همسفر بتول و مسافرشان جواد با بیش از ده سال تخریب آنتی ایکس مصرفی متادون و قرص اعصاب و روان وارد کنگره شدند. به مدت دوازده ماه با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر حسین و همسفر طاهره سفر کردند. در حال حاضر به مدت شش سال و شش ماه است که به لطف خدا و دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر باستانی و رشته ورزشی همسفر ایروبیک و بدمینتون است. همسفر بتول در جایگاههای خدمتی سایت و دبیری لژیون راهنمایان خدمت کردهاند و در حال حاضر عضو لژیون سردار بوده و در جایگاه مسئول امتحانات شعبه غزالی و راهنمایی شعبه غزالی درحالخدمت هستند.
به مناسبت هفته همسفر مصاحبهای ترتیب دادهایم با راهنما همسفر بتول که توجه شما را به خواندن آن جلب میکنیم.

لطفاً بفرمائید چه حسی نسبت به هفته همسفر دارید؟
هفته همسفر را به همسفران مهندس، خانم آنی بزرگ، استاد امین، خانم آنی و خانم شانی و بهتمامی همسفران با عشق و محبت کنگره60 بسیار تبریک میگویم. بسیار تبریک میگویم.
من در این هفته حس بسیار خوب و انرژی زیادی دارم. این جشن این پیام را به من میدهد که فقط این نیست که من هدیهای را از جانب مسافرم دریافت کنم، بلکه این جشنها باعث میشود ابتدا از خداوند بزرگ و سپس از مهندس و خانواده محترمشان با تمام وجود سپاسگزاری و شکرگزاری کنم. همچنین به خودم افتخار میکنم و میبالم و خودم را با قبل از کنگره مقایسه میکنم که چقدر رشد کردهام و چه نعمتهایی را به واسطه حضور و آموزش گرفتن در کنگره به دست آوردهام. من با تمام وجودم اصل واژه همسفر را درک کردم؛ همسفر واقعی کسی است که با آموزشهای ناب کنگره، ذرهذره تبدیل به انسانی قوی، امیدوار، باایمان و بامحبت میشود. خداوند را شکر که به من توفیق بندگی داده است تا ذرهذره به عشق و محبت واقعی دست پیدا کنم و بتوانم به عزیزان هم دردم کمک کنم.
هر سال جشن همسفر به من میآموزد که مسئولیت خودم را در هر جایگاهی که هستم، چه همسفری و چه در جایگاه راهنمایی درست انجام بدهم و محکمتر در این مسیر سبز قدم بردارم. جشن همسفر نشانه اهمیت داشتن و مهم بودن نقش همسفر برای درمان اعتیاد مسافر و به حال خوش رسیدن اوست.
لطفاً نحوه آشنایی و ورود مسافرتان به دنیای تاریک اعتیاد و همچنین آشنایی خودتان و مسافرتان با کنگره را توضیح بفرمایید؟
در مورد این سؤال حقیقتاً من اصلاً نمیدانستم که مسافرم مصرفکننده است. سالبهسال زندگیمان بیرنگوبو و بدون حس و پر از تنش تر میشد و از نظر اقتصادی به صفر رسیده بودیم. مسافرم سر هر کاری که میرفت بیرونش میکردند. مدام بیمار بود، توانایی کارکردن را از دست داده بود و من علت را نمیدانستم؛ چون در مورد مواد مخدر و مصرفکننده آگاهی نداشتم. شبها مدام راه میرفتند و میگفتند فشارم بالا است و کارهای عجیبی انجام میدادند؛ تا اینکه با یک تشنج به بیمارستان رفتند و دکتر گفت که قرصهای زیادی را مصرف میکنند. متأسفانه تحتنظر دکتر مغز و اعصاب قرص مصرف میکردند، اما بهتر که نشدند هیچ، بدتر هم شدند. دیگر مثل یک انسان افسرده، ناامید و گوشهگیر شده بودند تا اینکه پیام کنگره را از طریق یکی از دوستانشان گرفتند. در آن زمان من میخواستم طلاق بگیرم و خانه پدرم بودم؛ ایشان آمدند و تعهد دادند که کنگره مکانی است که اعتیاد به طور کامل درمان میشود نه ترک. با اصرار مسافرم همراه او به کنگره آمدم. اول فقط برای کمک به او بود، اما فهمیدم اینجا بزرگترین علم را به من آموزش میدهد؛ آن هم علم درست زیستنی که سالها به دنبال آن بودم.
