هفتمین جلسه از دوره سوم لژیون هماهنگی خدمتگزاران کنگره ۶۰ ویژه آقایان همسفر در نمایندگی شادآباد، به استادی راهنما همسفر علی، نگهبانی ایجنت همسفر محمدرضا و دبیری مرزبان همسفر علیرضا با دستور جلسه «سیدی ویروس» در روز پنجشنبه مورخ ۱۱ دیماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
میخواهم خیلی کوتاه و خلاصه نظر شخصی خودم را دربارهی سیدی «ویروس» از استاد امین بگویم.
این سیدی مربوط به جهانبینی است و یکی از سیدیهای کامل و گویاست. با آنکه در آن به چندین موضوع مختلف پرداخته میشود، اما سیدی بسیار شفاف است، صحبتها کوتاه، در عینحال کاملاً جامع و دقیق.
بخش اصلی سیدی جایی است که دربارهی خود ویروس و انواع آن صحبت میشود. مجموعهی کلی صحبتها این را میگوید که گاهی من در چهارچوب سلسلهمراتب در جایگاهی قرار میگیرم که تصور میکنم دارم حمایت میکنم، اما در اصل دارم خیانت میکنم.
برای مثال، اگر دیدهبان نسبت به دستیارش کوتاهی کند، سازش نشان دهد یا به قول استاد امین با او «کجدار و مریز» برخورد کند، یا دستیار نسبت به ایجنت، ایجنت نسبت به مرزبان، یا راهنما نسبت به رهجو، خارج از ضوابط و قوانین بخواهد سازشی انجام دهد، در واقع خیانت کرده است.
این نوع سازش باعث میشود که فرد مقابل به اصطلاح در آن گردباد سبز قرار نگیرد و در نهایت بیرون شود و از بین برود. فرآیند کاملاً مشخص است و نیازی به فرمول یا پیشگویی ندارد. حمایت فقط در چهارچوبهای خاصی قابل قبول است؛ خارج از آن، تبدیل به خیانت و حتی جنایتی میشود که ممکن است شخص از کنگره خارج شود.
چرا چنین میشود؟
چون راهنما در برخورد با رهجو بیش از حد کوتاه آمده و به اسم مهربانی و دلسوزی، سازش کرده و همراهی نشان داده است.
مثلاً همانطور که استاد امین مثال میزند: «من نمیخواهم تو از کنگره بروی، پس با تو کنار میآیم.» اما همین رفتار، آفتی میشود؛ مثل «سیب گندیده در سبد» که همهی سیبهای سالم را هم خراب میکند.
استاد امین میگوید: «اگر کسی خارج از زمان خودش وارد کنگره شده باشد، لزوماً به این معنی نیست که اذن حضورش صادر شده است. چنین فردی ممکن است باعث تخریب شود.»
در ادامه، این موضوع را به ویروس تشبیه میکند: ویروس تا وقتی در هواست، آسیبزننده نیست. اما وقتی وارد بدن میشود، فعال میشود و شروع به ایجاد آسیب میکند. دقیقاً همانطوری که ویروسهای کامپیوتری نیز عمل میکنند.
در جایی دیگر از ویروسی صحبت میشود که در افکار و اندیشهها وجود دارد. من همین مفهوم «حمایت و خیانت» را نمونهای از آن ویروس ذهنی میدانم؛ وقتی فکر میکنم در حال حمایت هستم، اما در واقع دارم خیانت میکنم. خودم دقیقاً نمیدانم این ویروس کجاست، ولی حس میکنم کارم درست است درحالیکه کافی است زاویهی دیدم را فقط یک میلیمتر تغییر دهم تا متوجه واقعیت شوم.
برای نمونه، وقتی رهجو سیدی نمینویسد و من به عنوان راهنما با خودم میگویم: «خب، حتماً وقت نداشت»؛ اگر این موضوع تکرار شود، در حقیقت دارم آسیب ایجاد میکنم. شاید در سفر دوم بتوان با شرایط خاصی گذشت کرد و همکاری دوباره شکل بگیرد، اما در سفر اول قطعاً این نوع مماشات آسیبزننده است.
تایپ و ویراستاری: همسفر نیما
سایت همسفران آقا نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
100