در سیدی احساس همسفر، آقای مهندس حسین دژاکام به ما یاد میدهند که احساس، ریشه رفتار همسفر است و اگر احساس اصلاح نشود، تغییر درست اتفاق نمیافتد و یک همسفر ابتدا باید به شناخت احساسات خودش برسد تا بتواند هم به خود و هم به مسافر کمکی بکند و بال پروازی برای مسافر باشد. اگر حس همسفر آلوده باشد، نمیتواند ارتباط درستی با مسافر و اطرافیان داشته باشد، چون حس بسیار مهم است.
حس اولین نیروی به کار انداختن قوهی عقل است و اگر حس نبود هیچ ارتباط و انتقالی در کل جهان صورت نمیگرفت و بین انسانها هیچ دوستی، عشق و محبتی صورت نمیگرفت. تمام هستی بر مبنای حس صورت گرفته و حتی بین حیوانات هم این حس تا مدتی وجود دارد؛ مثلا حس یک شیرِ مادر به فرزندش، پس از مدتی از بین میرود؛ ولی بین انسانها این حس پایدارتر است؛ مثلا مادری که به هر دلیلی همسر خود را از دست داده تا آخر عمر به پای فرزندان خود مینشید و تمام تلاش خود را برای موفقیت فرزندان میکند.
این حس بستگی دارد انسان در کدام مراحل نفسانی باشد، اگر در نفس اماره باشد، خیلی راحت همسفران خود را رها میکند و به دنبال امیال خودش میرود؛ ولی اگر در مراحل نفس مطمئنه باشد، انسانی مسئولیتپذیر است و تمام تلاش خود را میکند تا همسفرانش در خوشی و خوشبختی زندگی کنند و این حس بین آنها خیلی قوی و پرقدرت است. انسانها از ازل تا ابد مسافر هستند و در طول سفر همسفرانی دارند.
در کنگره همسفران دو دسته هستند. دسته اول؛ همسفرانی که علم و آگاهی کمی دارند و همه چیز را خراب میکنند و دسته دوم همسفرانی هستند که به مسافر کمک میکنند تا از جهان اعتیاد خارج شوند. همسفران زمانی که تازه، وارد کنگره میشوند، خیال میکنند به خاطر مسافر آمدهاند و تا زمانی که علم و آگاهی را فرا نگیرند به مسافر صدمه میزنند؛ مثل کسی که آتش گرفته و با بیل میخواهد آن را خاموش کند. پس راهنما باید آموزشها لازم را به همسفر بدهد که به مسافر خود آسیب نرساند و به همسفر تفهیم کند که نباید تمام تمرکز و دوربين خود را روی مسافر بگذارد.
همسفر نباید نقش کنترلکننده یا نجاتدهنده را بازی کند، زیرا این کار تعادل مسافر را بر هم میزند و یک همسفر زمانی که وارد کنگره میشود؛ باید بپذیرد که در مورد مسئله اعتیاد هیچ چیزی نمیداند و هر علم و دانشی که دارد برای بیرون از کنگره باشد. زمانی که همسفر وارد کنگره میشود؛ باید صفر کیلومتر باشد، هر جایگاه اجتماعی که داشته باشد، بایستی پشت در کنگره بگذارد و تسلیم مسیر کنگره شود، اگر این گونه بود آموزشپذیر میشود.
آموزش به همسفر کمک میکند تا احساسات پنهان خود را بشناسد و مسئولیت آنها را بپذیرد. وقتی همسفر احساس خود را درست بشناسد، واکنشهایش منطقیتر و رفتار بهتری با مسافر خواهد داشت. قضاوت مسافر و توقع زیاد و مقایسه کردن خود با دیگران از عواملی هستند که احساس همسفر را تخریب میکنند. یک همسفر باید مرزهای خودش را بشناسد و از آنها عبور نکند. همسفر با آموزش دیدن یاد میگیرد، صبور باشد و به زمان درمان احترام بگذارد و تمرکز روی تغییر خود، باعث آرامش درونی همسفر میشود.
در طول سفر ممکن است، ترس از آینده و برگشت مسافر را داشته باشند؛ ولی بزرگترین اشتباه و گناه ترس از آینده است. یک همسفر باید بر خدا توکل کند و مدام در گذشته خود نباشد. اگر این احساسات منفی مدیریت نشوند، مانع حرکت میشوند. همسفری که به کنگره و مسافر خود اعتماد داشته باشد، فکر برگشت مسافر به سرش خطور نمیکند و باید بپذیرد که بیشتر برای به تعادل رسیدن خودش به کنگره آمده است و حتی اگر مسافر هم برگشت زد، بگوید من کاری به برگشت مسافر ندارم به این دلیل به کنگره آمدهام که خودم را درمان کنم.
یک همسفر متعادل میتواند، فضای امنتر و بهتری برای خانواده ایجاد کند. وقتی احساس همسفر سالم باشد، این حس به مسافر هم منتقل میشود؛ چون پیوند محبت بین آنها وجود دارد. در نهایت، احساس سالم همسفر یکی از ستونهای اصلی موفقیت مسیر درمان است و همسفر میتواند آگاه باشد و باعث صعود مسافر شود یا ناآگاه باشد و باعث سقوط مسافر شود.
منبع: سیدی احساس همسفر از آقای مهندس حسین دژاکام
تایپیست و رابط خبری: راهنمای ویلیام همسفر معصومه
عکاس: مرزبان خبری همسفر سمیه
ویراستار و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر فاطمه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گوجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
222