترین استفاده را ببرند.

جشن همسفر را می‌توان یک جشن عشق آگاهانه دانست. در واقع پایه این جشن بر مبنای مسئولیت‌پذیری، آگاهی و دانایی است. در کنگره۶۰ با آموزش‌ها یاد می‌گیریم که اعتیاد نیز یک نوع علم است و اگر بخواهیم با این علم همراه شویم، باید آگاهی و دانایی آن را کسب کنیم.

دکتر امین بسیار زیبا و دقیق در مورد علم اعتیاد صحبت کردند و فرمودند: این علم در واقع مانند کمک‌های اولیه است؛ برای منِ همسفر تا بتوانم آن را یاد بگیرم و در کنار مسافرم باشم تا مسافرم سفر خوبی داشته باشد و بتوانم او را از لبه پرتگاه نجات دهم.

این را باید بدانیم که هر همسفری که در کنگره۶۰ حضور دارد، الزاماً یک همسفر واقعی محسوب نمی‌شود. همسفر واقعی کسی است که بازیگر باشد، آموزش‌های کنگره۶۰ را بگیرد و در زمان مناسب هم در کنگره۶۰ و هم در خانواده آن‌ها را اجرا کند. مهندس دژاکام بارها فرموده‌اند: که گاهی متوجه می‌شویم تخریب یک همسفر حتی از مسافر هم بیشتر است. شاید در نگاه اول این‌گونه به نظر برسد که چون مسافر مصرف‌کننده بوده، تخریب بیشتری داشته است؛ اما همسفر، چه زن و چه مرد، شاهد مصرف و تمام تخریب‌ها بوده و اثرات و آسیب‌های درونی این شرایط، گاهی برای همسفر بسیار عمیق‌تر است.

به‌عنوان یک همسفر و نقشی که می‌توانم در سفر اول داشته باشم، نقش‌ها زیاد هستند، اما من به سه مورد از مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنم.اول بخشش است. سخت‌ترین و شریف‌ترین کار همسفر، بخشیدن است. بخشش کار هر همسفری نیست؛ کار همسفری است که با آموزش‌های کنگره۶۰ آشنا شده و با دانایی و آگاهی کامل بتواند مسافرش را ببخشد. همسفری که آگاه باشد، می‌داند در دوران مصرف، اختیار مسافر در دست نیروهای منفی بوده و بسیاری از رفتارها ناشی از بیماری اعتیاد بوده است. وقتی آموزش می‌گیرد، متوجه می‌شود ذات و فطرت مسافر خراب نبوده و تمام آن تخریب‌ها اثر مواد مخدر بوده است. اینجاست که همسفر از روی اجبار نمی‌بخشد، بلکه آموزش می‌گیرد که بخشش از روی عشق باشد.

دوم مسئله خواب است. اهمیت خواب شب آن‌ قدر زیاد است که حتی در این زمینه سی‌دی آموزشی داریم. خواب نقش بسیار مهمی در سیستم ایکس دارد. منِ همسفر، به خصوص در سفر اول، باید تا حد امکان شرایط خواب مسافرم را فراهم کنم؛ از مهمانی‌های غیر ضروری پرهیز کنم و فضای خانه را طوری مهیا کنم که مسافر سر ساعت بخوابد و سر ساعت بیدار شود. اهمیت این موضوع به حدی است که بارها شنیده‌ایم مهندس دژاکام هنگام رهایی، اولین سؤالشان این است که خوابت چطور است؟ سومین مورد این است که منِ همسفر، از لحظه‌ای که این عنوان روی من گذاشته می‌شود، باید دوربینم را روی خودم زوم کنم. در کنگره۶۰ به ما می‌آموزند که مسافر راهنما دارد و من هم راهنما دارم.

بنابراین باید آن‌ قدر روی آموزش‌های خودم کار کنم و تغییر کنم که مسافرم نیز پا به پای من تغییر کند و این تغییرات به تعادل خانواده منجر شود. اگر نگاهی کوتاه به گذشته خودم داشته باشم، حدود سال ۱۳۹۱ وارد کنگره۶۰ شدم. چند سالی بود که به دنبال راهی می‌گشتم تا هم مسافرم را از این منجلاب نجات بدهم و هم برای خودم و دخترم آرامش ایجاد کنم؛ اما هر دری می‌زدم، نتیجه‌ای نمی‌گرفتم. 