دیده میشود که برخی از مسافرین تمایلی به حضور همسفرانشان در کنگره60 ندارند و مانع حضور آنها میگردند، شما برای این افراد چه پیامی دارید؟
پیام من به این مسافرین این است که مانع حضور همسفرشان در کنگره نشوند. مسافر به قول استاد امین از طریق با سیم؛ یعنی مصرف مواد مخدر به جسم خود ضربه میزند و باعث میشود از تعادل خارج شود و لازمه رسیدن به تعادل این است که باید آموزش بگیرد و به دانایی برسد تا بتواند با استفاده از روش دیاستی و داروی اوتی به درمان برسد. همسفر هم حالش خرابتر از یک مسافر است؛ چون او از ترکشهای اعتیاد در امان نبوده و از طریق بیسیم با فرورفتن در افکار منفی و ضد ارزشها باعث شده است که جهانی پر از ترس و ناامیدی برای خودش ایجاد کند. حال اگر به کنگره نیاید و نسبت به صورتمسئله اعتیاد آموزش و آگاهی پیدا نکند، قطعاً مانع سفر درست مسافر خواهد شد یا سفری خوبی را نمیتواند داشته باشد؛ پس همانطور که مسافر نیاز به دانش و آگاهی دارد تابهحال خوش برسد، یک همسفر هم همینطور است. از مسافران خواهشمندم که همسفران خودشان را از علم کنگره که علم درست زندگیکردن است محروم نکنند.
منظور مهندس از این که فرمودند: "اگر همسفر درست سفر نکند، نهتنها بال پرواز نیست، بلکه از پرواز مسافرش هم جلوگیری میکند" چیست؟
درست است که همسفر اول برای درمان مسافر به کنگره میآید، اما ذرهذره میفهمد که خودش بیشتر از یک مسافر در تاریکی، ناامیدی، ترس و منیت فرورفته است و لازمه کمککردن به مسافر این است که خودش با رسیدن به دانایی، آن هم دانایی مؤثر - یعنی کاربردیکردن آموزشهایی که در هر جلسه در لژیونها و کارگاههای عمومی داده میشود - تاریکیهای درونی خود را بشناسد و به روشنایی تبدیل کند. آن موقع است که میتواند به مسافرش کمک کند و بال پروازش شود، اما زمانی که فرد به کنگره بیاید برای این که مسافر را کنترل کند و مدام دوربینش روی مسافر باشد و بخواهد او را تغییر دهد، نهتنها مسافرش درمان نمیشود و تغییر نمیکند، بلکه خودش هم روزبهروز حالش خرابتر میشود؛ پس باید یک همسفر خوب و قوی آموزشهای جهانبینی را فقط روی خودش کار کند نه دیگران.
به قول شاعر: "وقتی بد میآید، هرچه آید بد شود". این شعر چه چیزی را میخواهد به انسانها بگوید؟
من اولینبار این شعر را در سیدی جدید مهندس، شاخ گاو شنیدم. طبق صحبتهای ایشان منظور این است که اگر دیدگاه و تفکر من نسبت به مشکلات بد و زشت باشد، پس هر آنچه که پس از آن برای من پیش میآید قطعاً بد و بدتر خواهد شد. علت سختیها و مشکلات دو چیز است: اگر در صراط مستقیم باشیم برای من آموزش و خیر است، اگر نباشیم برای من مجازات و تنبیه است و هر دو برای رشد و تکامل من لازم است؛ چون همه ما در مسیر زندگی یک مسافر هستیم.
زمانی که من مشکلات را رحمت خداوند بدانم نه لعنت، قطعاً راهحل آن را پیدا خواهم کرد و برای رسیدن آن راهحل باید حتماً در صراط مستقیم و ارزشها حرکت کنم. در حرکت است که پلههای ترقی را میتوانیم طی کنیم. حرکتکردن هم یکی از فرامین خداوند است.
هیچگاه نباید ناامید باشیم، چون ناامیدی بزرگترین ابزار نیروهای منفی است که مانع رشد انسان میشود. در هر شرایطی باید امیدوار بود و در تمام مراحل زندگی باید اعتمادبهنفس داشت. به قول جناب مهندس درختان ایستاده میمیرند.
طراح سؤال و مسئول مصاحبه: همسفر نازنین رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول)
عکاس: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
ویراستاری و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول)، نگهبان سایت
همسفران نمایندگی غزالی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
109