مسافرم واقعاً خواهان رهایی بود و راه‌های زیادی را هم امتحان کرده بود؛ از سقوط آزاد گرفته تا کلینیک، اما هیچ‌کدام جواب نمی‌داد. خودم هم برای رسیدن به آرامش به مشاوران مختلف مراجعه می‌کردم و در نهایت همیشه به این نتیجه می‌رسیدند که یا باید بسوزی و بسازی یا طلاق بگیری. اما نوری در وجود من روشن بود و دلم می‌خواست این زندگی پایدار بماند و اصلاً دوست نداشتم اسم طلاق وارد زندگی من شود.

این روزها گذشت تا تیرماه سال ۱۳۹۰ که استارت کنگره۶۰ در قم زده شد و ما هم جزو اولین نفراتی بودیم که وارد کنگره۶۰ شدیم. ابتدا خودم به‌ تنهایی به کلینیک صدوقی رفتم تا ببینم کنگره۶۰ چه فضایی دارد و آیا با جاهای قبلی فرق می‌کند یا نه. با سه جلسه مشاوره متوجه شدم که اینجا کاملاً متفاوت است. بعد با مسافرم صحبت کردم و خوشبختانه ایشان هم پذیرفتند و به کنگره۶۰ متصل شدند و سفرمان را در کنار هم آغاز کردیم.

چند ماه بعد، مسافرم گفت قرار است جلسه همسفران هم برگزار شود. این موضوع برای من خیلی سنگین بود؛ با خودم می‌گفتم من که اعتیاد ندارم، چرا باید به کنگره بیایم؟ اما برخلاف میل باطنی‌ام وارد کنگره۶۰ شدم و می‌توانم با اطمینان بگویم که دو تا سه ماه اول هیچ دلی به آموزش‌ها نمی‌دادم و هیچ حرکتی نمی‌کردم. بعد از مدتی دیدم مسافرم در حال تغییر است و هم‌ لژیونی‌هایم هم تغییر کرده‌اند، اما من هنوز در نقطه اول ایستاده‌ام. همان‌جا تصمیم گرفتم حرکت کنم. با این حرکت، راه‌های بیشتری در زندگی من باز شد و به دنبال آن، مسافرم هم خیلی بهتر حرکت کرد تا اینکه خدا را شکر، هر دو پس از سفر اول به جایگاه شال نارنجی رسیدیم و اکنون هر دو در این جایگاه در حال خدمت هستیم.

جمعیت احیاء انسانی کنگره۶۰ به من آموخت که بهشت را به بها می‌دهند، نه به بهانه. بها دادن یعنی مسئولیت‌پذیری، صبر، استقامت و استمرار. یعنی منِ همسفر پا به پای مسافر حرکت کنم و هیچ عذر و بهانه‌ای نداشته باشم؛ یعنی هر دو با هم این زندگی را بسازیم.

نقش همسفر مانند کوهی در دل تاریکی‌هاست. کار کوه این است که آب باران و برف را در دل خود ذخیره می‌کند و در زمان مناسب آن را به دشت‌ها سرازیر می‌کند. همسفر فعال و پرتلاش در کنگره۶۰ نیز همین‌گونه است؛ آموزش‌ها، علم و آگاهی را دریافت می‌کند، در وجود خود ذخیره می‌کند و در زمان مناسب آن را به اطرافیانش منتقل می‌کند. یک همسفر قوی و محکم می‌تواند خانواده را نجات دهد و حتی در ادامه یک نسل را.

در پایان از تمام همسفران خانم و آقا که در جلسه حضور دارند قدردانی می‌کنم و امیدوارم امروز بتوانیم به بهترین شکل از این عزیزان سپاسگزاری کنیم. امیدوارم یاد بگیریم چه در زندگی و چه در کنگره۶۰، در هر جایگاهی که هستیم، نقش خود را به‌ درستی بشناسیم و آن را به بهترین شکل انجام دهیم.

تصاویری از برگزاری جشن همسفر

مرزبانان کشیک: همسفر اعظم و مسافر حمید
تایپیست: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر عطیه (لژیون اول) راهنمای ویلیام همسفر آرزو دبیر اول سایت
عکس: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر حمیرا (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه واردین همسفر لیلا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی محمدی‌پور قم

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .